در سال ۲۰۱۰، بهینه‌سازی موتورهای جستجوگر به‌معنی هرچه بیشتر بک‌لینک‌گرفتن و استفاده از کلمات کلیدی مناسب بود. درواقع در آن زمان مفهوم سئو، درک چگونگی تولید نتایج به کمک موتورهای جستجو و دستیابی به رتبه‌های بالاتر توسط مهندسی معکوس تلقی می‌شد. اما امروزه با ظهور مفهوم جستجوی معنایی (Semantic Search)، شیوه درک موتورهای جستجو تکامل یافت و به موازات آن، نحوه بهینه‌سازی سایت‌ها هم تغییر کرد.

حالا دیگر مشخص‌کردن کلمات کلیدی، به‌تنهایی برای بهبود رتبه سایت کافی نیست؛ بلکه باید معنی کلمه کلیدی را درک کنید و سپس از آن‌ برای ارائه اطلاعات غنی و متمرکز استفاده کنید. پس ابتدا لازم است هدف کاربر از مطالعه این اطلاعات را دریابید و تمام این موارد، بخشی از سئو در عصر پیدایش جستجوی معنایی هستند.

ما سعی می‌کنیم در این مطلب استارتاپت، مفهوم جستجوی معنایی را شرح دهیم و دلیل اهمیت آن در سئو و بهینه‌سازی محتوا بر اساس آن را بیان کنیم.

آشنایی با مفهوم جستجوی معنایی

مفهوم جستجوی معنایی درواقع تلاش موتورهای جستجو برای ارائه نتایج دقیق‌تر به کمک درک موارد زیر را توصیف می‌کند:

  • هدف جستجوگر
  • زمینه پرس‌وجو
  • ارتباط بین کلمات

به‌عبارت دیگر جستجوی معنایی در پی درک زبان طبیعی به همان روشی است که انسان از آن استفاده می‌کند. مثلا شاید از دوست‌تان بپرسید:

بزرگترین پستاندار زمین کدام است؟

و سپس سوال‌تان را با این پرسش تکمیل کنید:

اندازه آن چقدر است؟

مطمئنا دوست شما می‌داند که منظورتان از «آن»، همان بزرگترین پستاندار است. پس اینگونه جواب خواهد داد:

وال آبی

کلمات کلیدی در مفهوم جستجوی معنایی

جالب است بدانید که تا قبل از سال ۲۰۱۳، موتورهای جستجو قادر به تشخیص منظور سوال دوم نبودند. چون آن‌ها به‌جای پاسخ به سوال «اندازه وال آبی چقدر است؟» به‌دنبال کلیدواژه‌ای در عبارت «اندازه آن چقدر است؟» می‌گشتند؛ بنابراین صفحاتی متشکل از دقیقا همین واژه‌ها می‌یافتند.

امروزه گوگل به کمک جستجوی معنایی می‌تواند بین موجودیت‌های مختلف (مکان‌ها، افراد و اشیا)، تمایز قائل شود. این قابلیت به گوگل کمک می‌کند تا قصد جستجوگر را بر اساس عوامل مختلفی تفسیر کند:

  • تاریخچه جستجوهای کاربر
  • مکان کاربر
  • تاریخچه جستجوهای کلی صورت‌گرفته
  • بررسی املای کلمات

مثلا «diamondback» نام یک برند دوچرخه و همچنین نوعی مار زنگی است؛ اما گوگل چگونه تفاوت این دو را می فهمد؟ زمانی‌که شما پس از مدتی جستجو درمورد انواع نژادهای مار، کلیدواژه «diamondback» را جستجو می‌کنید؛ گوگل حدس می‌زند که احتمالا هدف شما آگاهی بیشتر درمورد مارها است. بنابراین به‌جای نشان‌دادن نتایج برند دوچرخه، شما را به‌سمت صفحاتی با مضمون مارهای زنگی هدایت می‌کند.

تاریخچه جستجوی معنایی

در ادامه به معرفی الگوریتم‌هایی می‌پردازیم که گوگل برای نزدیک‌‌‌تر شدن به مفهوم جستجوی معنایی استفاده می‌کند.

۱. گراف دانش

گراف دانش در مفهوم جستجوی معنایی

گراف دانش (The Knowledge Graph)، اولین قدم گوگل برای توجه به اهمیت موجودیت‌ها و موضوع اصلی جستجو بود. گوگل، شعار معروفی در این باره دارد:

چیزها، نه رشته‌ها. (Things, not strings)

گراف دانش، مراحل ایجاد تغییرات الگوریتمی در مقیاس بزرگ را تعیین می‌کند و اطلاعات عمومی را در قالب پایگاه داده‌ای عظیم گردآوری می‌کند؛ اطلاعاتی مثل فاصله با ماه، واژه رئیس جمهور لینکلن، بازیگران جنگ ستارگان و مواردی از لین قبیل. در کنار این اطلاعات، خصوصیات هر موجودیت هم ذخیره می‌شود؛ مثلا برای انسان‌ها می‌توان مواردی مثل تاریخ تولد، خواهر و برادر، والدین و شغل را ذخیره کرد.

۲. الگوریتم Hummingbird

بروزرسانی الگوریتم Hummingbird (به معنی مرغ مگس خوار) گوگل در سال ۲۰۱۳، درواقع نقطه آغازی بود برای مفهوم جستجوی معنایی به‌شکلی که امروز می‌شناسیم. این الگوریتم، صفحات وب را به‌جای مطابقت با ظاهر کلمات، با معنی‌شان تطبیق می‌دهد. به‌این‌ترتیب، صفحاتی که بیشتر با نیت و خواسته جستجوگر مطابق باشند، رتبه بالاتری نسبت به صفحاتی می‌گیرند که صرفا روی کلمات کلیدی متمرکز بودند.

۳. الگوریتم RankBrain

گوگل در سال ۲۰۱۵، الگوریتم RankBrain را معرفی کرد که درواقع یک سیستم یادگیری ماشین است که هم برای رتبه‌بندی به‌کار می‌رود و هم یک هوش مصنوعی برای تحلیل هوشمند است. الگوریتم RankBrain درست مثل الگوریتم Hummingbird، در تلاش است تا قصد کاربر از جستجو را بفهمد و البته نقطه تمایز این دو الگوریتم، در استفاده RankBrain از یادگیری ماشین است.

RankBrain همیشه درحال یادگیری و تجزیه‌وتحلیل بهترین روش‌های دستیابی به نتایج بهینه است؛ همچنین به‌دنبال شباهت‌هایی بین صفحات ارزشمند از نظر کاربران می‌گردد. به‌این‌ترتیب، ممکن است صفحه‌ای از سوی RankBrain به‌عنوان نتیجه خوب برای جستجوی واژه‌ای خاص انتخاب شود که اصلا کلیدواژه موردجستجو را ندارد.

تاثیر جستجوی معنایی بر سئو

در ادامه مطلب، عواملی که در بحث جستجوی معنایی، تاثیر بیشتری روی بهینه‌سازی سایت‌ها دارند را مورد بررسی قرار می‌دهیم و در هر زمینه، راهکارهایی به شما معرفی می‌کنیم.

۱. استفاده بیشتر از جستجوی صوتی

بخش عمده‌ای از تکامل مفهوم جستجوی معنایی به‌دلیل ظهور قابلیت جستجوی صوتی است. امروزه استفاده از دستورات صوتی در گوشی‌های تلفن همراه، متداول شده است و این مساله به‌خصوص در میان خانواده های پردرآمد، بیشتر دیده می‌شود. بهینه‌سازی برای جستجوی صوتی، روند کاملا متفاوتی با سئو سنتی است؛ چون شما بلافاصله باید متوجه منظور گوینده شوید و همچنین محتوای موجود هم باید قابلیت مکالمه داشته باشد.

بکارگیری مفهوم جستجوی معنایی

راهکار شما: باید محتوایی تولید کنید که به‌طور واضح و مختصر، به سوالات متداول‌ موجود در صفخات وب پاسخ دهد. استفاده از داده‌های ساختاریافته به موتورهای جستجو، به درک موضوع و محتوای تولیدشده توسط شما کمک می‌کند. مثلا، فروشنده لوازم ورزشی می‌تواند چک لیست‌هایی از کالاهای ورزشی مناسب برای یک پیاده‌روی، گردش در طبیعت، ماهیگیری و شکار، تهیه کند.

۲. تمرکز روی موضوع به‌جای کلمات کلیدی

دیگر زمان تولید محتوا حول محور کلمات کلیدی خاص، گذشته است و به‌جای آن، باید دنبال موضوعاتی باشید که می‌توانید به‌صورت عمیق در محتوای‌تان تحت پوشش قرار دهید. هدف اصلی در اینجا، تولید یک منبع جامع، اصیل و باکیفیت درباره یک موضوع خاص است.

راهکار شما: به‌جای ایجاد چندین صفحه که هر کدام به موضوع جداگانه‌ای می‌پردازد، تمرکز خود را روی تولید منابع مفید و جامع بگذاری؛ منابعی راهنمای جامع در یک حوزه خاص باشند. بدین ترتیب می‌توانید محتوای ارزشمندی برای کاربران ایجاد کنید.

۳. در اولویت قراردادن خواسته جستجوگر

بهترین راه برای هدف قراردادن کلمات کلیدی، استفاده مستقیم از این کلمات نیست؛ بلکه نیت ما، انتقال منظور و خواسته مراجعه کنندگان است. با استخراج مواردی که افراد را به سایت شما هدایت می‌کند، می‌توانید موضوعات مناسب برای تولید محتوا را جمع‌آوری کنید.

راهکار شما: فهرستی از کلمات کلیدی تهیه کرده و آن‌ها را بر اساس هدف و قصد کاربر، جدا کنید. مثلا عبارت‌های «مقایسه عمر باتری اندروید و آیفون» و «مقایسه گوشی‌های آیفون و سامسونگ» را درنظر بگیرید. مشخص است کاربری که این دو عبارت را جستجو می‌کند، می‌خواهد گوشی‌های هوشمند را باهم مقایسه کند. از طرف دیگر، عبارت‌های «محل خرید آیفون ایکس» و «بهترین قیمت برای سامسونگ گلکسی» به‌وضوح قصد «خرید»” جستجوگر را نشان می‌دهند. پس از درک نیت کاربر از جستجوی یک عبارت، می‌توانید محتوایی ایجاد کنید که مستقیما در پاسخ به نیاز و هدف او نوشته شده باشد؛ به‌این‌ترتیب می‌توانید از تولید محتوا، از طریق تمرکز روی کلمات کلیدی خاص دوری کنید.

۴. اهمیت سئوی فنی به اندازه محتوا

گفته شد که گوگل، به‌نحوی تغییر رویه داده که اهمیت کمتری برای رشته‌ کلمات، قائل است. با این وجود، الگوریتم‌های آن هنوز به‌قدر کافی هوشمند نشده‌اند تا بین معنی کلمات و نیت به‌کاربردن آن‌ها، تفاوتی قائل شوند و شما هنوز هم باید برای بهینه‌سازی سایت‌تان، وقت بگذارید. به‌اینترتیب به گوگل در درک محتوای سایت، کمک می‌کنید.

اهمیت سئو در مفهوم جستجوی معنایی
  • کلمات کلیدی: کلمات کلیدی، هنوز هم تعیین کننده هستند. از یک ابزار تحلیل محتوا برای تشخیص سوالات معمول و کلیدواژه‌هایی که می‌توانید در محتوای‌تان به‌کار ببرید، استفاده کنید. از کلمات کلیدی در عنوان، برچسب‌ها، آدرس، متا و بدنه محتوا استفاده کنید.
  • ایجاد لینک: بک‌لینک‌ها یا لینک‌های برگشتی، همچنان یکی از مهم‌ترین عوامل رتبه‌بندی سایت‌ها هستند. محتواهایی که به‌صورت طبیعی، لینک پذیر هستند را در اولویت قرار دهید. از لینک‌سازی داخلی غافل نشوید و با این روش، می‌توانید محتواهای ارزشمندی که تولید کرده‌اید را به‌هم وصل کنید.
  • داده‌های ساختاریافته: از نشانه‌گذاری اسکیما (Schema) استفاده کنید تا مشتریان‌تان راحت‌تر شما را پیدا کنند. همچنین موتورهای جستجو هم می‌توانند سایت را ایندکس‌گذاری کنند.
  • خطاها: تا جای ممکن، ریدایرکت شدن (انتقال) صفحات را کاهش دهید و درصورت بروز این اتفاق، بهتر است از ریدایرکت ۳۰۱ استفاده کنید. در واقع، شما نباید بیشتر از یک صفحه را برای ریدایرکت صفحات‌تان درنظر بگیرید و از تگ‌های rel=canonical برای نسخه‌های مختلف سایت، استفاده کنید.
  • سرعت سایت: با به حداقل‌رساندن منابع، فضرده‌سازی تصاویر، استفاده از حافظه کش مرورگر و تبعیت از چک لیست گوگل، سرعت سایت را بهینه کنید.
  • بهینه‌سازی ساختار سایت: حفظ ساختار منطقی سایت، به موتورهای جستجو در ایندکس سایت و درک ارتباط بین محتواهای موجود شده، کمک می‌کند. همچنین این کار، باعث بهبود تجربه کاربری هم می‌شود.

۵. تمرکز بیشتر روی تجربه کاربری

در عصر جستجوی معنایی جلب رضایت کاربر، هدف نهایی تمام تلاش‌های انجام‌شده در زمینه سئو است. گوگل اهمیت خاصی برای رضایت کاربران قائل است و به‌همین‌دلیل، دائما الگوریتم‌های خود را بهینه می‌کند تا درک بالاتری از قصد و نیت جستجوگران داشته باشد. پس لازم است هنگام بهینه‌سازی سایت، روی تجربه کاربری هم تمرکز داشته باشید.

راهکار شما: تا جای ممکن، سرعت بارگزاری صفحات را افزایش دهید و از بهینه‌بودن نسخه موبایل سایت‌تان، اطمینان حاصل کنید. درحال حاضر گوگل، نسخه موبایل سایت‌ها را برای ایندکس‌گذاری در اولویت قرار می‌دهد. همیشه حواس‌تان به معیارهایی مثل نرخ دفع کاربر (Bounce rate) و متوسط بازه زمانی دوره (Session Duaration) باشد. هر زمان که به بهبود چیزی در سایت نیاز پیدا کردید؛ ابتدا تست A/B را روی آن انجام دهید که معمولا برای رسیدن به بهترین راهکار در زمینه طراحی و بهبود تجربه کاربری استفاده می‌شود.

نتیجه

درک نحوه پردازش داده‌ها توسط گوگل برای عملکرد بهتر در سئو، امری ضروری است. استفاده از ترفندهای قدیمی سئو، دیگر بیش از این پاسخگوی نیازها نیست. مخصوصا حالا که موتورهای جستجو، در زمینه درک حوزه اطلاعات و همچنین ایجاد ارتباط بین مفاهیم و قصد کاربران، پیشرفته‌تر می‌شوند. محتوایی تولیدشده شما، باید همزمان کاربران اینترنت و موتورهای جستجو را موردتوجه قرار دهد؛ البته برای نزدیک‌تر شدن به مفهوم جستجوی معنایی باید کاربران را در اولویت قرار داد.

محتوا باید باکیفیت، منطبق با خواسته کاربر و همچنین بهینه‌شده برای ایندکس‌گذاری و رتبه‌بندی صفحات وب باشد. اگر شما بتوانید این توازن را قرار کنید، قطعا پس در مسیر درستی قرار خواهید گرفت.