احتمالا از سنین کودکی برچسب‌هایی مثل «این بچه چقدر بااستعداده» یا « بچه‌ام خیلی بی‌استعداده» به ما یا اطرافیان‌ما زده‌اند. تنها کافی بود کودکی در مدرسه، در نقاشی‌‌کشیدن ذوق و سلیقه نشان نمی‌داد تا به او برچسب بی‌استعدادی زده شود. ما در گذشته، اینگونه ما با واژه «خلاقیت» آشنا شدیم اما امروزه درمورد خلاقیت و استعداد طرز دیگری صحبت می‌شود. همه ما خلاق هستیم، فقط باید کشف کنیم که در چه زمینه‌ای خلاقیت و استعداد داریم. در این مقاله از استارتاپت قصد داریم درمورد راه و روش کشف خلاقیت درونی صحبت کنیم.

تعریف خلاقیت

خب وقت آن رسیده تا تعریفی که از دوران کودکی درمورد خلاقیت به ما گفته شده را فراموش کنیم.

خلاقیت فقط مخصوص کارهای هنری نیست بلکه می‌تواند درمورد هرچیزی معنی داشته باشد. یعنی تقریبا هر کاری که روزانه انجام می‌دهید، از ریاضیات گرفته تا برقراری روابط اجتماعی، سفر رفتن، ارائه سرویس به مشتری یا حتی نظافت؛ اگر آن کار برای شما مهم باشد و رضایت و شادی شما را به همراه داشته باشد می‌تواند به‌عنوان زمینه خلاقیت شما محسوب شود.

تحقیقات نشان می‌دهد داشتن یک سرگرمی خلاقانه، فعالیت مغز را بهبود می‌بخشد و به فرد در مقابله با استرس کمک می‌کند و به‌طور کلی سلامتی و احساس مثبت تقویت می‌کند.

برای افرادی که خودشان را متقاعد کرده‌اند آدم خلاقی نیستند، شاید این مزایا کمی غیرواقعی به‌نظر برسد؛ اما اگر خلاقیت را دوباره برای خودمان معنی کنیم، خواهیم دید که همه‌چیز با خلاقیت امکان‌پذیر است.

کشف خلاقیت و تفکر خلاق

تفکر خلاق، کلید یافتن هنرمند درون

یک تصور اشتباه دیگر درمورد خلاقیت که در ذهن ما نقش بسته، این است که حتما خلاقیت ما باید یک نتیجه نهایی مثل نقاشی، داستان یا موسیقی داشته باشد تا دیگران آن را ببینند یا تحسین کنند. اما افرادی که نقاشی نمی‌کشند، مجسمه نمی‌سازند یا ساز نمی‌زنند، می‌توانند لذت خلاقیت را در تفکر خلاق (Creative Thinking) پیدا کنند.

تفکر خلاق، فرآیند نگاه‌کردن به موقعیت از یک زاویه و نقطه‌نظر جدید است که می‌تواند به راه‌حل‌های جدید و غیرقابل‌توصیف منجر شود. تفکر خلاق در حقیقت، کلید پیداکردن هنرمند درون است.

حالا اگر از این جنبه به قضیه نگاه کنید، متوجه می‌شوید که ما همیشه از این نوع خلاقیت استفاده می‌کنیم. مثلا وقتی مترو تعطیل است، از تفکر خلاق استفاده می‌کنیم تا یک مسیر جدیدی برای رسیدن به مقصد پیدا کنیم یا اگر هنگام تهیه یک غذا، مواد اولیه‌ای را نداشته باشیم، از چیز دیگری به‌جای آن استفاده می‌کنیم.

برای اینکه بتوانید وارد این جنبه از شخصیت خود شوید، باید به‌دنبال چیزی باشید که باعث شادی شما می‌شود.

با توجه به مثال‌های ساده بالا، همه ما قادر به انجام تفکر خلاق و ایجاد نوآوری هستیم؛ پس نیمی از راه کشف خلاقیت را رفته‌ایم.

ممکن است سال‌ها اینگونه فکر کرده باشید که شما انسان خلاقی نیستید اما از امروز، حتما به‌دنبال کار یا چیز خاصی باشید که از ته دل خوشحال‌تان می‌کند. اینگونه می‌توانید از مزایای تفکر خلاق بهره‌مند شوید.

۳ قدم برای کشف خلاقیت درونی

اگر باوجود آنجه بالاتر گفته شد، باز هم نتوانستید فضای خلاقیت خود را پیدا کنید؛ اصلا نگران نباشید، در ادامه این مطلب قصد داریم به سه قدم مهم برای کشف خلاقیت درونی اشاره کنیم.

قدم اول: زمینه بروز خلاقیت خود را کشف کنید

اولین قدم برای کشف خلاقیت این است که احساسات و خصوصیات درونی خود را پیدا کنید. احتمال دارد که فضای خلاقیت شما، هنوز برای‌تان واضح و آشکار نباشد. زمینه بروز خلاقیت‌تان می‌تواند همان چیزی باشد که طی سال‌های زندگی خود، به‌صورت تجربی به‌دست آورده‌اید یا استعدادی باشد که خودتان می‌دانید از آن برخوردار هستید.

برای اینکه زمینه بروز خلاقیت منحصربه‌فرد خود را کشف کنید، ابتدا باید این سوال‌ها را از خودتان بپرسید.

  • چه چیز برای من ارزش دارد؟
  • چه چیزی من را شاد می‌کند؟
  • من به‌طور طبیعی به چه محیط یا موقعیت‌هایی جذب می‌شوم؟
  • چه چیزی من را منحصربه‌فرد می‌کند؟
  • دوستانم من را به چه چیزی می‌شناسند؟
  • چه رویایی در سر دارم؟

ممکن است برخی از پاسخ‌های شما اینگونه باشد: آشپزی، باغبانی، یک شنونده عالی بودن، داشتن یک مدل موی زیبا، خنداندن دیگران، تبدیل‌شدن به یک فرد واقعا منظم.

باور کنید یا نه، همه این پاسخ‌های می‌توانند زمینه بروز خلاقیت شما باشند. تنها چیزی که شما واقعا نیاز دارید، این است که ابتدا هنر و شکل بروز استعداد خود را بشناسید.

کشف خلاقیت و بروز آن

قدم دوم: به خلاقیت و هنر خود باور داشته باشید

حالا که زمینه بروز خلاقیت خود را شناختید؛ وقت آن رسیده که به‌عنوان یک هنرمند، به اثر هنری خود فکر کنید. به‌عنوان یک هنرمند، بسیار مهم است به راه‌هایی که شما را از سایرین متمایز می‌کند، باور داشته باشید.

مثلا ممکن است متوجه شوید که زمینه بروز خلاقیت شما یک دوست حامی بودن است. خیلی هم عالی است که شما یک دوست حمایت‌کننده برای دیگران باشید. حالا از خودتان بپرسید که دوستی با شما دقیقا چه شکلی است؟ چه رفتار و تعاملی می‌تواند محبت شما به دوست‌تان را به یک هنر تبدیل کند؟ پاسخ‌های احتمالی شما ممکن است موارد زیر باشد:

من قابل‌اعتماد هستم، دوستانم را تشویق و تحسین می‌کنم، از مشاوره‌دادن به دیگران خوشحال می‌شوم، از فکرکردن به روش‌هایی که به دوستان احساس ارزشمندبودن می‌دهد، لذت می‌برم.

به خصوصیات منحصربه‌فردی که به زبان می‌آورید، افتخار کنید. این خصوصیات شما را از سایر افرادی که همان کار را انجام می‌دهند، متمایز می‌کنند و به شما یک چهره خلاق می‌بخشند.  

کشف خلاقیت درونی

قدم سوم: سعی کنید خارج از چارچوب‌های ذهنی فکر کنید

وقتی زمینه بروز خلاقیت خود را کشف کردید، معجزه رخ می‌دهد. زمانی‌که خارج از چارچوب فکر می‌کنید، راه‌های جدیدی برای بروز خلاقیت و استعداد خود کشف خواهید کرد.

برای مثال اگر هنگام وقت‌گذراندن در طبیعت، احساس خلاقیت می‌کنید؛ چگونه می‌توانید روش‌های جدیدی برای تکرار این تجربه پیدا کنید؟

مثلا می‌توانید یکی از مناظر زیبای طبیعی که در پیاده‌روی دیده‌اید را نقاشی کنید یا اگر در شهر زندگی می‌کنید، آخر هفته به فضاهای سبز و بوستان‌هایی که تا حالا نرفته‌اید، سری بزنید. حتی می‌توانید در محیط خانه یا حیاط خانه، برخی از گل‌ها و ساکولنت‌ها (Succulent Plant) را بکارید، راه‌های بسیاری برای تکرار تجربه حضور در طبیعت وجود دارد.

در دنیایی که دائما به وسیله عکس‌ها، ویدیوها و صداهای خلاقانه بمباران می‌شویم؛ به‌راحتی می‌توانیم استعدادهای خود را نادیده بگیریم. بسیاری از افرادی که در فیلم‌ها می‌بینیم یا آثار آن‌ها را در شبکه‌های اجتماعی دنبال می‌کنیم، بسیار خلاق و بااستعداد هستند؛ اما به این معنی نیست که شما فرد خلاقی نیستید.

وقتی خودتان را یک فرد خلاق بدانید و استعدادهای خود را باور کنید، دنیایی از تفکر خلاق، بروز استعداد و شادی بی‌پایان به روی شما باز خواهد شد.