در سال‌های گذشته، تغییر و نوآوری‌ زیادی در تکنیک‌های تجزیه و تحلیل کسب و کار ایجاد شده است. با وجودی‌که هدف اصلی این تکنیک‌ها، تولید بهترین خروجی ممکن است اما استفاده از تمام آن‌ها در طول پروژه، کار صحیحی نیست؛ چون هر یک مناسب بخش خاص از پروژه است، مثل وقتی که پروژه در فاز شروع یا پایان قرار دارد. ضمنا تمام این تکنیک‌ها برای کل پروژه‌ها قابل‌استفاده نیستند و روش‌هایی که در ادامه بیان می‌کنیم، باید بر اساس نوع پروژه و هدف شما مورد استفاده قرار بگیرند.

معرفی تکنیک‌های تجزیه و تحلیل کسب و کار

شما به‌عنوان شخصی که در زمینه تحلیل کسب و کار فعالیت می‌کنید، باید تعدادی از بهترین تکنیک‌های این حوزه را بشناسید. ما در این مطلب از استارتاپت، ۱۰ تکنیک محبوب و کاربردی را به شما معرفی می‌کنیم.

۱. تکنیک تحلیل SWOT

واژه SWOT، مخفف کلمه‌های Strength (نقاط قوت)، Weakness (نقاط ضعف)، Opportunities (فرصت‌ها) و Threats (تهدیدها) است.

این تکنیک، یک تحلیل کامل است که توسط اکثر افراد حرفه‌ای مورد استفاده قرار می‌گیرد.

  • بررسی نقاط ضعف و قوت عوامل داخلی
  • بررسی فرصت‌ها و تهدیدهای عوامل خارجی
تجزیه و تحلیل کسب و کار با swot

مزایای SWOT

تکنیک SWOT یکی از محبوب‌ترین روش‌های تجزیه و تحلیل کسب و کار به‌دلیل سادگی استفاده از آن است. این تکنیک در تحلیل‌های سازمانی هم استفاده می‌شود و تنها مختص کسب و کارهای کوچک نیست. شما می‌توانید در هر مرحله از پروژه، بنا بر نیازتان از SWOT استفاده کنید.

۲. تکنیک تحلیل MOST

واژه MOST، مخفف کلمه‌های Mission (ماموریت)، Objective (هدف)، Strategy (استراتژی) و Tactics (تاکتیک و روش‌ها) است.

تجزیه و تحلیل کسب و کار به کمک MOST

روش تحلیل MOST چارچوبی قدرتمند است که برای تشخیص اهداف سازمان و راه‌ رسیدن به آن‌ها استفاده می‌شود. همچنین از این روش برای تعیین وظایف در راستای استراتژی تعیین‌شده استفاده می‌شود. بنابراین تکنیک MOST برای تعیین قابلیت‌ها و اهداف سازمان‌ها، بسیار مناسب است. در ادامه، به بررسی هدف هر یک از عوامل موجود در این تکنیک می‌پردازیم.

ماموریت: مهم‌ترین عامل در هر سازمان، ماموریت تعریف‌شده برای آن سازمان است. در واقع ماموریت، تعریف اهداف و خواسته‌هایی است که می‌خواهیم در آینده به آن‌ها برسیم. اگر ماموریت به‌خوبی مشخص شده باشد؛ تحلیل و اندازه‌گیری سایر عوامل، آسان‌تر خواهد بود.

اهداف: مجموعه‌ هدف‌هایی است که در نتیجه دنباله‌روی از ماموریت‌های سازمان به وجود می آیند. اهداف تعریف شده باید به اصطلاح SMART یعنی Specific (خاص)، Measurable (قابل‌اندازه‌گیری)، Achievable (قابل‌دستیابی)، Realistic (واقع‌گرایانه) و Timely (دارای مدت‌زمان مشخص) باشند.

استراتژی: مراحل یا اقداماتی است که یک سازمان باید برای رسیدن به اهدافش انجام دهد که در نهایت به تکمیل ماموریت سازمان منجر می‌شود. یک استراتژی مجموعه‌ای از تاکتیک‌ها است.

تاکتیک ها: روش‌هایی که هر سازمان برای اجرای استراتژی‌های خود به‌کار می‌گیرد.

مزایای MOST

MOST یک تکنیک ساختاری در زمینه تحلیل کسب و کار است که در سطوح مختلف سازمانی قابل‌استفاده است. به کمک این تکنیک، از تمرکز سازمان بر ماموریت تعریف‌شده مطمئن می‌شوند که یک عامل ضروری برای موفقیت سازمان است.

۳. تکنیک مدل‌سازی فرآیند کسب و کار (BPM)

مدل‌سازی فرآیند کسب و کار بیشتر درمورد بهبود فرآیندها است اما می‌توان از آن در زمینه تحلیل پروژه هم استفاده کرد. برای تشخیص کم‌وکاستی‌های فرآیند فعلی در مقایسه با فرایندی که قرار است در آینده استفاده شود، از این روش کمک می‌گیرند. بر اساس استانداردهای موسسه بین‌المللی تجزیه و تحلیل کسب و کار (IIBA)، تحلیلگران در یک پروژه BPM، این وظایف را برعهده دارند:

  • برنامه ریزی استراتژیک
  • تحلیل مدل کسب و کار
  • تعریف فرآیند و طراحی آن
  • تحلیل فنی راه‌حل‌های پیچیده کسب و کار
تجزیه و تحلیل کسب و کار با BPM

معمولا BPM نموداری متشکل از فرآیند، تصمیمات و اطلاعات موجود، در قالب یک گردش کاری متوالی است. نشانه‌گذاری در نمودارهای BPM به دو روش صورت می‌گیرد:

  • BPMN
  • UML

مزایای BPM

تکنیک BPM راه ساده‌ای برای بیان منطقی نحوه عملکرد یک فرآیند تجاری به‌کمک نقش‌های مختلف است. می‌توان BPM را یکی از بهترین تکنیک‌های تحلیل کسب و کارهای فعال در حوزه فناوری اطلاعات دانست، به‌دلیل سادگی استفاده از آن در تصویرسازی مراحل اجرای یک فرآین و این کار به‌نوبه خود، بتعث ساده‌تر شدن تجزیه و تحلیل کسب و کار می‌شود.

۴. تکنیک مدل‌سازی کاربردی

مدل‌سازی مورد کاربرد، روشی برای نشان‌دادن نحوه عملکرد توابع کسب و کار در یک سیستم نشان‌دهنده تعاملات کاربر است. از این تکنیک، عمدتا در مرحله طراحی پروژه‌های توسعه نرم‌افزار استفاده می‌شود. پس می‌توان نیازهای تجاری را به مشخصات عملکردی در یک پروژه توسعه محور نوشت. ابزارهای مختلفی برای رسم نمودارهای UML وجود دارد که از جمله آن‌ها می‌توان به Microsoft Visio و Rational Rose اشاره کرد.

تجزیه و تحلیل کسب و کار به کمک نمودار مورد کاربرد

اجزای اصلی مدل‌سازی مورد کاربرد شامل موارد زیر هستند:

  • سیستم: طرح کلی نمودار، به‌عنوان سیستم شناخته می‌شود. در نمودار بالا، بخش مستطیلی شکل به عنوان سیستم مدیریت ثبت ساعات کار، به تصویر کشیده شده است.
  • مورد کاربرد: در نمودار UML، هر کاربرد با یک بیضی نشان داده می‌شود که نشان‌دهنده یک عمل واحد است. در مثال بالا، ۶ کاربرد مشاهده می‌کنید که هر کدام نقش متفاوتی در فرآیند مدیریت ثبت ساعات کاری دارند.
  • بازیگران: این عامل به کمک شکل‌های شبیه انسان در نمودار UML نمایش داده می‌شوند. این بازیگران با یک یا چند کاربرد در ارتباط هستند. یادتان باشد که باید بازیگران را خارج از محیط مستطیلی شکل، قرار دهید.
  • رابطه انجمنی: تعامل یک بازیگر با کاربردهای درون سیستم را به‌عنوان رابطه انجمنی می‌شناسیم. در نمودار بالا، مشاهده می‌کنیم که مدیر و کارمند، به‌عنوان دو بازیگر، درحال تعامل با موردهای کاربرد مختلف هستند.
  • تفکر قالبی: ارتباط میان موردهای کاربرد را تحت‌عنوان تفکر قالبی یا Stereotypes می‌شناسیم. دو نوع مختلف از این ارتباطات وجود دارد: <<uses>> و <<extends>>.

مزایای مدل‌سازی مورد کاربرد

نمودار مورد کاربرد UML، از جمله تکنیک‌های پرکاربرد در تحلیل کسب و کار است. زیرا می‌تواند موجب نمایش واضح عملکردهای موجود شود. یک تحلیلگر کسب و کار باید تاکید بیشتری روی نواحی اصلی عملکردی داشته باشد. نشان‌دادن نحوه تعامل بازیگران سیستم با کمک UML، به این موضوع کمک می‌کند. نمودار UML به تشخیص نیازمندهای عملکردی مهم از دید کاربران اصلی سیستم، بسیار کمک می‌کند.

۵. تکنیک طوفان فکری

این تکنیک محبوب، بر پایه فعالیت گروهی استوار است. در این روش، گروهی دور هم جمع می‌شوند و به تولید ایده، بررسی دلایل یا ارائه راه‌حل‌هایی برای مسائل پیش‌آمده می‌پردازند. طوفان فکری را می‌توان به‌عنوان پیش زمینه‌ای برای دیگر تکنیک‌های تحلیل نظیر SWOT یا PESTLE هم به‌کار برد.

۶. تکنیک تحلیل نیازمندی‌های غیر عملکردی

از این تکنیک زمانی استفاده می‌شود که فناوری‌های مرتبط با یک مساله، درحال تغییر هستند. زیرا تغییر فناوری، همیشه موجب بروز مشکلات و مسائلی در کسب و کار می‌شود. در این تکنیک، تحلیلگر باید روی عملکرد سیستم و نیازمندی‌های ذخیره‌سازی داده برای اندازه‌گیری این عملکرد، تمرکز کند. از این تکنیک در فاز تحلیل پروژه استفاده می‌شود ولی از نتایج حاصل از آن، در فاز طراحی پروژه بهره برده می‌شود. نیازمندی‌های غیرعملکردی می‌تواند شامل موارد متعددی باشند، نظیر:

  • کارایی
  • امنیت
  • ثبت وقایع
  • قابلیت اطمینان

مزایای نیازمندی‌های غیر عملکردی

این روش، یکی از ساده‌ترین و بهترین تکنیک‌های تحلیل کسب و کاراست. حتی در برخی موارد، رسیدن به نتیجه موردنظر بدون استفاده از این تکنیک غیرممکن است و این نکته نشان از اهمیت آن دارد.

۷. تکنیک تحلیل PESTLE

همیشه عوامل محیطی وجود دارند که می‌توانند روی برنامه ریزی استراتژیک کسب و کار تاثیر بگذارند. این عوامل کلیدی معمولا به‌عنوان PESTLE شناخته می‌شوند. PESTLE مخفف کلمات Political (سیاست)، Economic (اقتصاد)، Social (جامعه)، Technological (فناوری)، Legal (قانون) و Environmental (محیط) است.

هر کدام از این عوامل می‌توانند روی تصمیم نهایی کسب و کارها تاثیر بگذارند. بنابراین، تحلیل آن‌ها از کارهای مهم در فاز تجزیه و تحلیل کسب و کار است.

استفاده از PESTLE برای تجزیه و تحلیل کسب و کار

در تصویر بالا، برخی از عوامل کلیدی موجود در پارامترهای PESTLE را مشاهده می‌کنید. وظیفه تحلیلگر کسب و کار این است که از تکنیک PESTLE برای درک و تشخیص عوامل محیطی سازمان استفاده کند. ضمن این‌که شیوه تاثیرگذاری این عوامل را هم باید تشخیص دهد.

مزایای PESTLE

PESTLE چارچوبی ساده برای تحلیل کسب و کار است. البته استفاده از این تکنیک، علاوه بر مهارت‌های عملکردی تحلیلگر، نیاز به تخصص و تجربه او هم دارد. با استفاده درست از PESTLE، می‌توانیم پتانسیل تهدیدات موجود برای یک سازمان را درک کنیم. ضمنا می‌توان از آن برای پیداکردن فرصت‌هایی که در خارج از سازمان وجود دارند هم استفاده کرد.

۸. تکنیک تحلیل نیازمندی‌ها

تحلیل نیازمندی‌ها بخشی از چرخه حیات پروژه است. این فاز از جایی شروع می‌شود که ذینفعان، نیازهای خود را بازگو می‌کنند. در این تکنیک باید از مصاحبه برای تشخیص نیازمندی‌ها استفاده کرد. یک مصاحبه می‌تواند متشکل از موارد زیر باشد:

  • سوالات
  • دریافت‌ها
  • تفسیرها
  • کارگاه‌های آموزشی

مزایای تحلیل نیازمندی‌ها

تحلیل نیازها تقریبا بخشی غیر رسمی در هر پروژه‌ای محسوب می‌شود. با این حال، از میزان اهمیت آن کاسته نمی‌شود. بدون درست انجام دادن این کار، نمی‌توان پروژه‌ای را به شکل صحیح، طراحی کرد و توسعه داد. از این‌رو، حتی می‌توان آن را مهم‌ترین مرحله از یک پروژه دانست. مزیت دیگر این تکنیک این است که ذینفعان و سرمایه گذاران را مستقیما درگیر پروژه می‌کند.

۹. تکنیک داستان کاربر

این تکنیک، نسبتا جدیدتر از سایر تکنیک‌ها است. از این روش بیشتر در مدل‌های چابک استفاده می‌شود. این مدل‌ها نیاز به تکرار مراحل جمع‌آوری نیازمندی‌ها، طراحی و ساخت پروژه دارند. در این روش، الزامات پروژه از نقطه نظر کارابران نهایی جمع‌آوری می‌شود تا بهترین راه‌حل‌های ممکن ارائه شود.

مزایای داستان کاربر

در این روش، تحلیل نیازمندی‌ها از دید کاربران صورت می‌گیرد؛ پس خروجی آن بسیار کاربر محور و نزدیک به دلخواه آن‌ها است.

۱۰. تکنیک CATWOE

این تکنیک، یک روش تفکر گروهی است برای تجزیه و تحلیل کسب و کار برای درک آنچه که از خروجی کار انتظار داریم. با این روش می‌توان نقاط مشکل‌دار و نحوه تاثیر آن‌ها بر کسب و کار را متوجه شد. CATWOE مخفف کلمات زیر است: Clients (مشتریان)، Actors (بازیگران)، Transformation (دگرگونی)، Weltanschauung or World View (دیدگاه جهانی)، Owner (دیدگاه شخصی) و Environmental Constraints (محدودیت‌های محیطی) است.

مزایای CATWOE

تکنیک CATWOE، دیدگاه‌های ذینفعان مختلف راجع‌به یک مساله مشترک را جمع‌آوری می‌کند. پس با کمک آن می‌توان به درک مشترکی از فرضیات، یکپارچگی داده‌ها و زوایای اخلاقی پروژه رسید. بنابراین به اولویت‌بندی دیدگاه‌ها و نظرات مختلف، کمک می‌کند.

نتیجه

در خاتمه باید گفت که هر کدام از تکنیک‌ها در جای خود مفید هستند. هر تحلیلگر که به استفاده از بهترین تکنیک‌های تحلیل کسب و کار نیاز داشته باشد، می‌تواند به این روش‌ها رجوع کند. ضمنا، این تکنیک‌ها در انواع کسب و کارها قابل‌استفاده هستند.