در این مقاله از استارتاپت با راهنمای جامع آگاهی از برند یاد می‌گیرید که چطور میزان آگاهی از برند خود را افزایش داده و روی تلاش‌های بازاریابی، درک مشتری و درآمد شرکت تاثیر مثبتی داشته باشید. آیا تابه‌حال شنیده‌اید که عده‌ای خودشان را با نام برندها توصیف کنند یا به‌عنوان عضوی از گروه «اپلی‌ها»، «نایکی‌ها» و «خریداران جوزتریدر (Joe’s Trader)» شناخته شوند؟

این دقیقا همان دستاوردی است که آگاهی از برند برای شرکت‌ها به ارمغان می‌آورد: واردکردن برند به سبک زندگی مشتریان و ایجاد عادات خرید در آن‌ها به‌طوری که بارها و بارها برای خرید محصولات متنوع شما حتی لحظه‌ای شک به دل‌شان راه ندهند.

راهنمای جامع آگاهی از برند به شما کمک می‌کند که این مفهوم را بهتر درک کنید و از آن برای مخاطبان و ساخت کمپین استفاده کنید. چنین قابلیتی می‌تواند برای کسب‌وکارتان رشد مداوم و تغییراتی مثبت به همراه داشته باشد.

در این راهنما به عناوین زیر خواهیم پرداخت:

مرحله اول: مفهوم و اهمیت آگاهی از برند

این مفهوم نشان می‌دهد مخاطبان موردنظر شما تا چه حد با برندتان آشنا هستند و تا چه حد می‌توانند آن را تشخیص بدهند. برندهایی که در زمینه شاخص آگاهی از برند به مدارج خوبی رسیده‌اند به طور معمول با عناوینی مثل «ترند»، «پرطرفدار» و به عبارت ساده‌تر «محبوب» توصیف می‌شوند. ایجاد آگاهی از برند به کمک بازاریابی و ارتقای شرکت و محصولات، مخصوصا در زمانی ارزشمند هستند که در مراحل اولیه کسب‌وکار خود قرار دارید.

شاید اصطلاح آگاهی از برند برای شما یک مفهوم مبهم به نظر برسد، در حقیقت همینطور است. آگاهی از برند برای آن دسته از بازاریابان و مالکان کسب‌وکار که به دنبال ارزیابی موفقیت با اعداد قطعی و مرتب هستند باعث آشفتگی می‌شود.

اما صرف اینکه این مفهوم مانند سایر معیارها به درستی قابل‌تعیین نیست باعث نمی‌شود فکر کنید که ارزشی ندارد. آگاهی از برند برای اهداف کلی بازاریابی و موفقیت کسب‌وکار اهمیت بسیار زیادی دارد. در ادامه راهنمای جامع آگاهی از برند دلایل اهمیت این شاخص را به شما توضیح خواهیم داد.

۱. آگاهی از برند باعث افزایش اعتماد مشتریان می‌شود

در دنیای امروز مشتریان قبل از خرید به تحقیق و پرسیدن نظرات دیگران در مورد محصول می‌پردازند. در چنین شرایطی اعتماد داشتن به برند تفاوت زیادی ایجاد می‌کند. وقتی یک مشتری با برند شما پیوند می‌خورد احتمالا به خرید بیشتر از برندتان ادامه می‌دهد و در دفعات بعدی برای خرید زیاد تامل نمی‌کند. این خریدها کم‌کم راه را برای به‌جودآمدن اعتماد و وفاداری به برند باز می‌کنند.

آگاهی از برند باعث می‌شود جلب نظر مشتریان و افزایش اعتماد آن‌ها به برندتان می‌شود. اگر برند شما چهره مثال‌زدنی داشته باشد، اعتماد کردن به آن ساده‌تر است. تلاش‌هایی که برای آگاهی مخاطبان از برند انجام می‌شود به برندتان شخصیت می‌دهد. این شخصیت موجب می‌شود: برندتان شکلی صادقانه پیدا کند، بازخورد دریافت کند و گویای یک داستان باشد. تمام این روش‌ها در اعتمادسازی موثر عمل می‌کنند. ارتباط انسان / برند زیاد با هم متفاوت نیستند.

۲. آگاهی از برند باعث ایجاد ارتباط و پیوستگی می‌شود

اگر ساکن اروپا باشید و دستتان با کاغذ بریده شود، حتما چسب زخم Band aid می‌زنید. وقتی سوالی ذهنتان را مشغول کند مطمئنا جواب آن را در گوگل (Google) جستجو می‌کنید. وقتی به چندین کپی از یک متن نیاز دارید، از زیراکس (Xeroxed) کمک می‌گیرید. و وقتی قرار است برای یک پیک‌نیک آماده شوید به احتما زیاد یکی از محصولات کوکاکولا (Coke) را هم در بسته‌هایتان جای می‌دهید.

جملات پاراگراف قبلی تا چه حد برای شما صادق است؟ به لغات انگلیسی پاراگراف بالا توجه کنید. این لغات فقط اسم یا فعل نیستند بلکه نام برند هستند.

اگر بخواهیم بی‌توجه به برند صحبت کنیم: Band-Aid نوعی چسب زخم است. گوگل یک موتور جستجو است و زیراکس یک دستگاه کپی است. اما اگر بخواهیم به خود برند اشاره کنیم خواهیم دید که حتی اگر از محصول خاص آن استفاده نمی‌کنیم باز هم با آن محصول خاص احساس آشنایی می‌کنیم.

این همان تاثیری است که آگاهی از برند بر روی مخاطبان به جا می‌گذارد.  این معیار در حقیقت بین اعمال و محصولات یک برند خاص ارتباط ایجاد می‌کند و به طور ناخودآگاه مخاطب را تشویق می‌کند به جای کلمات معمول از نام برند استفاده کنند. به‌این‌ترتیب قبل از اینکه خود افراد متوجه بشوند با استفاده از نام برند یک شرکت برای آن بازاریابی می‌کنند.

۳. آگاهی از برند باعث افزایش ارزش برند می‌شود

Brand equity، ارزش برند را توصیف می‌کند. ارزش برند هم به واسطه تجربه مشتری و درک کلی او از برند تعیین می‌شود. تجربه و درک مثبت مساوی است با ارزش بیشتر برای برند و همین روند در صورت منفی بودن تجربه مشتری هم اتفاق می‌افتد. به عبارت دیگر تجربه منفی مشتری، از ارزش برند می‌کاهد.

در این قسمت از راهنمای جامع آگاهی از برند چند مورد را به شما معرفی می‌کنیم که در نتیجه ارزش برند ایجاد می‌شوند:

  • افزایش قیمت محصول بخاطر اثبات شدن درک مشتریان از ارزش بالای آن
  • افزایش قیمت سهام
  • گسترش کسب‌وکار از طریق افزونه‌های خط تولید محصول یا خدمات
  • افزایش تاثیر اجتماعی بخاطر ارزش نام برند

اکنون این سوال برایمان پیش می‌آید که چطور ارزش برندمان را افزایش بدهیم؟ با افزایش آگاهی از برند و ارتقای مداوم تجربه مشتری به سمت مثبت‌تر شدن، این اتفاق میسر می‌شود. آگاهی از برند پایه و اساس میزان ارزشمندی برند است.

وقتی که یک مصرف‌کننده از برند آگاهی داشته باشد، بدون هیچ کمکی می‌تواند آن را تشخیص بدهد. پس از آن این مشتری به دنبال خرید محصول شما خواهد بود و کم‌کم آن را به سایر برندها ترجیح می‌دهد. به‌این‌ترتیب نه تنها در خریدهای بعدی‌اش هم به برند شما وفادار خواهد بود، بلکه آن را به دوستان و اعضای خانواده هم توصیه خواهد کرد.

به همین دلیل است که می‌گوییم آگاهی از برند اهمیت زیادی دارد. این آگاهی در مشتریان اعتماد و ارتباطات مثبت ایجاد می‌کند و به برند این ارزش را می‌دهد که در گفتار روزمره افراد هم به چشم بیاید.

مرحله دوم: چگونگی ایجاد آگاهی از برند

آگاهی از برند در بین مخاطبان و عموم مردم یک شبه اتفاق نمی‌افتد. با یک کمپین بازاریابی یا تبلیغات ساده هم نمی‌توان آن را محقق کرد.

آگاهی قوی از برند، محصول تلاش‌های چندگانه و همزمان است و هدف آن فقط مشتریانی که پول می‌پردازند نیست.

اگر انتظار دارید با چند تبلیغ در فیس‌بوک، آگاهی از برندتان را افزایش دهید به هیچ جایی نخواهید رسید. این تبلیغات باعث می‌شود مشتری بیشتر روی محصول تمرکز داشته باشد و نه برند، بعلاوه چنین تبلیغی نمی‌تواند تاثیری فراتر از یک فروش ساده داشته باشد.

در این بخش از راهنمای جامع آگاهی از برند روش‌هایی را به شما معرفی می‌کنیم که هم باعث آگاهی مخاطبان شده و هم تاثیری طولانی مدت روی آن‌ها به جای می‌گذارند:

۱. شخص باشید، نه شرکت

وقتی با یک دوست جدید آشنا می‌شوید دوست دارید در او چه چیزی را کشف کنید؟ معمولا دوست داریم درباره سرگرمی‌ها، آرزوها، علایق، چیزهایی که دوست ندارد و موارد مانند آن اطلاعات به دست بیاوریم. ما به نحوه صحبت کردن، موضوعات صحبت و چیزهایی که او را به هیجان می‌آورد هم توجه می‌کنیم.

این موارد خصوصیاتی است که باید آن‌ها را در مورد برندتان تعیین و ترویج کنید. برای اینکه روی مخاطب تاثیر بگذارید باید خودتان را به عنوان چیزی بیش از یک شرکت و مسائل مربوط به فروش تعریف کنید. علاوه‌بر موارد یادشده، چطور خودتان را تعریف می‌کنید؟ اگر مجبور باشید برندتان را به دوستانتان معرفی کنید در این معرفی از چه کلماتی استفاده می‌کنید؟

۲. اجتماعی‌سازی

انسان‌ها، درونگرا با برونگرا، بطور کلی از ارتباط برقرار کردن و گذراندن وقت با یکدیگر سود می‌برند. ما با حفظ ارتباطات خود چیزهای جدیدی یاد می‌گیریم و به دیگران شناسانده می‌شویم.

همین اتفاق برای برند هم می‌افتد. اگر فقط برای فروش یا دریافت پشتیبانی سعی کنید که با دیگران ارتباط بگیرید هرگز شناخته نمی‌شوید و دیگران فقط با مقاصد خاص کسب‌وکاری به سراغ شما خواهند آمد.

شما برای افزایش آگاهی از برندتان باید اجتماعی باشید. درباره چیزهایی که به محصول یا خدماتتان بی‌ارتباط هستند در شبکه‌های اجتماعی پست بگذارید. با استفاده از پرسیدن سوال، کامنت گذاشتن برای پست‌ها یا به اشتراک گذاشتن محتوایی که دوست دارید، با دیگران تعامل داشته باشید. حساب اجتماعی شرکت خود را طوری مدیریت کنید که گویی فردی است که به دنبال دوستان جدید می‌گردد نه کسب‌وکاری که در تلاش برای کسب درآمد بیشتر است.

بیش از ۵۰ درصد شهرت برند از رفتارهای اجتماعی آنلاین او شکل می‌گیرد. برای اینکه آگاهی بیشتری ایجاد کرده و بیشتر شناخته شوید برخی از رویدادهای اجتماعی را مدیریت کنید.

۳. روایت‌گویی

داستان‌پردازی یکی از تاکتیک‌های بازاریابی است که قدرتی باورنکردنی دارد. فرقی هم ندارد از آن برای بازاریابی محصولات استفاده می‌کنید یا برای ارتقای برند به آن متوسل شده‌اید. چرا؟ چون برای مخاطبان یک موضوع واقعی را به تصویر می‎کشد.

ساخت یک روایت درباره برند، آن را انسانی‌تر کرده و به برندتان عمق می‌بخشد. استفاده از این روایت در شگردهای بازاریابی، هم به آگاهی از برند و هم به تبلیغ محصول و خدمات شما کمک می‎کند.

این سوال پیش می‌آید که روایت ما باید درباره چه موضوعی باشد؟ تا وقتی که حکایت شما درست باشد موضوع آن می‌تواند هر چیزی باشد. می‌توانید از داستان راه‌اندازی، افسانه‌ای که باعث شد ایده اولین محصول به ذهنتان برسد یا داستان پیشرفت شما و تبدیل یک کار کوچک به کسب‌وکاری بزرگ سخن بگویید.

مردم شنیدن داستان یکدیگر را دوست دارند. اصالت داستان، تاثیر زیادی روی مخاطب دارد و به میزان بالایی می‎تواند باعث افزایش آگاهی از برندتان شود.

۴. آسان ساختن به اشتراک گذاری

صنعت شما هر چه که هست (عرضه محصول، استراتژی‌های بازاریابی و …)، باید کاری کنید که به اشتراک گذاشتن محتوای شما توسط مخاطبان تا حد امکان به‌سادگی امکان‌پذیر باشد. منظور ما از محتوا شامل پست‌های وبلاگ، پست‌های حمایت شده، ویدیوها، پست‌های شبکه‌های اجتماعی یا صفحات محصول برند شما است. سعی کنید تمام این پست‌ها قابلیت به‌اشتراک‌گذاشته‌شدن را داشته باشند.  

استفاده از کلام مشتریان، یکی از موثرترین راه‌ها برای ایجاد اعتماد و آشنایی با برند، در بین مشتریان است. اگر فردی ببیند یک دوست یا یکی از اعضای خانواده، محصول یا خدماتی را توصیه می‌کند در آینده توجه بیشتری به آن محصول و برند خواهد داشت. کم‌کم این افکار در مخاطب ایجاد می‌شود که: آیا این برند ارزش جستجو را دارد؟ آیا محصولات دیگری هم دارند که به درد ما بخورد؟ حساب شبکه اجتماعی آن‌ها چیست و درباره چه موضوعاتی صحبت می‌کند؟

اگر به‌اشتراک‌گذاری پست را برای دیگران ساده کنید، آن‌ها با یک کلیک ساده روی گزینه Share باعث افزایش آگاهی از برند شما خواهند شد.

موضوع اصلی آگاهی از برند، تاثیرگذاشتن روی مخاطب است. آگاهی از برند به تعامل با مخاطبان به شیوه‌هایی اشاره دارد که هدف از آن به کسب درآمد، مشارکت یا وفاداری محدود نمی‌شود.

تصور کنید شخص جدیدی را ملاقات کرده‌اید که می‌خواهد دوست شما باشد. اگر او موارد بالا را از شما بخواهد احتمالا می‌خندید و از او فاصله می‌گیرید درست است؟ این رویکرد نه تنها برای دوستی بسیار سطحی است بلکه تاثیر زیادی را هم به جای نمی‌گذارد.

همین موضوع درباره افزایش آگاهی از برند در بین مخاطبان هم صدق می‌کند.

مرحله سوم: تقویت و افزایش آگاهی از برند

اگر بخوایم آگاهی از برندمان را گسترش داده و آن را تقویت کنیم چه کارهایی باید انجام بدهیم؟ شما به عنوان یک برند باید برای شناخته شدن، چه توانایی‌هایی را داشته باشید؟

در این بخش از راهنمای جامع برند چند ایده برای تقویت آگاهی از برند به شما معرفی می‌کنیم:

۱. ارائه فریمیوم

فریمیوم یک مدل کسب‌وکاری است که در آن شرکت‌ها محصول پایه خود را به صورت رایگان ارائه می‌دهند و فقط برخی از نسخه‌های محصولات که سطح سازمانی دارند را به صورت پولی عرضه می‌کنند. این استراتژی بیشتر در شرکت‌های نرم‌افزاری مثل ترلو (Trello) و هاب‌اسپات (HobSpot) محبوبیت دارد.

ارائه یک گزینه فریمیوم به مشتریان این اجازه را می‌دهد تا پیش از خرید طعم برند شما را بچشند. با این کار مشتری فرصت امتحان محصول قبل از خرید را دارد و تکنیکی است که همیشه می‌توان از آن بهره گرفت (برخی از شرکت‌ها برای محصولاتشان دوره آزمایشی در نظر می‌گیرند).

در دوره فریمیومی که شرکت‌ها در اختیار مشتریان قرار می‌دهند معمولا روی محصول حاصل از آن واترمارک برندشان را نمایش می‌دهند. به این ترتیب این فریمیوم یک معامله دوسربرد می‌شود: مشتری بطور رایگان از محصول استفاده می‌کند و در این استفاده برند شما هم بصورت رایگان تبلیغ می‌شود.

تایپ‌فورم (TypeForm) هم یک نمونه عالی دیگر از این دست شرکت‌ها است. تایپ‌فورم برای نرم‌افزار نظرسنجی خود یک گزینه فریمیوم دارد. در این مدل مشتریان مجبور هستند از صفحه تشکر که در آن لوگو و پیام شرکت گنجانده شده استفاده کنند.

افزایش آگاهی از برند TypeForm

با توجه به نوع کسب‌وکار و محصول ارائه شده، این فریمیوم بهترین راه برای افزایش آگاهی از برند در بین مخاطبان خواهد بود.

۲. ایجاد محتوای رایگان

امروزه ایجاد محتوا از هر زمان دیگری ساده‌تر شده است. این اتفاق خوبی است چون مشتریان امروزی برای رسیدن به پاسخ همه سوالات، دغدغه‌ها و پروژه‌های دست‌ساز خود به اینترنت روی می‌آورند.

بکارگیری محتوا یکی از روش‌های افزایش آگاهی از برند است؛ زیرا ساده‌ترین راه برای نمایش شخصیت شرکت و به اشتراک گذاشتن نظرات و جانب‌گیری‌های آن درباره مسائل مختلف است. دو جزء اصلی شخصیت‌سازی و انسانی ساختن برند هم به این ترتیب شکل می‌گیرد.

لازم نیست محتوا حتما به شکل نوشتاری باشد. شما می‌توانید ویدیو، اینفوگرافیک، پادکست و شکل‌های دیگری از محتوا را خلق کنید. البته محتوای نوشتاری مانند پست‌های وبلاگ و راهنماهای قابل دانلود ساده‌ترین شکل محتواسازی هستند اما مطمئنا تنها گزینه نیستند.

لازم نیست محتوای تولید شده فقط در بستر وب‌سایت شما قرار داده شود. با استفاده از پست مهمان و محتوای حمایت شده می‌توانید این فرصت را داشته باشید تا محتوایتان را در معرض دید مخاطبان جدید قرار دهید و نوع محتوای خود را هم تنوع بدهید.

اگر برندتان محتوا تولید نمی‌کند احتمالا یکی از فرصت‌های اصلی برای افزایش آگاهی از برند را از دست داده است. محتوا یک روش عالی برای ارتباط گرفتن با مخاطبان است، در عین حال نام برند هم در معرض دید مردم قرار می‌گیرد.

۳. حمایت از رویدادها

تابحال در چند فستیوال، کنسرت، نمایشگاه و کنفرانس شرکت کرده‌اید؟ این نوع رویدادها معمولا بدون اسپانسرشیپ یا حمایت از سوی ارگان‌های مختلف قابل برگزاری نیستند. (یک نگاه به تی‌شرت، پیکسل یا هر هدیه کوچکی که در این رویدادها دریافت کرده‌اید بیندازید. آیا روی آن نام یک برند درج شده است؟)

حمایت از رویدادها روشی مطمئن برای قرار دادن برند شما در مقابل صدها، هزاران یا میلیون‌ها فرد است که البته در بین آن‌ها مخاطبان مورد نظر شما هم به چشم می‌خورند. اگر یک رویداد را حمایت کنید نام برند شما روی بنرها، بطری‌های آب، پرچم و …  در آن مراسم نقش خواهد بست.

حمایت از یک رویداد همچنین به شما اجازه می‌دهد نام برندتان را روی رویدادی بچسبانید که با شخصیت، علایق و احساسات برند شما همخوانی دارند. این یعنی پس از آن مشتریان بین برند شما و آن رویداد و زیبایی و کاراکترهای آن ارتباط ایجاد می‌کنند.

ردبول (Red Bull) را در نظر بگیرید. ردبول یک نوشیدنی انرژی‌زا است و شرکت بدون اینکه تلاش زیادی برای آگاهی از برند انجام دهد به همه ما این پیام را شناسانده که این نوشیدنی انرژی‌زا است. البته این شرکت با حمایت از رویدادهای ورزشی مانند صخره‌نوردی، شنا و موتورکراس این مفهوم را به مردم رسانده است. آن‌ها از ورزشکارها هم حمایت مالی می‎کنند. اکنون ما به‌طور ذاتی بین ردبول و شجاعت و ماجراجویی ارتباط برقرار کرده‌ایم … و معتقدیم که اگر آن را بنوشیم ما هم می‌توانیم شجاع و ماجراجو باشیم.

افزایش آگاهی از برند ردبول

۴. شخصیت بخشیدن به برند

با برند خود مانند یک شخصیت رفتار کرده و برای آن یک داستان تعریف کنید. این دو اولین قدم‌هایی است که باید برای شخصیت دادن به برند بردارید. قدم بعدی تزریق این شخصیت به تلاش‌های بازاریابی شرکت است.

وقتی محصولات و خدماتتان را با یک شخصیت وارد بازار می‌کنید آگاهی از برندتان خواه ناخواه افزایش پیدا می‌کند زیرا برند شما در این میان می‌درخشد. در چنین موقعیتی مشتریان شما نه تنها به تبلیغات توجه می‌کنند بلکه شخصیت برند را هم در این تبلیغات تجربه می‌کنند.

این استراتژی وقتی با کمپین‌های سنتی بازاریابی و آگاهی از برند مخلوط شود بسیار عالی عمل می‌کند. لازم نیست استراتژی شما دقیقا به این شکل باشد اما مطمئنا این ترکیب هم روشی کاربردی است.

برند اولداسپایس (Old Spice) مثال خوبی در این زمینه است. (با شنیدن نام برند تصویر مردی سوار بر اسب در ذهن مشتریان نقش می‌بندد.) تبلیغات این شرکت برای محصولات بهداشتی با شخصیت و طنز همراه است و در این بین نام محصولات هم ذکر می‌شود. این تبلیغات علاوه بر اینکه روی بیننده تاثیر می‌گذارد، با اشاره‌ای کوچک به «مرد اولداسپایس» ذهن مشتریان را به یوتیوب و آگهی تبلیغاتی شرکت در این سایت بازمی‌گرداند. و البته آن‌ها را برای خرید به سمت فروشگاه می‌کشاند.

۵. تولید پادکست

در سال گذشته، شش میلیون نفر به تعداد افرادی که به پادکست‌ گوش می‌کنند اضافه شد. شکی نیست که پادکست‌ها نقش مهمی در زندگی … و تلاش‌های بازاریابی ما ایفا می‌کنند.

در گذشته، ساخت پادکست‎ فرایندی پیچیده داشت و فقط توسط استودیوهایی که میکروفن‌های خاصی داشتند ضبط می‎شد. امروزه، این کار بسیار ساده شده و استفاده از آن برای افزایش آگاهی از برند هم رواج بیشتری پیدا کرده است.

چرا؟ چون پادکست‌ها مانند محتوای بصری یا نوشتاری یک راه ارتباطی اصیل با مخاطبان است. به جای ارتقای محصول یا خدمات (که برای افزایش آگاهی از برند چندان موثر نیست) پادکست‌ها این فرصت را به شما می‌دهند تا مخاطب خود را آموزش داده، آگاه کنید، سرگرم کنید یا به آن‌ها توصیه‌ای کنید و به‌این ترتیب اعتماد آن‌ها را به خود جلب کنید.

پادکست‌های زیر نمونه‌هایی عالی از پادکست هستند که توسط برندهای معروف تولید شده‌اند:

می‌بینید این برندها چطور موضوعات مرتبط با ۱.پیام کلی برند و ۲.محصول یا خدماتشان را برای پادکست انتخاب کرده‌اند؟ ایجاد این پادکست به شرکت‌ها کمک می‌کند تا آن را با برند خود مرتبط ساخته و آگاهی را هم افزایش دهند.

ایجاد آگاهی از برند و تلاش برای افزایش رشد آن یک فرایند پایان‌ناپذیر است درست مثل حفظ یک ارتباط دوستی یا رابطه‌ای که هرگز پایان نمی‌یابد.

تقویت آگاهی از برند به کمک کمپین‌ها، شانس شما را در فرصت‌های بازاریابی و تبلیغات دوبرابر می‌کند. این یعنی روش‌هایی جدید و قدرتمند که با آن می‌توانید با مشتریان خود ارتباط برقرار کنید.

مرحله چهارم: ارزیابی آگاهی از برند

چطور باید فهمید که تلاش‌های شما برای افزایش آگاهی از برند کارساز بوده یا خیر؟ اگر لازم باشد در مسیر خود تغییر جهت بدهید، در رقابت از دیگران پیشی بگیرید یا یک بحران را در این زمینه حل کنید چطور باید متوجه شوید که این تغییر لازم است؟ این شاخص هم مثل سایر معیارهای بازاریابی قابل‌ارزیابی است.

حتما به این فکر می‌کنید که پیش از این گفتیم نمی‌توان آگاهی از برند را سنجید. این یعنی مقاله را با دقت زیادی مطالعه کرده‌اید و ما قدردان شما هستیم. درست است، آگاهی از برند در معنای سنتی آن قابل ارزیابی نیست. اما هنوز هم می‌توان با مرور فعالیت‌ها و معیارهایی که در آن دخیل هستند تعیین کنیم محبوبیت و آگاهی از برند در بین مشتریان تا چه حد است.

در این قسمت چند رروش را به شما معرفی خواهیم کرد که به کمک آن می‌توانید میزان موفقیت فعالیت‌های خود در این راه را ارزیابی کنید:

۱. ارزیابی کمی آگاهی از برند

اعداد به شما کمک می‌کنند یک تصویر کلی از میزان آگاهی از برندتان داشته باشید. برای ارزیابی آماری، این معیارها را بررسی کنید:

  • ترافیک مستقیم: ترافیک مستقیم قبل از هر چیز، نتیجه تایپ آگاهانه آدرس وب‌سایت شما و بازدید از آن است. ارقام مربوط به ترافیک مستقیم نشان می‌دهند تلاش‌های بازاریابی شما چقدر روی مردم تاثیر گذاشته تا از وب‌سایت‌تان بازدید کنند. این معیار اهمیت زیادی دارد، چون بسیاری از مشتریان امروز از طریق شبکه‌های اجتماعی، تبلیغات یا با تایپ کلیدواژه‌های مرتبط با برند یا محصول، برندها را پیدا می‌کنند. وقتی مشتریان به طور مستقیم وارد سایت شما می‌شوند به این معنی است که از قبل با برندتان آشنا بوده‌اند.
  • ارقام مربوط به ترافیک سایت: این اعداد مقدار ترافیک کلی سایت را انعکاس داده و نشان می‌دهد چه تعداد از جمعیت کلی اینترنت محتوای شما را بررسی کرده و با برند شما وقت گذرانده‌اند. این شاخص به شما نشان نمی‌دهد که بازدیدکنندگان از کجا به سایت شما آمده‎اند اما مهم نیست چون آن‌ها آنقدر از برند شما شناخت داشته‌اند که بخواهند سایت‌تان را بررسی کنند.
  • درگیری اجتماعی: میزان درگیری مخاطب می‌تواند به تعداد فالوورها، لایک‌ها، ری‌توییت‌ها، کامنت‌ها و مانند آن اطلاق شود.  این شاخص نشان می‌دهد چند نفر برند شما را می‌شناسند و آن را تشخیص می‌دهند. همچنین متوجه خواهید شد که محتوای شما تا چه حد تاثیرگذار بوده است. سایت‌هایی مثل Sparktoro می‌توانند یک نمره دقیق برای تاثیر توییتر شما بدهند.

۲. ارزیابی کیفی آگاهی از برند

در این مرحله، نمره آگاهی از برند شما کمی مبهم خواهد بود. اما تاکتیک‌هایی را به شما معرفی می‌کنیم که کمک می‌کند ببینید چند نفر و چه دسته‌ای از افراد از برند شما آگاهی دارند. برای ارزیابی کیفی موارد زیر را امتحان کنید:

  • جستجو در گوگل و راه‌اندازی Google Alerts: با انجام این کار سرعت شما برای بررسی نظر دیگران درباره برند شما افزایش پیدا می‌کند. این ابزار درباره هر خبر یا ذکری که توسط یک شخص ثالث انجام شده باشد به شما هشدار می‌دهد. با رشد کسب‌وکار، نام برند از وب‌سایت‌تان فراتر می‌رود، به این ترتیب می‌توانید روی موارد خارج از سایت نیز نظارت داشته باشید.
  • استفاده از ابزارهای Social listening: این ابزارها روی ابزارهای مدیریتی شبکه‌های اجتماعی نظارت دارند و منشن‌های ارگانیک (Organic mentions) و درگیری کاربران را می‌سنجند. می‌توانید ببینید چه کسانی شما را تگ می‌کنند، در کامنت‌ها منشن می‌کنند یا از هشتگ‌های شما در پست‌های خود استفاده می‌کنند. هرچه افراد در شبکه‌های اجتماعی بیشتر درباره برند شما بحث داشته باشند می‌توان گفت میزان آگاهی آن‌ها بیشتر است.
  • استفاده از نظرسنجی‌های آگاهی از برند: این فرایند به بازخوردهای مستقیمی ارتباط دارد که شما از مشتریان و مخاطبان دریافت می‌کنید. استفاده از نظرسنجی کمکی فوق‌العاده است که به شما نشان می‌دهد چه کسانی برند شما را می‌شناسند و درباره آن چه فکری می‌کنند. می‌توانید از طریق SurveyMonkey یا TypeForm فرم نظرسنجی را ایجاد کرده و آن را در شبکه‌های اجتماعی به اشتراک بگذارید یا مستقیما به مشتریان خود بدهید.

این معیارهای کمی و کیفی به شما کمک می‌کنند میزان آگاهی مخاطبان و بطور کلی مردم را از برند خود به دست بیاورید. در این ارزیابی هرگز به یک عدد قطعی نخواهید رسید اما به شما کمک می‌کند میزان تاثیرگذاری کمپین‌هایتان را ارزیابی کرده و با مخاطبان خود ارتباط داشته باشید.

سخن پایانی

آگاهی از برند یک مفهوم قدرتمند است که تاثیر عظیمی روی تلاش‌های بازاریابی، درک مشتریان و درآمد شما خواهد داشت.

با پیروی از این تکنیک‌ها برای ایجاد و تحکیم آگاهی از برند، مخاطبانی وفادار به دست خواهید آورد که برند شما را در میان برندهای رقیب تشخیص می‌دهند. این مخاطبان بارها و بارها محصولات شما را انتخاب کرده و آن را به دوستان و اعضای خانواده توصیه می‌کنند.