برای بسیاری از کارآفرینان تعیین دقیق هزینه راه اندازی استارتاپ بسیار دشوار است. مطمئنا تعیین یک مبلغ مشخص ممکن نیست، اما می‌توان به شکل منطقی حدود هزینه راه اندازی استارتاپ را برآورد کرد. اگر شما نیز از جمله کسانی هستید که قصد شروع یک کسب و کار کوچک را دارید اما نمی‌دانید، هزینه راه اندازی استارتاپ حدودا چه مقدار است، در این مقاله با ما همراه باشید. همچنین اگر دوست دارید در زمینه امور مالی استارتاپ اطلاعات بیشتری کسب کنید می‌توانید با تیم استارتاپت در تماس باشید.

هزینه راه اندازی استارتاپ شامل تمام هزینه‌هایی است که قبل از شروع کسب و کار باید متحمل شد. بسیاری از افراد هزینه راه اندازی استارتاپ را دست کم می‌گیرند و کسب و کار خود را به طور ناگهانی و بدون برنامه‌ریزی آغاز می‌کنند و در همان بدو ورود به بازار، شکست می‌خورند. شاید بدون برنامه‌ریزی و آگاهی از هزینه‌ها بتوان یک استارت آپ را آغاز کرد؛ اما این کار مسیر رشد و موفقیت را به مراتب دشوار می‌کند.

برآورد واقعی هزینه راه اندازی استارتاپ یکی از عناصر کلیدی برنامه‌ریزی مالی کسب و کار است. مشتریان در برابر کسب و کارهای جدید که تدارکات موقتی دیده‌اند، بسیار محتاطانه عمل می‌کنند، بنابراین تا زمانی که شما هزینه راه اندازی استارتاپ را به دقت محاسبه نکنید،‌ نمی‌توانید هزینه‌های خود را مدیریت کنید و به وضعیت خود ثبات ببخشید.

تعریف هزینه راه اندازی استارتاپ چیست؟

هزینه راه اندازی استارتاپ تعریف مالی و مفهمومی مشخص و جهانی ندارد؛ زیرا حسابداران و تحلیلگران مالی در این باره اختلاف نظر دارند.

برای برنامه‌ریزی و مدیریت اهداف، لازم است که هزینه راه اندازی استارتاپ و دارایی‌های مورد نیاز را مشخص کنید و آن‌ها را لیست نمایید.

دو لیست ضروری برای برآورد هزینه راه اندازی استارتاپ

معمولا هزینه‌های استارت آپ شامل هزینه دارایی‌های استارت آپ (Startup assets) و هزینه راه اندازی استارتاپ (Startup expenses) است.

هزینه راه اندازی استارتاپ

هزینه راه اندازی استارتاپ هزینه‌ای یکباره‌ و جاری است که پیش از راه اندازی کسب و کار و کسب درآمد اتفاق می‌افتد. برای مثال، بسیاری از شرکت‌ها پیش از آغاز کار خود، هزینه یک‌باره‌ای مانند مجوزهای قانونی، طراحی لوگو، بروشورها، انتخاب مکان کسب و کار و هزینه های دیگر را باید متحمل شوند. هزینه راه اندازی استارتاپ که به صورت جاری پیش از شروع کار آغاز می‌شوند و تا بعد از راه اندازی کسب و کار ادامه می‌یابند، عبارتند از: هزینه اقساط، هزینه موارد اجاره‌ شده و حقوق و دستمزد.

هزینه‌ دارایی ‌های استارت آپ

دارایی‌های استارت آپ معمولا مواردی‌ هستند که با فروش، به پول نقد تبدیل می‌شوند. پیش از شروع کسب و کار لازم است که هزینه دارایی‌های لازم را تهیه و در بانک نگه‌داری کنید و به وقت نیاز برای خرید آن‌ها خرج کنید. هزینه دارایی‌ها عبارتند از هزینه خرید تجهیزات، مواد اولیه، مبلمان اداری، وسایل نقلیه و غیره. برخی از دارایی‌ها عمر کوتاهی دارند و برخی از عمر دراز مدتی برخوردار هستند. برای مثال مبلمان و تجهیزات پس از چند سال فرسوده می‌شوند؛ اما املاک ارزش خود را همچنان حفظ می‌کنند.

تعادل نقدی در شروع استارت آپ

برآورد هزینه راه اندازی استارتاپ نشان می‌دهد که شما برای شروع به چه مقدار پول نقد نیاز دارید. به طور کلی، تعادل نقدی در شروع استارت آپ، پولی است که شما به عنوان سرمایه نقدی یا وام برای هزینه راه اندازی استارتاپ و تهیه دارایی‌ها صرف می‌کنید.
همان‌طور که طبق برنامه پیش می‌روید باید هزینه‌های برآورد شده را از پس‌انداز نقدی خود کسر کنید. اگر مبلغ نقدینگی شما در میان برنامه‌ریزی به کمتر از صفر رسید، باید تامین مالی خود را افزایش یا هزینه‌ها را کاهش دهید. بسیاری از کارآفرینان در صورت عدم تعادل نقدی تصمیم می‌گیرند که پول بیشتری را پیش از راه‌اندازی کسب و کار جمع‌آوری کنند و سپس برای آغاز کسب و کار اقدام نمایند.

تعادل نقدی در شروع استارت آپ

با این حال، اگرچه این کار کمک می‌کند تا با اطمینان خاطر بیشتری استارت آپ خود را راه بیاندازید، اما سرمایه‌گذاران نیز برای دادن سرمایه ‌بیشتر از شما توضیح می‌خواهند و تا دلیل روشنی نداشته باشید حاضر به پرداخت سرمایه‌ اضافه نیستند. از این رو بهتر است کار خود را با سرمایه‌گذارانی شروع کنید که حاضرند، هزینه شش ماه یا یک سال استارت آپ شما را بپردازند. برای برآورد بهتر هزینه‌ راه اندازی استارتاپ لازم است که ابتدا کسری بودجه‌ای را که احتمالا طی ماه‌های اولیه شروع کسب و کار با آن مواجه می‌شوید محاسبه کنید و با در نظر گرفتن این هزینه جهت برابری درآمد و هزینه‌ها از سرمایه‌گذار طلب کمک کنید. سر به سر شدن هزینه‌ها و درآمد‌ها در اکثر کسب و کارهای جدید، چند ماه و گاهی حتی چند سال زمان می‌برد.

تاثیر پیش راه اندازی را بر جریان نقدی در نظر بگیرید

با تعریف تاریخ و زمان‌بندی انجام فعالیت‌ها، هزینه راه اندازی استارتاپ نیز تعیین می‌شود. تعیین زمان پرداخت هزینه‌های اجاره و حقوق و دستمزد قبل از شروع یک کسب و کار، هزینه راه اندازی استارتاپ را مشخص می‌کنند. سایر هزینه‌های مشابه نیز پس از مشخص شدن هزینه‌های عملیاتی یا جاری در نظر گرفته می‌شوند. بسیاری از شرکت‌ها نیز پرداخت برخی از هزینه‌های حقوق و دستمزد را قبل از راه‌اندازی کسب و کار آغاز می‌کنند؛ زیرا آن‌ها به استخدام افراد قبل از راه‌اندازی برای آموزش، توسعه وب سایت خود، قفسه‌بندی انبار و غیره نیاز دارند.

تعیین زمان و نقطه پرداخت هزینه دارایی‌ها نیز بر تخمین آن‌ها تاثیر می گذارد. به عنوان مثال، تعیین زمان و مقدار خریداری موجودی مواد اولیه، قبل از راه‌اندازی صورت می‌گیرد و بر جریان نقدی و ترازنامه بعد از راه‌اندازی کسب و کار موثر است.

اولین ماه راه اندازی، غالبا اولین ماه سال مالی کسب و کار شما است

ایجاد یک سال مالی استاندارد، در تحلیل هزینه راه اندازی استارتاپ نقش مهمی دارد. بسیاری از کشورها به اکثر شرکت‌ها اجازه می‌دهند که مالیات را بر اساس یک سال مالی مدیریت کنند که سال مالی از ۱۲ ماه تشکیل می‌شود.
یک ایده عالی برای تعیین دقیق‌تر هزینه راه اندازی استارتاپ این است که سال مالی خود را با ماه شروع کسب و کار خود تطبیق دهید. در این صورت، هزینه‌ها و درآمدهای استارت آپ با سال مالی مطابقت دارند و قبل از شروع اولین سال مالی محاسبه می‌شوند. معاملات پیش از راه‌اندازی حتی اگر فقط چند ماه یا حتی یک ماه با شروع سال مالی فاصله داشته‌ باشند باید به عنوان یک سال مالی جداگانه گزارش شوند، بنابراین آخرین ماه دوره قبل از راه‌اندازی کسب و کار، آخرین ماه سال مالی نیز هست.

هزینه در مقابل دارایی

‌بسیاری از مردم را در ایجاد تمایز بین حسابداری هزینه‌ها و دارایی‌ها اشتباه می‌شوند. به عنوان مثال، آن‌ها می‌خواهند هزینه‌های تحقیق و توسعه را به عنوان هزینه دارایی ثبت کنند، زیرا این هزینه‌ها مالکیت معنوی ایجاد می‌نمایند.

با این حال، قانون حسابداری استاندارد و قانون مالیات، هر دو شدیدا بر تمایز دو مورد زیر تاکید دارد:

  • درآمد را باید با کسر هزینه‌های مالیات محاسبه کرد.
  • مالیات‌ها اثری بر دارایی ندارند و نباید از دارایی‌ها کسر شوند.

آنچه که شرکت برای خرید دارایی صرف می‌کند، از درآمدها کسر نمی‌شود. به عنوان مثال، پول صرف شده برای خرید موجودی به عنوان یک هزینه محاسبه نمی‌گردد. تنها زمانی که موجودی فروخته شود و سپس هزینه خرید موجودی از قیمت فروش آن کسر گردد، به عنوان درآمد ثبت می‌شود.

به طور کلی، شرکت‌ها می خواهند نسبت درآمد به هزینه‌ها را افزایش دهند نه نسبت به دارایی‌ها؛ زیرا این کار باعث کاهش بار مالیاتی می‌شود. با توجه به این نکته، صاحبان کسب و کار و حسابداران همیشه می‌خواهند، پولی را که به عنوان هزینه (نه دارایی) صرف کرده‌اند، محاسبه نمایند.  

مالکیت معنوی نتایج تحقیق و توسعه دلیلی مناسبی برای در نظر گرفتن هزینه‌های رشد و توسعه به عنوان دارایی محسوب نمی‌شود. زیرا دارایی‌ها در حسابداری، مالکیت‌های فیزیکی هستند نه ذهنی و معنوی.

یکی دیگر از تصورات رایج غلط مربوط به هزینه‌های تجهیزات است. بر اساس قانون مالی برخی کشورها، درصدی از هزینه خرید تجهیزات به عنوان هزینه و بخش دیگر آن به عنوان دارایی درنظر گرفته می‌شود. تعیین حدود هزینه و دارایی تجهیزات به قوانین داخلی کشورها بستگی دارد.

به طور کلی بهتر است سرمایه‌های مالی خود را به دارایی تبدیل کنید تا مخارج تا مالیات کمتری را برای کسب و کار خود بپردازید تا هزینه راه اندازی استارتاپ را کاهش دهید.

چرا نباید در مخارج و هزینه‌ها، سرمایه ‌گذاری کنید؟

گاهی اوقات افراد می‌خواهند با هزینه‌ها همانند دارایی رفتار کنند و معمولا به طرز شدیدی، به دلایل مختلف زیر این ایده مناسب نیست:

  • پولی که صرف دارایی‌های خریداری شده می‌شود مالیات ندارد. اما به پولی که صرف هزینه‌ها می‌شود، مالیات تعاق می‌گیرد.
  • هزينه هاي سرمايه‌گذاري در دارایی باعث افزايش سرمايه شما مي‌شود.
  • اگر شما هزینه‌های خود را دارایی تصور کنید، ثبت این دارایی‌های غلط شما را به دردسر می‌ا‌ندازد.

دو روش برای برنامه‌ریزی هزینه راه اندازی استارتاپ

برای برآورد هزینه راه اندازی استارتاپ دو روش سنتی و نوآورانه وجود دارد. در روش سنتی از برگه‌های جداگانه و ارزیابی دستی هزینه‌ها و در روش نوآورانه از نرم‌افزارهایی مانند LivePlan استفاده می‌شود.

روش سنتی

روش سنتی یا به اصطلاح «Startup worksheet» از برگه‌ برای برنامه‌ریزی تأمین مالی اولیه استارت آپ استفاده می‌کند که شامل ۳ لیست هزینه‌های استارت آپ، دارایی‌های استارت آپ و سرمایه استارت آپ است. از آنجا که بخشی از سرمایه از طریق وام تهیه می‌شود و دسترسی به آن زمان و شرایط خاصی دارد، ‌لازم است که به طور دقیق مشخص کنید که هزینه‌ها و دارایی‌های لازم را از کدام سرمایه‌ها (نقدی یا وام) تهیه می‌کنید. به این کار ایجاد تعادل نقدی گفته می‌شود.

لازم به ذکر است که باید یک بافر (ذخیره اطمینانی) را نیز بنا به تشخیص خود در نظر بگیرید تا در صورت خطای محاسبات و پیش‌بینی‌ها در تامین مالی استارت آپ به مشکل نخورید. چون هدف شما برآورد هزینه های راه اندازی یک استارت آپ است نباید درآمدهای و هزینه‌های احتمالی بعد از راه اندازی کسب و کار را در پیش‌بینی وارد کنید. مالیات آتی هزینه‌ها و درآمدها بعد از راه‌اندازی را نیز در نظر بگیرید؛ زیرا این کار بعد از راه‌اندازی کسب و کار به بهبود اوضاع شما کمک می‌‌کند.

روش نوآورانه

روش نوآورانه یا مبتنی بر نرم‌افزارهای حسابداری، برای تخمین هزینه راه اندازی استارتاپ روشی متفاوت و احتمالا بصری‌ را پیشنهاد می‌کند. تفاوت اصلی بین روش نوآورانه و روش سنتی این است که برآورد هزینه‌ها در نرم‌افزارها زمانی شروع می شود که یک کسب و کار شروع به پرداخت هزینه‌ها می‌نماید. به عبارت دیگر بین تاریخ ثبت هزینه در نرم‌افزار و تاریخ پرداخت هزینه های راه اندازی یک استارت آپ هیچ شکاف زمانی وجود ندارد. با ورود هزینه‌ها و مخارج پیش‌بینی شده در تاریخ‌های پرداخت آن‌ها و ورود زمان اعمال سرمایه‌ها،‌ نرم‌افزار قادر به صدور ترازنامه است و تاریخ و مبلغ کسری بودجه را به طور دقیق نمایش می‌دهد.

نرم‌افزارهای تخمین هزینه های راه اندازی یک استارت آپ عاری از خطای محاسباتی هستند و به مراتب دقیق‌تر از محاسبات دستی و سنتی عمل می‌کنند.

تا زمانی که محاسبات تعادل نقدی کسب و کار شما را بالاتر از صفر (مثبت) نشان می‌دهند، مشکلی وجود ندارد. اما با این وجود در نظر گرفتن یک ذخیره اطمینان از سرمایه ریسک بسیاری از اتفاقات پیش‌بینی نشده را کاهش می‌دهد.

از نرم‌افزارهایی مانند LivePlan نیز می‌توان برای محاسبه هزینه‌ها و درآمدها وایجاد تعادل میان‌ها در طول اجرای کسب و کار بهره برد و هزینه‌های هر سال مالی را پیش از فرا رسیدن آن برآورد کرد.

ترکیب دو روش سنتی و نوآورانه

استفاده همزمان از دو روش سنتی و نوآورانه به تخمین دقیق و کم خطای هزینه های راه اندازی یک استارت آپ کمک می‌کند. از این رو به شما پیشنهاد می‌کنیم که از مزایای هر دو روش بهره ببرید.

انواع روش های تامین مالی استارت آپ

گرچه تامین مالی استارت آپ شده از لحاظ فنی بخشی از برآورد هزینه های راه اندازی یک استارت آپ نیست؛ اما در دنیای واقعی، برای شروع کسب و کار، شما باید هزینه های راه اندازی یک استارت آپ را تعیین کنید و برای تامین این هزینه‌ها اقدام نمایید. پس هدف از برآورد هزینه های راه اندازی یک استارت آپ تلاش برای تامین مالی دقیق و پیشگیری از کسری بودجه است. از این رو توصیه می‌شود همزمان با پیش‌بینی هزینه های راه اندازی یک استارت آپ ، تامین مالی آن نیز پیگیری شود. برای تامین مالی استارت آپ پنج دسته سرمایه وجود دارد:

سرمایه ‌گذاری همراه با مالکیت در کسب و کار

این نوع سرمایه‌گذاری‌ها با مالکیت اشخاص همراه است و به امید کسب سرمایه و درآمدهای آتی ادامه می‌یابد. اگر شما در میانه یک کسب و کار باشید همچنان شانس برخورداری از این نوع سرمایه‌گذاری را دارید و سرمایه‌گذران با دریافت سهام از شرکت، قادر به حمایت مالی از کسب و کار شما هستند.

سرمایه‌های چکی و اعتباری

این سرمایه با رسیدن به تاریخ پرداخت به بدهی تبدیل می‌شوند. از این رو باید با برنامه و دقت به کار گرفته شوند.

دریافت وام از بانک ها و موسسات مالی و اعتباری

وام‌های دریافتی از بانک‌ها همراه با درصد معقولی از نرخ بهره به تامین مالی کسب و کار شما کمک می‌کنند. بهره‌های نامعقول می‌توانند باعث شکست یک استارت آپ شوند.

دریافت حمایت مالی از خانواده و دوستان

این روش در مواقع بحرانی استفاده می‌شود و نیازی به پرداخت بهره و سود ندارد.

دریافت وام های بلندمدت از سرمایه گذران

بسیاری از سرمایه‌گذاران در قبال دریافت سود ماهیانه مشخص، حاضر به سرمایه‌گذاری در استارت آپ‌ها هستند. در این روش نیز نرخ بهره نامعقول باعث نابودی و شکست کسب و کار می‌شود، زیرا سرمایه‌گذاران در زیان شما مشارکت نمی‌کنند و تنها خواهان سود خود هستند.