رن کروسی (Ron Carucci) مدیر و بنیان‌گذار یک شرکت بزرگ و موفق، با مدیرعامل‌ها و مدیرانی همکاری می‌کند که در حال تغییر و تحول برای صنایع خود هستند. او بخشی از تجربیات خود را در مورد حسادت و تاثیر آن بر فرهنگ تیم و کار گروهی، بیان کرده است. ما در این مقاله از استارتاپت، نظریات او را در مورد تاثیر حسادت بر فرهنگ تیم کاری، با شما مطرح می‌کنیم؛ پس با ما همراه باشید.

تاثیر حسادت بر فرهنگ تیم

داستان حسادت و تاثیر آن بر رفتار گروه

تصور کنید که ۲ مدیر، با هم از یک جلسه بیرون می‌آیند. یکی از مدیران قرارداد بزرگی بسته و دیگری به او تبریک می‌گوید. به محض اینکه از هم دور می‌شوند، مدیر موفق به همکاران خود می‌گوید:

قبل از این، او همیشه به من حسادت می‌کرد؛ اما الان با چاپلوسی می‌خواهد راه خود را به پروژه من باز کند. او دوست دارد که در تمام پیروزی‌ها شریک باشد، اما من برای این قرارداد سخت کار کردم. و قطعا خودش خوب می‌داند، زمانی که درباره زندگی راحت و در رفاه خود دروغ می‌گوید؛ چه حس بدی به ما می‌دهد و من از این مسئله اصلا راضی نیستم.

مدیر موفق

در واقع مدیر موفق، با این حرف‌ها فرهنگ تیم خود را مسموم کرده است. من داستان‌هایی شبیه این را، پیش از این هم بین همکارها دیده‌ام. در یک جمله می‌توان گفت که این افراد، تبریک را به منزله حسادت برداشت می‌کنند؛ در حالی که خودشان به موفقیت‌های قبلی آن فرد، حسادت می‌کنند. اما ای کاش فرد موفق داستان ما، حس خود را به گونه‌ای دیگر بیان می‌کرد. مثلا می‌توانست بگوید:

من در کنار این فرد، حس خوبی ندارم و مطمئن هستم که او هم در کنار من، همین حس را دارد. به همین علت دوست ندارم که در قراردادهای من، نقشی داشته باشد.

مدیر موفق
افزایش فرهنگ تیم با کنترل حسادت

با این حرف، او نه تنها عدم رضایت خود را از حضور دیگری بیان کرده است؛ بلکه توانسته قدمی هم در جهت حفظ فرهنگ تیم خود بردارد. حسادت معمولا زاده این تفکر است که فرد خود را به اندازه کافی خوب نمی‌بیند. زمانی که به شخصی حسادت می‌کنید، در واقع به فکر چیزهایی هستید که او دارد؛ ولی احساس می‌کنید این حق شما است که آن‌ها را داشته باشید. البته همه ما، همیشه از داشتن چنین احساساتی در خود، ناراضی هستیم.

چگونه حسادت خود را کنترل کنیم؟

برای شروع جلوگیری از بروز اینگونه احساسات، ابتدا باید از مقایسه کردن خود با دیگران دست بردارید. زمانی که یکی از مدیران، به طور مداوم در حال مقایسه خود و مجموعه‌اش با سایرین باشد؛ در واقع این فرصت را به رقبا می‌دهد تا رشد کنند و بالا بیایند. چنین مدیرانی با عمل اشتباه خود، این رفتار مخرب و زیان‌آور را وارد فرهنگ تیم می‌کنند.

طبق تحقیقات انجام شده حسادت نه تنها باعث تخریب فرهنگ تیم می‌شود بلکه روی روحیه کارمندان هم، تاثیر منفی می‌گذارد و باعث می‌شود آن‌ها علاقه خود را برای شرکت در امور، از دست بدهند. اینکه به افراد خاصی حقوق بیشتری بدهید یا در جلسات تنها تعدادی از کارمندان را دعوت کنید، نشان‌دهنده عدم اعتماد شما به کل اعضای گروه است. این کار شما، کارمندان را مجبور به شرکت در یک جنگ، برای گرفتن حق‌شان می‌کند و کارمندان همیشه خود را در حال مقایسه کردن و مقایسه شدن، می‌ببینند.

اگر او توانسته خود را پیش رئیس محبوب کند، چرا من نتوانم؟

این کار نه تنها توجه افراد را از کارهای مهم‌تر دور می‌کند، بلکه باعث شکست در مشکلات بزرگ هم می‌شود. به نظر شما چه اتفاقی می‌افتد اگر ما حس خوب بودن‌مان را در بهتر بودن از بقیه ببینیم؟ یا وقت خود را صرف این کنیم که آن‌ها از ما بهتر نباشند؟ در چنین شرایطی، اصلا تعجب آور نیست که حسادت رشد کند و نوآوری کم شود.

فرهنگ تیمی و راه حل حسادت

راه حل چیست؟

برای شکستن این چرخه، مدیران باید حس خوب و شکرگزار بودن را جایگزین حسادت کنند. مثلا به جای استفاده از جمله «من صاحب موقعیت تو هستم.» از جمله «خوشحالم که تو را در این موقعیت می‌بینم و امیدوارم که روزی بتوانم، به جایگاه تو برسم.» استفاده کنیم.

بدون استفاده از هیچ ابزاری و تنها با استفاده از اینگونه جملات، می‌توانید تاثیر بزرگی بر فرهنگ تیم خود بگذارید. اما توجه داشته باشید که اگر حرف‌های این چنینی را در اولویت خود قرار ندهید، کارمندان هیچ‌وقت به قصد شما پی نمی‌برند و نمی‌توانید به درستی روی آن‌ها تاثیر بگذارید. برای این که بتوانید فرهنگ تیم خود را به بالاترین حد ممکن برسانید، ابتدا باید ضعف‌های شخصیتی خود را پیدا کرده و آن‌ها را کنترل کنید. ما در ادامه، ۳ روش را برای شروع این فرایند، به شما ارائه می‌دهیم:

۱. نمونه قرار دهید

بیشتر افراد قبول ندارند که حسادت به نوعی نابالغی به حساب می‌آید. شاید حسادت یک دانش‌آموز دبیرستانی، مسئله‌ای طبیعی به نظر بیاید؛ اما زمانی که صحبت از یک مدیر به میان می‌آید، قضیه شکل دیگری به خود می‌گیرد. به همین دلیل است که شما هیچ وقت نباید حسادت را تنها به عنوان یک عادت بد، به حساب بیاورید. اگر به این قضیه توجه لازم را نکنید، فرهنگ تیم خود را در خطر قرار می‌دهید.

فرهنگ تیم و نمونه کار مدیران

مدیرانی که حسادت را در تیم خود طبیعی جلوه می‌دهند، این ایده را به کارمند خود می‌دهند که «هر کاری که ممکن است، برای بدست آوردن چیزی که می‌خواهی بکن و به بد بودن آن کار، هیچ توجهی نداشته باش.» زمانی که شما، این گونه فرهنگ‌ها را در تیم خود تشویق می‌کنید؛ حتی در شرایط موفقیت هم، به جای شادی با حسادت رو به رو می‌شوید. به این ترتیب، شما گروه خود را به تیمی تبدیل می‌کنید که به طور مداوم، در حال مقایسه خود با دیگران است. در این موقعیت، آن‌ها تلاش می‌کنند تا به جای کسب موفقیت در کنار تیم، در مقابل آن موفق شوند و حتی زمانی که تیم به موفقیت می‌رسد، تنها به فکر نقش خود در آن هستند.

به زبان ساده‌تر می‌توان گفت «حسود نباشید». مدیریت کاری هزینه بر است و شما اگر حس خوبی نسبت به خود نداشته باشید، این حس را به اعضای تیم خود هم القا می‌کنید. پس همیشه باید در برابر کارهای خود هشیار باشید و آن‌ها را کنترل کنید؛ زیرا اشتباهات شما همیشه به عنوان یک مدیر، در معرض دید و توجه سایرین قرار دارد.

ممکن است کارمندان و همکاران، تصمیمات شما را درک نکنند، آن‌ها را نپذیرند و با نظرات و حرف‌های خود، شما را زیر سوال ببرند. زمانی که با چنین مشکلاتی روبرو شدید، اجازه ندهید تا روش مقایسه با دیگران، روی شما تاثیر بگذارد و ذهن‌تان را مسموم کنند. سعی کنید آرامش خود را حفظ کنید و با شخص قابل اعتمادی، مشکلات خود را در میان بگذارید. با به اشتراک گذاشتن احساسات خود، چه حسادت باشد یا هر حس دیگری، از برداشت‌های اشتباه و ناسالم دور می‌شوید و به مدیریتی سالم می‌رسید.

۲. یاد بگیرید به چیزی که دارید، قانع باشید

شما به عنوان یک مدیر، بر روی فرهنگ تیم و احساسات آن‌ها تاثیر زیادی می‌گذارید. زمانی که حسادت بورزید، خود را از دستیابی به هدف‌ها دور می‌کنید و به جای آن، باعث به وجود آمدن احساسات نادرست در دیگران می‌شوید. این امر در طولانی مدت، صدمه بزرگی به تیم شما خواهد زد.

بعضی از مدیران هم حسادت کارمندان خود را به نوعی دیگر آزمایش می‌کنند. مثلا همیشه در صحبت‌ها، به ماشین آخرین مدل خود اشاره می‌کنند یا از موفقیت‌های فرزندانشان صحبت می‌کنند و با این کار، حس بدی در کارمندان به وجود می‌آورند. گاهی مدیران، در جمع به طرز اغراق آمیزی، یک کارمند را تحسین می‌کنند و با این کار، این حس را به دیگران القا می‌کنند که رئیس چه کسی است.

فرهنگ تیم و قانع بودن

برای اینکه جلوی اینگونه رفتارها را بگیرید، بهتر است هنگامی که احساسات به شما غالب است، از صحبت کردن بپرهیزید. زمانی که این گونه احساسات به شما دست می‌دهد سعی کنید به جای مقایسه، به خود فکر کنید و با پرسیدن سوال‌های زیر، منبع این حس بد را پیدا کنید:

  • آن‌ها چه چیزی دارند که به من، حس کم بودن می‌دهد؟
  • داشتن چه چیزی این حس را از من دور می‌کند؟
  • اگر آن‌ها آن چیز را نداشتند، چه اتفاقی می‌افتاد؟

به محض اینکه منبع احساسات خود را پیدا کنید، می‌توانید آن‌ها را تغییر دهید. مثلا ممکن است فکر کنید که رئیس شما، یکی از پروژه‌ها را به همکارتان داده است؛ چون فکر کرده است که او صلاحیت بیشتری دارد و شما اصلا از این اتفاق، راضی نیستید. در چنین شرایطی، به جای اینکه گوشه‌ای بنشینید و فکر کنید؛ بهتر است موضوع را با رئیس خود در میان بگذارید. بعد از صحبت، شاید متوجه شوید که شما اصلا برای آن پروژه مناسب نیستید. زمانی که حس بد شما نسبت به این قضیه، از بین برود؛ می‌توانید تمرکز کنید، کارهای خود را به خوبی انجام دهید و همه چیز را تحت کنترل بگیرید.

با استفاده از این راهکار، شما حس بد خود را خاموش می‌کنید و از حسادت دور می‌شوید. برای همکار خود آرزوی موفقیت در پروژه بکنید و به او انرژی مثبت بدهید. امیدوارم که هر وقت در آینده، با چنین شرایطی روبرو شدیدُ به خوبی از پس آن بربیایید.

۳. به حسادت، با مهربانی جواب دهید نه با تلخی

مدیران معمولا با حسادت‌های ناخواسته‌، روبرو می‌شوند. چیزی که معمولا مدیران را از دیگر کارمندان شرکت دور می‌کند، نقش او در مجموعه است. معمولا در چشم دیگران، رئیس شخصی است که برتری ویژه‌ای در حقوق و تصمیم‌گیری‌ها دارد. به همین علت، این افراد همیشه در معرض حسادت دیگران قرار دارند که البته اصلا خوشایند نیست.

معمولا زمانی که کارمندان، به سراغ مقایسه خود با مدیر می‌روند؛ صدمه زیادی به مجموعه وارد می‌شود. این قضیه، به خصوص زمانی تاثیر گذار است که کارمند با عملکرد خود، می‌تواند روی پیشرفت مدیر، تاثیر بگذارد.

به عنوان یک مدیر در چنین شرایطی، ممکن است حس کنید که کارمندان، شما را نمی‌فهمند و امنیت کاری ندارید. شاید ببینید که دیگران، کارهای خود را زود تمام کردند و به موقع، محل کار را ترک می‌کنند؛ در حالی که شما با ایمیل‌های زیادی در دفتر خود گیر افتاده‌اید. شنیدن جملاتی مثل «برای همین، تو حقوق بیشتری میگیری.» هم می‌تواند تحمل این شرایط را برای شما سخت‌تر کند و شما تنها به آزادی که دیگران دارند و شما ندارید، فکر می‌کنید.

مهربانی در فرهنگ تیم

اما به یاد بیاورید دور کردن کارمندان از حسادت و احیای فرهنگ تیم در شرکت، جزئی از وظایف شما به حساب می‌آید. پس سعی کنید آن‌ها را مجاب کنید که کار شما سختی‌های به خصوصی دارد و قدرت خود را به رخ آن‌ها نکشید.

البته نشان دادن اقتدارتان بد به نظر نمی‌رسد، اما تلاش کنید یک رابطه دوستانه و سالم رئیس و کارمندی را حفظ کنید. مثلا می‌توانید چالش‌های پیش روی خود را با آن‌ها در میان بگذارید. با کارمندان‌ صادق باشید و زمان‌هایی که با مشکل بزرگی مواجه می‌شوید، به آن‌ها بگویید:

می‌دانم که در شرایط خوبی نیستید و اضطراب دارید. من هم مانند شما در چنین شرایطی هستم، پس ممکن است تا زمانی که بتوانیم مشکل را حل کنیم؛ برقراری ارتباط با من، کمی سخت شود.

با این حرف‌ها، شما اعتماد تیم را به خود افزایش می‌دهید. نادیده گرفتن و عادی جلوه دادن حسادت، مخرب بودن آن را افزایش می‌دهد. حسادت می‌تواند حتی در پست‌های اینستاگرام و عکس‌های یک سفر هم نفوذ کند. اگر افراد ارزش خود را در برتر بودن از دیگران، ببینند؛ خود را پایین می‌آورند و از مسیر پیشرفت، دور می‌شوند.

اگر به دنبال مدیریت تیمی هستید که یکدیگر را حمایت می‌کنند، اشتباهات خود را می‌پذیرند، از یکدیگر درخواست کمک می‌کنند و به کارهای خود متعهد هستند؛ باید به فکر بهبود فرهنگ تیم خود باشید. به این ترتیب می‌توانید خود و دیگر اعضای تیم را، از حسادت و مقایسه با دیگران، دور کنید.