در این مقاله، جان رامپتون (John Rampton)، کارآفرین سریالی در رابطه با این که چطور شکست در کسب و کارش موجب بهبود مهارت‌های مدیریتی او شده، سخن می‌گوید.

هنگام شکست در کسب و کار چیزهای زیادی برای یادگیری هست. هرچند شکست خوردن تجربه مخربی است. همیشه روزنه امیدی وجود دارد، ممکن است شکست باعث شود که اهمیت سیستم پشتیبانی را بفهمید، یا به ایده‌هایتان اعتبار دهید یا کمک کند که هدفی بلند مدت برای خود ایجاد کنید.

به هرحال، از این که شکست در کسب و کار باعث تقویت مهارت‌های مدیریتی شما به روش‌های زیرمی‌شود شگفت زده خواهید شد.

۱. شکست من را به شکل یک رهبر در آورد

شاید مهم‌ترین دلیل این که چرا شکست می‌تواند یک فرصت یادگیری باشد که به شما هدیه شده، این است که شما را به شکل یک رهبر درمی‌آورد. وقتی که شکست می‌خورید، باید مسئولیت تصمیماتی که گرفته بودید را قبول کنید. فرقی ندارد که یک سرمایه‌گذاری بد باشد، یا یک استخدام اشتباه یا یک استراتژی بازاریابی غلط، باید مسئولیتش را بپذیرید. فراموش نکنید، مسئولیتش با شماست و نمی‌توانید از مسئولیت شانه خالی کنید.

شکست زمانی رخ می‌دهد که مهارت‌های ارتباطی که معمولا آن‌ها را در نظر نمی‌گیریم را نیاز داریم، مثل ارتباطات. زمانی که باید شکست در کسب و کار را قبول می‌کردم، می‌خواستم در دفتر کارم پنهان شوم و به کار همه کارکنانم با یک ایمیل پایان دهم. این اتفاق نیافتاد. علاوه بر اینکه این کار غیرحرفه‌ای بود، سنگدل بودن مرا نیز نشان می‌داد.

علاوه بر آن، پذیرفتن مسئولیت رساندن یک خبر بد می‌تواند منجر به یک فرصت جدید شود. تصور کنید که بنشینید و برای تک تک کارمندان موقعیت را توضیح دهید. علاوه بر پذیرفتن مسئولیت، ممکن است آن‌ها یک ایده‌ی میلیاردی عالی داشته باشند که بتوانید آن را پیگیری کنید.

۲. شکست به من نشان داد که چه چیزی جواب می‌دهد و چه چیزی جواب نمی‌دهد

آیا چیزی بدتر از یک رئیس همه‌چیزدان هست؟ رئیسی که شرکتش در حال غرق شدن است ولی لجوجانه پیشروی می‌کند چطور؟

به عنوان یک رهبر، باید قبل از ورود به کسب و کار، خودتان را بررسی کنید و متوجه باشید که همه چیز را نمی‌دانید. می‌دانم که این کار وقتی که بیزینس، «استارتاپ شما» است خیلی سخت به نظر می‌رسد، ولی بسیاری از کسب و کارها شکست خوردند چون که توسط افرادی رهبری می‌شدند که هشدارها را نادیده می‌گرفتند و نصیحت‌های اطرافیانشان را نمی‌پذیرفتند.

بعضی وقت‌ها باید کسب و کارتان با شکست مواجه شود تا بفهمید که جواب همه سوالات را ندارید. حتی گاهی اوقات شکست شما را وادار به تامل می‌کند تا مشکل را پیدا کنید. برای من، تکیه به یک منبع درآمدی به جای تنوع دادن به آن بود. در نتیجه، مجبور بودم خارج از چارچوب‌ها فکر کنم و برای برگشتن روی پاهای خودم ایده‌های جدیدی را پرورش دهم.

همزمان با این قضیه، متوجه شدم که می‌توانم آدم سمجی باشم که در بازاریابی محتوا استعداد دارد. از این استعدادها برای راه اندازی چندین کسب و کار موفق نهایت استفاده را بردم.

۳. شکست نوعی آزمایش کردن است

چند وقت پیش مقاله‌ای دیدم که دلیل ادامه دادن آزمایشاتی که با شکست مواجه می‌شوند را در شرکت‌های تکنولوژیکی توضیح می‌داد. دلایل زیادی داشت، ولی برجسته‌ترین آن‌ها این بود که آزمایش کردن به تو این جرات را می‌دهد که نوآور باشی و حد و مرزها را کنار بزنی.

شکست در کسب و کار نوعی آزمایش

همچنین این فرصت را می‌دهد که تیمت را تشویق کنی و این اختیار را به آن‌ها بدهی که ایده‌های جدید و هیجان‌انگیزی را پرورش دهند و این فرصت را می‌دهد که تصمیم‌های درست‌تری بگیری و سوالات بهتری بپرسی. به قول Ralph Waldo Emerson، «زندگی یک آزمایش است، هرچه بیشتر تجربه کسب کنی بهتر است.»

۴. شکست شما را مقاوم می‌سازد

شاید مهم‌ترین عامل در موفقیت یا شکست صاحب کسب و کار، مقاومت باشد. مقاومت در مورد این است که تحت فشار چگونه واکنش نشان می‌دهید، و در کسب و کار احتمالا چیزی استرس‌زا تر از این که به کارکنان خود بگویید باید از آن‌ها دست بکشید، نیست.

مقاومت یعنی این که چطور به حالت قبل خود برمی‌گردید. به جای این که به حال خود افسوس بخورید و قسم بخورید که کسب و کار جدید را شروع نمی‌کنید، برای کار آماده بشید و دوباره سعی کنید. به نظر من، این‌ها صفات مهمی است که یک رهبر باید داشته باشد. بعد از یک روز پرتلاش برای گرفتن تصمیم‌های دشوار و مهار کردن آتش، باید بتوانید متمرکز شوید و مستقیم به بازی بازگردید.

۵. باعث می‌شود به خودتان اعتماد کنید و تصمیمات بهتری بگیرید

ما معمولا غریضه‌مان را نادیده می‌گیریم ولی احساستان در هدایت شما برای گرفتن تصمیم‌های مهم کاری و شخصی خیلی خوب عمل می‌کند. این تصمیمات بر اساس تجربیاتتان بوده است. وقتی به چیزی حس درستی ندارید، احتمالا به این دلیل است که در گذشته در موقعیت مشابهی قرار داشته‌اید.

در نهایت، به شما کمک می‌کند که فرصت‌های جدید را با وضوح و دقت بیشتری ببینید. همچنین، غریضه‌تان کمک می‌کند سریع‌تر تصمیمتان را بگیرید. البته، برای تصمیمات مهم‌تر، به زمان بیشتری برای تحلیل و تامل نیاز دارید. ولی در مواقعی که باید به ذهن خودتان تکیه کنید، غریضه‌تان خیلی به کار می‌آید.

۶. شما را سپاس‌گذار و قدردان‌تر می‌کند

من سریعا بعد از این که کسب و کارم شکست خورد، اهمیت سپاس‌گذاری و قدردانی را فهمیدم. در واقع، می‌توانم بگویم از آن‌جایی که قدردانی، من را تشویق کرد که به داشته‌هایم در زندگی فکر کنم، به من کمک کرد که زودتر بهبود پیدا کنم. علاوه بر این، پژوهشی در هاروارد نشان می‌دهد که تشکر کردن می‌تواند افراد را خوشحال‌تر کند.

حالا قدردان بودن به من کمک کرده یک محیط کاری مثبت خلق کنم که مهیج و الهام‌بخش است. به این دلیل که اعضای تیم من می‌دانند چه اندازه قدر سخت کوشی‌شان را می‌دانم، روحیه بالایی دارند و همواره کار با کیفیتی را ارائه می‌دهند.

۷. می‌فهمی چه کسی هوایت را دارد

وقتی کسب و کارتان روی غلتک است، کمبودی از سمت دوستان، خانواده، مشتریان و کارمندان ندارید. اما آیا این افراد وقتی که یک عقب‌نشینی بزرگ تجربه کنید هنوز اطرافتان باقی می‌مانند؟

وقتی کسب و کاری شکست بخورد متوجه می‌شوید که ۲ نوع از افراد اطرافتان وجود دارند. افراد سودجو که به دنبال منافع خود هستند، یا افرادی که هنوز شما را باور دارند و هرکاری که بتوانند می‌کنند تا شما مشکلتان را حل کنید.

به همین دلیل من به این نتیجه رسیدم که باید دور خودم را با افراد با استعدادی که به آن‌ها اعتماد دارم پر کنم. این موضوع که آن‌ها در روزها بد و خوب پشت مرا خالی می‌کنند یا نه، به صورت خودکار در حین انجام پروژه‌ها مشخص می‌شود.

به عبارت دیگر، من به آن‌ها این آزادی را دادم که هرطور و در هرزمان که مایلند کار کنند، چرا که اطمینان دارم آنها مرا نا امید نخواهند ساخت.