همه افراد از نرسیدن به اهداف خود، دلسرد می‌شوند. البته دلایل عینی برای وقوع چنین اتفاقی وجود دارد اما با این حال، مواردی هستند که ممکن است از چشم ما دور بمانند. در نگاه اول به نظر می‌رسد که تشخیص این گزینه‌ها، باعث خوب انتخاب کردن ما می‌شود. اما تحقیقات نشان داده‌اند که داشتن انتخاب‌های زیاد، منجر به سرخوردگی، درماندگی و در نهایت شکست می‌شود. بنابراین ساده کردن گزینه های انتخابی نتایج بهتری را خواهد کرد.

ما در این مقاله از استارتاپت، به بررسی این موضوع می‌پردازیم که ساده کردن گزینه های انتخابی چگونه می‌تواند در تصمیم‌گیری‌ مطمئن به ما کمک کند.

ساده کردن گزینه های انتخابی و کاهش انگیزه

۱. گزینه‌های زیاد، انگیزه را کاهش می‌دهد

چیزی که از آن به عنوان «نداشتن قدرت اراده» یاد می‌شود، می‌تواند در حقیقت همان «گزینه‌های بسیار زیاد انتخاب» باشد. آزمایش معروف «انتخاب مربا» که در آن گزینه‌های بیشتر منجر به کاهش انگیزه می‌شود، بیانگر همین مطلب است. طبق این آزمایش، وقتی تعداد ۲۴ تا ۳۰ مربا به مشتریان ارائه شد، فروش کاهش یافت. اما محدود کردن انتخاب‌ها به ۶ مربا، باعث افزایش فروش شد.

این موضوع مخالف فرضیه ترویج اطلاعات مدرن است. شما به اطلاعات نیاز دارید، همان‌طور که به غذا نیاز دارید؛ اما غذای بسیار زیاد منجر به چاقی می‌شود. وقت آن است که دسترسی به اطلاعات بیش از حد را محدود کنید، یعنی باید ورود حجم بالای اطلاعات آنلاین را متوقف کنید.

۲. اطلاعات زیاد، اعتیادآور است

ساده کردن گزینه های انتخابی  و اطلاعات زیاد

شما انتخاب‌های بیشتری می‌خواهید چون دسترسی به اطلاعات زیاد، اعتیادآور هستند. هورمون دوپامین باعث می‌شود که شما درخواست کنید، آرزو کنید، تمایل پیدا کنید، طالب شوید و جستجو کنید. ترشح دوپامین شما را نسبت به ایده‌های مختلف، کنجکاو می‌کند تا به جستجوی اطلاعات بیشتر، نیاز داشته باشید.

داشتن گزینه‌های محدود‌، خوب است. وجود چند گزینه بهتر از نبود آن است اما تعداد زیاد انتخاب‌ها، توانایی‌ شما برای رسیدن به موفقیت را فلج می‌کند. محققان این وضعیت را «فشار انتخاب» می‌نامند. توجه داشته باشید که کاهش انتخاب‌های شما می‌تواند بسیار مفید باشد و تصمیم گرفتن را ساده‌تر کند.

۳. ساده کردن گزینه های انتخابی با رضایت بیشتر شما، همراه است

ایجاد کمی تنوع در زندگی، می‌تواند تا حدودی به آن طعم شیرینی دهد؛ اما تنوع خیلی زیاد، زندگی را ترش می‌کند. تنوع انتخاب‌ با توجه به ارزش‌هایی که در ذهن دارید، شما را به نقطه‌ای می‌رساند که کم‌کم طعم خوش زندگی به پایان می‌رسد. زمانی که «محدود کردن گزینه‌ها» توسط آنچه برای شما مهم است، انجام می‌شود؛ گزینه‌ها با رضایت شخصی شما همراه خواهند بود. این‌ انتخاب‌ها به جای تبدیل به گزینه‌های متنوع، به گزینه‌های مبتنی بر ارزش تبدیل می‌شوند.

۴. ساده کردن گزینه های انتخابی انرژی شما را بیشتر می‌کند

ساده کردن گزینه های انتخابی و افزایش انرژی

انتخاب‌های گسترده، انگیزه رسیدن به موفقیت را کاهش می‌دهند. وقتی گزینه‌های کمتری داشته باشید، انرژی بیشتری هم برای مشارکت در فرایند انتخاب دارید. این موضوع در همه حالت صدق می‌کند. چه در حال خرید باشید، چه بخواهید در یک گروه عضو شوید، چه در حال سرمایه‌گذاری یا هدف‌گذاری برای آینده باشید. انتخاب‌های پایان‌ناپذیر شما، به جای افزایش انگیزه، شما را از حرکت باز داشته و از هدف دور می‌کنند.

تحقیقی روی دانش آموزان مدرسه‌ای که باید یک مقاله‌ اضافی برای یکی از درس‌های خود، ارائه می‌دادند، انجام شد. به آن‌ها گفته شد که موضوع خود را از یک فهرست از قبل تعیین‌شده، انتخاب کنند. به بعضی از آن‌ها فهرست ۶ موضوعی و به عده‌ای فهرستی شامل ۳۰ موضوع داده شد. کسانی که گزینه‌های کمتری مقابل خود داشتند، مقاله با کیفیت‌تری ارائه دادند. همچنین میزان انرژی آن‌ها برای مشارکت و ارائه مطلب، نسبت به گروه مقابل بیشتر بود.

۵. ساده کردن گزینه های انتخابی، احتمالات را کاهش می‌دهد

داشتن گزینه‌های نامحدود، به زیر سؤال بردن انتخاب‌ها از سوی خودتان منجر خواهد شود. هنگامی که پیرامون شما مملو از انتخاب‌های گوناگون است، بین گزینه‌های مختلف پیش روی خود، حیران می‌مانید. قطعا در این حالت نمی‌توانید بهترین تصمیم گیری را انجام دهید و مسیر موفقیت را رها می‌کنید.

آزمایش دیگری روی دانش آموزان انجام شد که طی آن، موظف به انتخاب یک شکلات بودند. تست بین ۲ گروه صورت گرفت، یکی با ۶ انتخاب و دیگری با ۳۰ انتخاب متفاوت. هر ۲ گروه از تعدد انتخاب‌ها خوشحال بودند. اما در پایان، سطح پشیمانی در گروهی که انتخاب‌های بیشتر داشت، بالاتر بود. پشیمانی آن‌ها به دلیل نداشتن انتخاب جایگزین، معرفی شد.

۶. ساده کردن گزینه های انتخابی، یادگیری را عمیق‌تر می‌کنند

ساده کردن گزینه های انتخابی و یادگیری عمیق

در دنیای امروز، حجم اطلاعات در دسترس، بسیار زیاد است. موضوعات زیاد و متنوعی برای یادگیری وجود دارند و قطعا شما نمی‌توانید همه موارد را به خوبی یاد بگیرید. بهتر است ابتدا تصمیم‌ بگیرید که تمایل به کسب موفقیت در چه زمینه‌ای دارید و بعد شروع به یادگیری آن کنید. به این ترتیبب، به جای اینکه گزینه‌های مختلف را به صورت سطحی یاد بگیرید و از یک گزینه به گزینه دیگر بروید، قدرت شما در یک زمینه خاص افزایش می‌یابد. البته استاد شدن در یک مهارت خاص، سخت است اما شدنی است.

آنچه برای مهارت فردی مورد نیاز است، اطلاعات بیشتر نیست؛ بلکه تفسیر درست اطلاعات است. تصمیم‌گیری در مورد اینکه چه چیزی را یاد بگیرید و بقیه را فیلتر کنید، درک و شفافیت را ایجاد می‌کند. فرهنگی که طبق آن همیشه باید برای موضوعات جدید بعدی آماده باشید، می‌تواند نارضایتی مزمن ایجاد کند.

انتخاب‌ها، ذاتا بد نیستند بلکه پیچیدگی حاصل از تعداد بسیار زیاد انتخاب‌ها است که باعث می‌شود، شما کار را رها کنید یا اصلا آن را شروع نکنید. محدود کردن انتخاب‌ها، پیچیدگی را کاهش می‌دهد و منجر به ایجاد نتایج خوب می‌شود.

شاید در ابتدا این مر یک شوخی به نظر برسد اما در حقیقت، توانایی ساده کردن گزینه های انتخابی می‌تواند امتیاز فوق‌العاده محسوب شود. مانند هر هنر دیگری، این امر هم با تمرین، بهبود می‌یابد.