بسیار پیش آمده که دلیل شکست ها و ناکامی‌های خود در زندگی را به گردن دیگران بیاندازیم. پذیرفتن این که اشتباه از خودمان بوده برایمان بسیار سخت است و نمی‌خواهیم قبول کنیم که فردی شکست خورده هستیم. اما آیا درست است که دیگران را دلیل شکست خود بدانیم؟ در این مقاله از استارتاپت با نگرش جدیدی نسبت به شکست آشنا می‌شوید.

شما فقط وقتی یک شکست خورده هستید که شروع به سرزنش دیگران کنید.

دلیل شکست های ما

این قاعده‌ کلی از مربی بزرگ بسکتبال، جان وودن (John Wooden)، پایه و اساس رویکرد او به زندگی است. همانند بسیاری از اصول دیگر او، این قاعده را هم از پدرش جاشوا (Joshua) آموخته است.

او در یکی از کتاب‌های خود تعریف کرده است که وقتی پدرش مزرعه‌ی خود را از دست داد، چه واکنشی نشان داد.

«ناگهان همه چیز برای ما تمام شد. سرم واکسیناسیون اشتباه خوک‌ها، آن‌ها را کشت. خشکسالی محصولات ما را از بین برد و بانک مزرعه را گرفت. در آن روزها بیمه‌ای برای این نوع مشکلات وجود نداشت، بنابراین ما همه چیزمان را از دست دادیم. لحظات سختی برای خانواده‌ی ما بود و خسارت بسیاری بر ما وارد شد.

با همه‌ی این‌ها پدرم هرگز خودش را از تک و تا نینداخت. او مردی را که به او سرم واکسن اشتباه فروخته بود را سرزنش نکرد، به آب و هوا لعنت نفرستاد و هیچ نفرتی نسبت به بانک نداشت. پدرم بهترین کاری که از دست او بر می‌آمد را انجام داده بود اما همه چیز بد پیش رفت.»

او می‌گفت:

سرزنش، نفرین و نفرت هیچ کمکی به تو نمی‌کند. فقط به خودت آسیب می‌زند.

گفته‌ی او عمیقا در ذهن من تعبیه شده و امیدوارم در رفتارم نمایان شود.

ایده‌ی سرزنش نکردن دیگران به خاطر اشتباهات خودمان همچنین بر رویکرد این مربی در حیطه‌ی آموزش و مربیگری هم بسیار مهم و حیاتی بود.

سوان نیتر (Swen Nater)، مربی دانشکده‌ای در کالیفرنیا، به دلیل این که بازیکنان او آنچه که او به آن‌ها آموزش می‌داد را به اندازه‌ی کافی سریع یاد نمی‌گرفتند، کمی ناامید شده بود. وقتی سوان شرایط خود را برای مربی وودن تشریح کرد، او به سادگی گفت: «تا زمانی که بازیکنان چیزی را یاد نگیرند، در واقع یعنی تو به آن‌ها آن را آموزش نداده‌ای.»

این منجر به نوشتن کتابی به نام «تا وقتی آن‌ها یاد نگرفته‌اند یعنی تو به آن‌ها آموزش نداده‌ای» توسط سوان و رونالد گالیمور (Ronald Gallimore) شد. در این کتاب، مسئولیت‌های یک معلم شرح داده شده است:

وقتی معلم دبیرستان شدم، مسئولیتم را بسیار جدی گرفتم. من باور داشتم که برای تدریس کردن حقوق می‌گیرم، و این بدان معنی بود که مسئولیت من این است که به تک تک دانش‌آموزان کمک کنم تا یاد بگیرند. من اعتقاد دارم که تا زمانی که دانش‌آموزانی هستند که هنوز درس را فرانگرفته‌اند، نمی‌توانم ادعا کنم که من تدریسم را به اتمام رسانده‌ام.  

به عنوان یک رهبر، شما باید با افرادی که روی آن‌ها نظارت دارید، کار کنید تا مشکلات اصلی را دریابید و آن را حل و فصل کنید، نه اینکه تیم خود را سرزنش کنید و از کمبود استعداد افراد خود شکایت کنید.

وقتی دیگران را سرزنش می‌کنید، خودتان را از داشتن یک خودارزیابی صحیح که برای پیشرفت شخصی بسیار امر مهمی است، محروم می‌کنید. رهبری که دیگران را سرزنش نمی‌کند، یعنی به دنبال یافتن راه‌حل‌ها هست، نه بهانه‌ها.

استیو جمیسون (Steve Jamison) در کتاب خود با نام «وودن در رهبری» به طور خلاصه راه او را اینگونه بیان می‌کند:

شما می‌توانید بلغزید و سقوط کنید، اشتباه کنید و به خطا بروید، اما فقط وقتی یک شکست خورده هستید که شروع به سرزنش دیگران کنید، مثل سرزنش سرنوشت برای نتایجی که به دست آورده‌اید. همیشه باور داشته باشید که در درون منفی‌ها هم چیز مثبتی پیدا می‌شود. هر اتفاقی که می‌افتد یک دلیلی دارد، حتی اگر شما نتوانید دلیل آن را تشخیص بدهید. یادتان باشد که هیچ چیز بی حکمت نیست.