می‌توان به جرأت گفت که داستان Airbnb جذاب‌ترین و الهام‌بخش‌ترین داستان قرن ۲۱، محسوب می‌شود! ما در این مقاله از استارتاپت، می‌خواهیم داستان این برند را برای شما بازگو کنیم تا شما هم با روش‌های موفقیت Airbnb آشنا شوید.

شروع داستان Airbnb

شروع داستان Airbnb

خب … بیایید از اول شروع کنیم. در اکتبر سال ۲۰۰۷، برین چسکی (Brian Chesky) و جو گبیا (Joe Gebbia)، فارغ‌التحصیلان دانشکده طراحی Rhode Island، به سانفرانسیسکو نقل مکان کردند. آن‌ها در تلاش بودند تا مبلغ ۱٫۱۵۰ دلار، اجاره ماهانه خود را بپردازند که با یک انتخاب ساده، روبه‌رو شدند: «درآمد بیشتری کسب کنند یا به زادگاه خود برگردند؟»

جو و برین، هنگام تحصیل آموخته بودند که هر مشکلی با تفکر خلاق، برطرف می‌شود. از این رو پس از تفکر زیاد، تصمیم گرفتند تا انرژی خود را روی کنفرانس انجمن طراحان صنعتی آمریکا که به زودی در سانفرانسیسکو برگزار می‌شد؛ متمرکز کنند. هنگام رزرو هتل برای سفر خود، متوجه شدند که تمام اتاق‌های هتل در این شهر، پر شده‌اند؛ چون همایش طراحی صنعتی، بازدیدکنندگان زیادی را به خود جلب کرده بود.

شروع داستان Airbnb و موفقیت آن

فکری به ذهن این ۲ دوست جوان رسید و چند تشک بادی خریداری کردند. آن‌ها این سرمایه‌گذاری مشترک را «AirBed & Breakfast (تخت بادی و صبحانه)» نامیدند و آن را در وبلاگ‌های طراحی که روی آگهی آپارتمان، تمرکز داشت؛ تبلیغ کردند. ایده آن‌ها این بود که به بازدیدکنندگان، مکانی برای خوابیدن و صبحانه‌ای لذیذ ارائه دهند. ۲ دوست جوان ما، برای این پیشنهاد خود، شبی ۸۰ دلار تعیین کردند. بالاخره به موفقیت رسیدند و اولین میهمانان Airbnb از راه رسیدند: یک مرد ۳۰ ساله هندی، یک زن ۳۵ ساله از بوستون و یک پدر ۴۵ ساله! پس از گذشت اولین تعطیلات آخر هفته، آن‌ها ایمیل‌هایی از افراد مختلف دریافت کردند که پرسیده بودند، آیا این پیشنهاد در ژاپن، لندن و … هم در دسترس است یا خیر؟

بعد از دریافت بازخوردهای مثبت، آن‌ها به این موضوع فکر افتادند که چگونه می‌توانند به عنوان واسطه و با استفاده از آپارتمان‌های دیگران، کسب درآمد کنند. اولین محل برگزاری این پروژه، جشنواره South by Southwest در شهر آستین تگزاس و کنوانسیون ملی دموکراتیک سال ۲۰۰۸ یا DNC در دنور کلرادو بود.

این طراحان می‌خواستند برای هر ۲ رویداد، مهندسی را وارد تیم کنند تا یک رابط کاربرپسند را به این عملیات اضافه کند و مهارت‌های برنامه‌نویسی نوآورانه‌ای داشته باشد. به این منظور، همخانه‌ خود، ناتان بلوچارزیک (Nathan Blecharczyk)، را برای هدف‌شان انتخاب کردند.

ناتان در فصل بهار، با آن‌ها همراه شد تا در شکل‌گیری داستان Airbnb کمک کند. جو و برین، ایده خود را به صورت جدی اجرا کردند و ۷ سال بعد، برند Airbnb را تشکیل داده بودند و دیگر، تنها ایده یک محل استراحت در یک شهری را در ذهن نداشتند. آن‌ها می‌خواستند دنیا را به مکانی تبدیل کنند که در آن، هر فرد می‌تواند به هر جایی تعلق داشته باشد. در بهار سال ۲۰۱۴، ایده آن‌ها ۱۰ میلیون مهمان و ۵۵۰.۰۰۰ استراحتگاه در سراسر جهان به ارزش ۱۰ بیلیون دلار، برایشان به ارمغان آورده بود.

رشد اولیه داستان Airbnb

رشد اولیه

۳ دوست داستان ما، با این مشکل مواجه شدند که چگونه اشخاصی را بیابند که در خانه‌های خود را به روی افراد غریبه‌ باز می‌کنند. آن‌ها به یک سیستم داخلی نیاز داشتند و هنگام برگزاری DNC، تصمیم گرفتند تا در وبلاگ‌های محلی کوچک، تبلیغ کنند.

با کمال تعجب، این حرکت باعث شد تا این خدمات نسبتا عجیب و غریب، توجه مطبوعات را به خود جلب کند و نتایج خوبی داشته باشد. در حقیقت، پس از انتشار مقاله‌ای در این مورد در روزنامه نیویورک تایمز، حدود ۸۰۰ نفر به عنوان میزبان، ثبت نام کردند که منجر به ۸۰ رزرو موفقیت‌آمیز شد.

داستان Airbnb بعد از راه‌اندازی بازار غلات و پذیرش انعطاف‌پذیری بزرگ، اوج گرفت

موفقیت آن‌ها در DNC باعث کسب تجربه‌های ارزشمندی برایشان شد. اما پس از این رویداد هم، وب‌سایت آن‌ها آنچنان ترافیکی نداشت. دیگر چیزی نمانده بود که ناامید و بیخیال ایده‌ خود شوند!

از آنجا که آن‌ها، خدمات خواب و صبحانه ارائه می‌دادند، این ایده خنده‌دار را برای پذیرایی با غلات صبحانه، به کمپین اوباما و مک کین ارائه دادند. آن‌ها یک تن غلات صبحانه ارزان قیمت خریداری کردند، حجم معینی از آن‌ها را، داخل جعبه‌های تبلیغاتی قرار دادند و هر جعبه غلات را به ۴۰ دلار، قیمت‌گذاری کردند. جو و برین، توانستند ۵۰۰ جعبه بفروشند و به درآمد ۳۰ هزار دلاری برسند.

داستان Airbnb و راه‌اندازی بازار غلات

اما مهم‌تر از همه، آن‌ها مورد توجه پاول گراهام (Paul Graham) قرار گرفتند. گراهام میلیاردر حوزه فناوری و بنیان‌گذار شرکت Y Combinator بود که یک سکوی پرتاب محبوب برای استارت‌آپ‌های منطقه سیلیکون ولی محسوب می‌شد. با وجودی که گراهام، ایده AirBed & Breakfast را دوست نداشت؛ پس از شنیدن اطلاعات راجع به غلات صبحانه، از سرسختی این تیم قدردانی کرد و یک دوره مربیگری ۳ ماهه، در اختیار آن‌ها قرار داد.

در واقع پاول گراهام، به این ۳ نفر کمک کرد تا متوجه شوند که باید وقت خود را، در شهر نیویورک بگذرانند؛ مکانی که اکثر کاربران محدود آن‌ها، در آنجا زندگی می‌کردند. جو و برین، پس از نقل مکان موقت به آن شهر، عکس‌های جذاب و باکیفیت، در سایت خود آپلود کردند ناتان هم، امور فنی را به عهده داشت.

در این دوره، تیم آن‌ها به اهمیت خلاقیت در کسب و کار پی برد و تغییراتی ایجاد کرد. مثلا کاربرانی که در مورد اجاره آپارتمان‌ها تحقیقات می‌کردند، برین چسکی و جو گبیا را متقاعد کردند تا نام جذاب‌تری انتخاب کنند. در نتیجه AirBed & Breakfast به Airbnb تبدیل شد.

در همین روزهای ابتدایی، چسکی و گبیا ملاقات‌هایی را با میزبان‌ها ترتیب دادند تا به مردم نشان دهند که چگونه با اجاره آپارتمان خود، می‌توانند درآمد کسب کنند. ایده‌های جدید آن‌ها نتیجه داد و خیلی زود، به درآمد ۱٫۰۰۰ دلار در هفته رسیدند.

این موفقیت، توجه گرگ مک آدو (Greg McAdoo) را در شرکت سرمایه‌گذاری Sequoia به خود جلب کرد. او قبلا در گوگل (Google) و اپل (Apple)، سرمایه‌گذاری کرده بود و به خوبی می‌دانست که تجارت اجاره منزل برای تعطیلات، ارزشی بالغ بر ۴۰ میلیارد دلار دارد. داستان Airbnb با سرمایه‌گذاری ۵۸۵٫۰۰۰ دلاری Sequoia، به سرعت اوج گرفت و ۴/۲ میلیون دلار، ارزش پیدا کرد. در واقع اعتقاد مک آدو به ایده آن‌ها، باعث افزایش اعتماد به نفس آن‌ها شد.

همان‌طور که Airbnb در حال رشد بود، شرکت هم مسیر موفقیت را، به درستی طی می‌کرد.

داستان Airbnb و مسیر رشد

Airbnb به عنوان یک جایگزین غیرمعمول، ارزان و مقرون به صرفه برای اقامتگاه‌های سنتی، شکوفا شده بود و مخصوصا برای نسل جدید، جذابیت زیادی داشت. برای حفظ این موفقیت، چسکی که نقش مدیرعامل شرکت را داشت، کارکنان خود در Airbnb را موظف کرد تا در هر فعالیتی که شرکت انجام می‌دهد؛ رفتارهای منحصربه‌فرد و انسان‌دوستانه گنجانده شود. مثلا این شرکت ملزم بود تا در هر آپارتمان، برای خوشامدگویی به میهمان خود، خدمات خاصی برای جذابیت بیشتر، ارائه دهد.

چسکی معتقد بود که چنین ارتباط انسانی برای فرهنگ Airbnb مهم است. به همین دلیل، ارزش‌های اصلی شرکت شامل ۳ اصل مهم تعهد به سخت‌کوشی، شادابی و مفید بودن، تعیین شد.

برای حفظ این ارزش‌ها، استخدام افرادی که هم نمایانگر این صفات باشند و هم ماموریت کلی شرکت را بدانند، اهمیت اساسی پیدا کرد که اصلا کار آسانی نبود. در حقیقت، استخدام اولین کارمند، ۶ ماه کامل طول کشید؛ زیرا چسکی معتقد بود استخدام اول، تعیین‌کننده DNA شرکت است.

او معتقد بود، هنگامی ‌که اولین استخدام خود را به بهترین شکل انجام دهند، افراد هم سلیقه و هم‌فکر، به تیم ملحق خواهند شد. این لحظه جادویی در تابستان سال ۲۰۰۹ اتفاق افتاد، زمانی که نیک گراندی (Nick Grandy) به عنوان اولین مهندس استخدام شد و به تیم بنیان‌گذاران داستان Airbnb پیوست.

یافتن میزبان‌هایی که موافق ارزش‌های Airbnb باشند، کار ساده‌ای بود. افرادی که در خانه‌های خود را برای میهمانان باز می‌کردند، عموما مشتاق شرکت در ماموریت شرکت بودند و با خوشحالی به رشد آن کمک کردند. این یک عامل حیاتی دیگر بود، زیرا بدون وجود این میزبان‌ها، داستان Airbnb شکل نمی‌گرفت و قطعا این موضوع، بدون ایجاد اعتماد بین میزبان‌ها و مسافران، اتفاق نمی‌افتاد.

داستان Airbnb و طراحی سیستم

طراحی سیستم رزرو، چالشی برای داستان
Airbnb

Airbnb حدود ۲۵۰۰ نفر را استخدام کرد که اکثر آن‌ها ساکن شهر سانفرانسیسکو بودند. اما آنچه که قابل توجه‌ است، میلیون‌ها کاربر این شرکت، در سراسر جهان است! در این مرحله Airbnb، حدود ۳ میلیون پیشنهاد فعال در ۱۹۱ کشور داشت که تنها ۲۰ درصد از آن‌ها، در آمریکای شمالی بودند. فراتر از آن، از زمان راه‌اندازی شرکت، ۱۴۰ میلیون مهمان ثبت نام کردند و سرانجام پس از ۸ سال رشد مداوم، این شرکت هنوز هم در حال گسترش پایگاه کاربر خود بود.

برای اجرای کامل این کار، یک رابط کاربری یکپارچه، ضروری بود. برای تحقق این امر، چسکی و گبیا از قانون «۳ کلیک فاصله تا موسیقی» استیو جابز در زمان تهیه محصولات اپل، پیروی کردند. یعنی کاربر برای رزرو محل اقامت خود، فقط باید ۳ کلیک انجام دهد.

موارد امنیتی، یک بار مسئله مهمی را برای Airbnb ایجاد کرد

اکثر مردم با نیت مثبت عمل می‌کنند، اما همیشه افرادی وجود دارند که نیت آن‌ها مثبت نیست. بنابراین، با وجودی که Airbnb مسائل ایمنی را بسیار جدی می‌گیرد، باز هم حوادث، اتفاق می‌افتند.

در ژوئن سال ۲۰۱۱، آپارتمانی در سانفرانسیسکو متعلق به یکی از میزبانان Airbnb به نام EJ، توسط اجاره‌کنندگان تخریب شد. او در وبلاگ خود نوشت:

داستان Airbnb و موارد امنیتی

با وجودی که روح‌ من به سرقت رفته ، اما همچنان عاشق Airbnb هستم و حتی پس از حادثه، هنوز هم معتقدم که ۹۷ درصد از کاربران، صادق هستند.

EJ

برای Airbnb، حتی یک تصادف هم خیلی زیاد بود، چه برسد به مسئله این چنینی و به این منظور، آن‌ها یک سیستم پیشرفته از اقدامات احتیاطی ایمنی، ابداع کردند. که قطعا اولین و به احتمال زیاد موثرترین سیستم بررسی کاربر است که توسط موسسان شرکت، معرفی شده است.

Airbnb همچنین بررسی‌های پیش‌زمینه‌ای را در مورد همه کاربران آمریکایی خود انجام می‌دهد و از سال ۲۰۱۳، کاربران می‌توانند میزبان را انتخاب کنند یا در صورت تمایل، با سایر کاربران موجه و تایید شده، در یک اقامتگاه بمانند.کاربران موجه، افرادی دارای شناسه تأیید شده‌ هستند که حضور مجازی آن‌ها، با زندگی واقعی‌شان مطابقت دارد.

سومین اقدام ایمنی مورد استفاده از شرکت، سیستم اولویت‌بندی است که از طریق آن، Airbnb سطح خطر و ایمنی کلیه نگرانی‌های گزارش شده را برای اولویت‌بندی آن‌ها ارزیابی می‌کند.

سرانجام، این شرکت یک تیم قابل اعتماد و ایمن متشکل از ۲۵۰ نفر ترتیب داد که برای شناسایی هرگونه رفتار مشکوک و از بین بردن خطرات احتمالی، تلاش می‌کنند. این تیم شامل متخصصان داده است که از الگوهای رفتاری برای تعیین احتمال وقوع یک جرم، در کنار مدیران بحران و متخصصان مشاوره استفاده می‌کنند که برای مداخله و تشنج‌زدایی تعارضات، آموزش دیده‌اند.

داستان Airbnb و تبعیض نژادی

تبعیض نژادی، داستان Airbnb را متحول کرد

در سال ۲۰۱۱، مایکل لوکا (Michael Luca) استادیار مدیریت بازرگانی در دانشکده بازرگانی هاروارد، به مطالعه پلتفرم‌های مشترک بازار مثل Airbnb ، Amazon و eBay پرداخت. تمام این سایت‌ها از پروفایل‌های شخصی و عکس‌های کاربر برای ایجاد اعتماد استفاده می‌کنند، واقعیتی که لوکا گمان می‌برد، ممکن است منجر به تبعیض شود. همان‌طور که معلوم شد، دقیقا حق با او بود و در مورد Airbnb، این تبعیض، انگیزه نژادی داشت.

لوکا به این موضوع، در یک تحقیق در سال ۲۰۱۴ پی برد و نشان داد که میزبان‌هایی که سیاه پوست نیستند، می‌توانند ۱۲ درصد بیشتر از میزبان‌های سیاه ‌پوست، برای محل اقامت یکسان، شارژ انجام دهند. Airbnb سریعا نتایج را رد کرد و گفت که در این تحقیق، تنها از داده‌های قدیمی یک شهر استفاده شده است.

اما در سال ۲۰۱۶، تیم لوکا با تحقیق دیگری وارد شد و تبعیض گسترده در مورد میهمانان، صرفا بر اساس این واقعیت که آن‌ها نام‌های آفریقایی – آمریکایی مشترک داشتند را تأیید کرد.

این بار، این مطالعه توجه بیشتری را به خود جلب کرد، زیرا همزمان با یک برنامه تلویزیونی منتشر شد که داستان یک خانم بازرگان آفریقایی – آمریکایی، به نام کویرتینا کریتندن (Quirtina Crittenden) را که بارها توسط میزبان‌های Airbnb رد شده بود. تا اینکه او تصویر پروفایل خود را به یک منظره و اسمش را به Tina تغییر داد.

داستان Airbnb و هشتک سیاه پوست

او هشتگ توییتری #AirbnbWhileBlack را ابداع کرد که به ابزاری برای اشتراک‌گذاری تجربیات مشابه دیگران، تبدیل شد و دریافت با تبعیضی گسترده‌ای روبه‌رو است.

چسکی به صورت عمومی عذرخواهی کرد و اعتراف کرد که “۳ مرد سفیدپوست” که این شرکت را تأسیس کردند، نتوانستند در نظر بگیرند که چگونه پروفایل‌ها می‌توانند به تبعیض منجر شوند.

پس از آن، Airbnb به فکر تغییرات افتاد. ابتدا، آن‌ها سیاست درهای باز را مطرح کردند که برای هر کاربر که تبعیض را تجربه می‌کند، اقامت معادل را ارائه می‌دهد. این شرکت همچنین هنگام رزروهای جدید، با کاربرانی که تبعیض را در گذشته تجربه کرده بودند، مساعدت و همکاری می‌کند.

اکنون، عکس‌ها از کانون توجه خارج شده‌اند، در حالی که بیشتر به پیشینه کاربران توجه می‌شود و سرانجام، طرحی در دست کار است که میزبان‌ها را برای تشخیص و جلوگیری از تعصب ناخودآگاه آموزش می‌دهد. در این فرآیند، افراد نشان‌هایی را در پروفایل خود به دست می‌آورند که نمایانگر اتمام چنین آموزش‌هایی است.

داستان Airbnb در مسیر رشد خود، با موانع حقوقی روبه‌رو می‌شود

در بسیاری از مناطق، اجاره آپارتمان به طور کوتاه مدت، غیرقانونی است و کارهای Airbnb، برخلاف بسیاری از مسائل قانونی بود.

به عنوان مثال، برخی از فهرست‌های Airbnb، قوانین کرایه محلی یا مقررات ساختمان را نقض می‌کند. خوشبختانه، این شرکت توانست با برخی از شهرداری‌ها توافق‌نامه‌هایی را امضا کند تا این اجاره بها را به حد نصاب برساند. چنین چارچوب‌های جدیدی برای اجاره‌های کوتاه مدت، از جمله حق مالیات بر آن‌ها، در شهرهایی از شیکاگو تا پاریس پیشنهاد شده است.

با این حال، این شرکت خیلی زودی با مسئله دیگری روبه‌رو شد: برخی از شهرها به دلیل مخالف وجود Airbnb بودند. برخی از این شهرهای ضد Airbnb، سانفرانسیسکو، برلین و بارسلونا هستند، اما شدیدترین مخالفت در نیویورک وجود داشت که همچنین بزرگ‌ترین بازار ایالات متحده برای Airbnb بود و سالانه ۴۵۰ میلیون دلار درآمد ایجاد می‌کرد. در آنجا، این شرکت از طرف مقامات منتخب، فعالان مسکن ارزان قیمت و حتی نمایندگان صنعت هتل‌داری، مورد قضاوت و انتقاد قرار می‌گرفتند.

داستان Airbnb و سکونت چندگانه

در نتیجه، در سال ۲۰۱۰، نیویورک قانون سکونت چندگانه را تغییر داد و اجاره آپارتمان در ساختمان‌هایی با بیش از سه واحد و بیش از ۳۰ روز بدون حضور یک سرنشین دائمی را غیرقانونی اعلام کرد.

سپس، در سال ۲۰۱۳، Eric Schneiderman ، دادستان کل ایالت نیویورک، با مالکین صاحب‌خانه که از ساختمان‌های خود به عنوان هتل استفاده می‌کردند، به مقابله پرداخت و درخواست سوابق مربوط به معاملات Airbnb را ثبت کرد. Airbnb از این روند برای محافظت از حریم شخصی کاربران، درخواست تجدید نظر کرد، اما در پایان جزئیات ۵۰۰.۰۰۰ رزرو ناشناس را تحویل داد. در گزارشی که از این داده‌ها تهیه گردید، مشخص شد که ۹۴ درصد میزبان‌ها دارای یک یا دو آپارتمان در فهرست بودند که ۶ درصد باقی‌مانده آن را میزبان‌های تجاری تشکیل می‌دادند.

گفته می‌شود، Airbnb هیچ‌گاه از شرکت‌ها حمایت نکرده است و به اضافه کردن ترافیک به مناطق غیرتوریستی کمک می‌کند تا مردم بتوانند رهن مسکن خود را پرداخت کنند. به همین دلیل، در پاییز سال ۲۰۱۵، Airbnb ضمانتی را مطرح کرد که اطمینان می‌دهد فعالیت‌های این شرکت، هیچ تاثیر منفی بر قیمت مسکن در نیویورک نمی‌گذارد، ضمن این ‌که سیاست «یک میزبان، یک خانه» را نیز در شهر اتخاذ می‌کند.

به لطف پایگاه مشتری گسترده و محصولات جدید آنلاین، داستان Airbnb آینده درخشانی را پیش رو دارد

هنگامی ‌که داستان Airbnb شروع شد، زمان سختی برای غلبه بر سوءظن عمومی در مورد خوابیدن در خانه غریبه بود. اما اکنون، مدت طولانی از آن روزها گذشته است. تعداد کاربران Airbnb، هر ساله در حال افزایش است و این شرکت می‌خواهد به یکی از بزرگ‌ترین بازیکنان در عرصه صنعت میهمان‌پذیری و خدمات تبدیل شود.

با این وجود، شرکت تحقیقات بازار Cowen در یک نظرسنجی دریافت که در حالی که Airbnb بسیار بزرگ است، تنها نیمی از افراد، از نظرسنجی درباره این شرکت اطلاع داشتند و به طور قابل توجهی، تنها ۱۰ درصد از افراد مورد بررسی از Airbnb استفاده کرده بودند.

داستان Airbnb و پتانسیل آن

به عبارت دیگر، پتانسیل فوق‌العاده‌ای برای این شرکت وجود دارد که می‌تواند میزبان و مهمان جدیدی را با ساختن برند خود به ارمغان آورد. این امر بیشتر با این واقعیت تأیید می‌شود که ۸۰ درصد افرادی که از Airbnb مطلع بودند، علاقه داشتند که آن را امتحان کنند و ۶۶ درصد نیز آماده استفاده از خدمات، ظرف یک سال آینده بودند.

فراتر از آن، بازارهای خارجی به سرعت در حال گسترش برای این شرکت است. به عنوان مثال، استفاده Airbnb توسط مسافران چینی در سال ۲۰۱۵، به طور قابل توجهی افزایش یافته است. در سال ۲۰۱۶، حدود ۴۵۰۰۰ فهرست و ۴/۱ میلیون مسافر در هفته به این شرکت اضافه شده است، در حالی که تعداد کل مهمان‌های آن در فوریه ۲۰۱۷ به ۱۶۰ میلیون نفر رسیده است.

مهم‌تر از همه، Airbnb علی‌رغم رشد سریع محصول اولیه خود، به جستجوی محصولات جدید به منظور حفظ ارتباط خود ادامه می‌دهد. به عنوان بخشی از این فرآیند، چسکی شرکت‌های فناوری موفق مانند گوگل، آمازون و اپل را مورد مطالعه قرار داد. در پایان، او به دو نتیجه رسید:

اول، Airbnb باید راهی برای ارائه محصولات جدید پیدا کند، همان‌طور که آمازون موفق به انجام آن شده است. نتیجه دوم، مدیر عامل باید شخصا در تعریف چنین سرمایه‌گذاری‌هایی نقش داشته باشد.

از این رو، از سال ۲۰۱۴، چسکی مشغول تولید محصولات جدید برای شرکت خود با نتایج امیدوارکننده بود. به عنوان مثال، در سال ۲۰۱۶، Airbnb Open تجربیات و فعالیت‌های منحصربه‌فردی را که توسط متخصصان محلی ایجاد شده بود، ارائه داد.

مثالی خوب، Willy است.Elite Runner، راهنمایی است که مسافران را در یک سفر چند روزه به مرکز آموزش دوندگان در ارتفاع زیاد در کنیا می‌آورد. در حالی که ایده راهنمای تور، ایده جدیدی نیست و نه ایده خوابیدن روی تشک بادی وجود دارد! با وجود چنین پایگاه گسترده کاربری، بسیاری از مشتریان Airbnb مشتاق‌اند چیزهای متفاوتی را امتحان کنند.

امروز، Airbnb به عنوان یک راه حل خلاقانه توسط فارغ‌التحصیلان جوان دانشگاهی که قادر به پرداخت هزینه اجاره خود نبودند، به یک سرویس اجاره آپارتمان تبدیل شده است که آن‌ها را به موفقیت رسانده است. ایده خلاقانه آن‌ها، که از ضرورت متولد شده بود، سرانجام رشد یافت و به محبوب‌ترین پلتفرم اقامتی تاریخ تبدیل شد!