آیا کسی هست که نام انگری بردز (Angry Birds) را نشنیده باشد؟ از بچه‌ها گرفته تا افراد مسن، همه می‌توانند تصویر پرنده‌ای قرمز و اخمو را تشخیص دهند. اما انگری بردز دقیقا درباره چیست؟ ممکن است تعجب کنید، خلاصه داستان انگری بردز این است که خوک‌ها تخم پرندگان را به سرقت برده‌اند و آن‌ها را عصبانی کرده‌اند. نکته جالب اینجا است که این پرندگان، نمی‌توانند پرواز کنند و خود را با منجنیق به درون لانه خوک‌ها پرتاب می‌کنند تا با آن‌ها مبارزه کنند. در واقع خوک‌ها‌، به دلیل شیوع آنفلوانزای خوکی در زمان تولید این بازی، به عنوان دشمن انتخاب شدند. خلاصه داستان خنده دار در کنار صداهای عجیب‌و‌غریبی که موقع بازی شنیده می‌شوند، مردم را به وجد می‌آورد. بیایید مستقیم به سراغ داستان انگری بردز برویم و ببینیم همه چیز از کجا شروع شد و عوامل موثر در این شهرت چیست؟

ایده درخشان داستان انگری بردز

ایده درخشان داستان انگری بردز از کجا آمد؟

همه چیز در فنلاند آغاز شد. در سال ۲۰۰۹، طراح ۳۰ ساله فنلاندی بازی‌های ویدیویی به نام جاکو لیسالو (Jaakko Iisalo)، شبی در خانه تنها نشسته بود. همسرش بیرون از منزل بود و چون هیچ چیزی نبود تا توجه او را به خود جلب کند، به سراغ کنسول بازی خود رفت. لیسالو اعتراف می‌کند که «خوره بازی‌های رایانه‌ای» است و اگر به حال خود رها شود، با خوشحالی می‌‌تواند تمام وقت آزادش را غرق دنیای الکترونیکی شود.

در حالی که لیسالو مقابل کنسول بازی وقت‌ می‌گذراند، ذهنش درگیر پروژه‌ای بود که باید سر کار انجام می‌داد. کارفرمای او مایکل هد (Mikael Hed) که مدیر عامل شرکت کوچک بازی‌های تلفن همراه به نام  Entertainment Rovio بود، در معرض ورشکستگی قرار داشت. مایکل هد به همراه ۲ شریک خود، این شرکت را راه‌اندازی کردند، به این امید که یک بازی منحصر به فرد تولید کنند. بعد از ۵ سال، آن‌ها ۵۱ بازی تولید کردند؛ اما هنوز به موفقیت نرسیده بودند. بودجه آن‌ها رو به اتمام بود و ورشکستگی را مقابل چشمان خود می‌دیدند؛ اما نمی‌خواستند شرکت را تعطیل کنند. چه می‌شد اگر آن‌ها می‌توانستد یک بازی بسازند که مردم را به هیجان بیاورد؟

طراحی داستان انگری بردز

این ۳ شریک، از طراح خود خواستند تا روزانه ۱۰ ایده را مطرح کند. روزها گذشت و بودجه آن‌ها رو به پایان بود. بالاخره آن‌ها یک تصمیم سرنوشت‌ساز گرفتند که یا کاملا شکست می‌خورد یا موفق می‌شد و آن‌ها را نجات می‌داد. این تصمیم هوشمندانه، برنامه ساخت یک بازی اختصاصی برای گوشی جدید آیفون (iPhone) از برند اپل (Apple) بود که آن روزها خیلی روی بورس بود! لیسالو و برنامه‌نویسان دیگر این شرکت، پیشتر ایده‌های بسیاری ارائه داده بودند که همگی از سوی مدیران ارشد، به دلیل پیچیدگی زیاد، سادگی بیش از حد یا کسل‌کننده بودن، رد شده بودند.

چه چیزی می‌توانست آن‌ها را به هدف برساند؟ لیسالو می‌دانست که باید یک بازی سرگرم‌کننده طراحی کند که شخصیت اصلی داستان قوی، داشته باشد. ناگهان ایده‌ای به ذهنش رسید و به کمک فتوشاپ، تعدادی پرنده چاق و گرد طراحی کرد که منقار بزرگ زرد و ابروهای ضخیم با حالت عصبانی داشتند و کمی دیوانگی در چهره آن‌ها موج می‌زد. این پرندگان، پا نداشتند؛ اما دیوانه‌وار برای رسیدن به یک قلعه، مسابقه می‌دادند.

در آن زمان، فکر نمی‌کردم ایده خاصی باشد؛ حتی وقتی همسرم به خانه آمد، این طرح را به او نگفتم.

جاکو لیسالو

هفته بعد، زمانی که لیسالو اسکرین شات ایده خود را به کارفرمایان در محل کار نشان داد، همه هیجان‌زده شدند. هنوز کار زیادی باید انجام می‌شد و در این مرحله، هنوز موضوع بازی مشخص نبود؛ اما یک چیز در مورد این پرندگان لوچ وجود داشت، اینکه هیچ‌کس نمی‌توانست در برابر آن‌ها مقاومت کند.

نیکلاس هد (Nicholas Hed) از بنیان‌گذاران شرکت Rovio، بیان می‌کند:

به محض اینکه آن‌ پرنده‌ها را دیدم، از آن‌ها خوشم آمد و بی‌درنگ، می‌خواستم آن بازی را انجام دهم.

نیکلاس هد
داستان انگری بردز و کار مداوم آن ها

پس از ۸ ماه کار مداوم و تغییرات زیاد، بازی در دسامبر ۲۰۰۹ منتشر شد و تقریبا یک شب بعد، در فنلاند به رتبه اول رسید؛ تنها در یک شب! تا اواسط ماه فوریه، طول کشید تا شرکت اپل از این بازی استفاده کند. این امر باعث شد تا بازی انگری بردز در انگلیس آمریکا هم، رتبه اول را به دست آورد.

۲ سال بعد، میلیون‌ها کاربر تلفن‌های هوشمند، همین احساس روز اول نیکلاس هد را داشتند. Angry Birds به محبوب‌ترین برنامه آیفون تبدیل شده بود. به عبارت دیگر، بین ۳۰۰.۰۰۰ اپلیکیشن موجود، تنها اپلیکیشنی بود که روی بیشترین تعداد گوشی در سرتاسر جهان، نصب شده بود و این یک دستاورد کامل و فوق العاده بود. با توجه به استقبال بی‌نظیر مردم، شرکت Rovio به سرعت، نسخه‌های دیگر بازی را برای سیستم عامل‌های اندروید، سیمبین و ویندوز منتشر کرد.

در واقع این ایده لیسالو، خیلی زود حکم طلا را پیدا کرد. زیرا ناگهان محبوبیت چشمگیری پیدا کرد و باعث شد Rovio از ورشکستگی نجات پیدا کند. با گذشت زمان، این بازی برای رایانه‌های شخصی و کنسول‌های بازی‌های ویدیویی هم ساخته شد. تا به امروز، این شرکت به تنهایی صدها میلیون دلار سود خالص داشته و این بازی رکورد دار بیشترین تعداد دانلود است.

بازی Angry Birds، بیش از ۳ میلیارد بار دانلود شده است. نخست وزیر انگلستان، دیوید کامرون (David Cameron) و افراد پرمشغله دیگر، از جمله دیک چنی (Dick Cheney) سیاستمدار آمریکایی و جان هام (Jon Hamm) بازیگر فیلم مرد دیوانه (Mad Man)، به اعتیاد خفیف خود به بازی انگری بردز اعتراف کردند. ۲ برادر به نام‌های رودریگو داوزر (Rodrigo Dauster) و گوستاوو داوزر (Gustavo Dauster) در سال ۲۰۱۰، طی ۲ ماه با هم رقابت کردند تا ببینند چه کسی می‌تواند حداکثر امتیاز را کسب کند. آن‌ها حالا مشغول نوشتن کتابی با عنوان یوگای انگری بردز هستند. همچنین مادران بسیاری، کیک‌ انگری بردز می‌پزند و لباس‌های انگری بردز مخصوص جشن هالووین، برای فرزندان خود تهیه می‌کنند.

درس داستان انگری بردز

درسی که داستان انگری بردز راجع به ساختن برند به ما می‌آموزد

در حالی که به نظر می‌رسد Angry Birds یک موفقیت یک شبه است، اما توسعه‌دهندگان آن،‌ سال‌ها زمان صرف تکمیل مهارت‌های خود و اجرای آن‌ها قبل از موفقیت چشم‌گیر کار خود، کرده بودند.

درسی که آن‌ها در طول این سال‌ها از اشتباهات خود گرفتند و بازخوردهایی که به دست آوردند، چارچوبی برای رسیدن به موفقیت‌ ایجاد کرد و این امکان را برای آن‌ها فراهم آورد تا بتوانند از موفقیت‌های بازی Angry Birds استفاده کنند و نام تجاری خود را بسازند. موفقیتی که با قیمت ۹۹ سنت برای هر بار دانلود بازی، به دست آوردند.

داستان انگری بردز راجع به ساختن برند

غالبا گفته می‌شود که در تجارت، اولین فروش، سخت‌ترین فروش است و نگه داشتن مشتری فعلی، آسان‌تر و کم‌ هزینه‌تر از به دست آوردن مشتری جدید است. آن‌ها محصولات دیگری از جمله فیلم‌های متحرک، لباس و اسباب بازی را تولید کردند تا سر و صدای بیشتری ایجاد کنند و به خواسته‌های طرفداران خود، پاسخ دهند. در واقع شرکت Rovio، از یک محصول برای ساختن محصولات دیگر و رشد نام تجاری خود، استفاده کرد.

ممکن بود شرکت Rovio در هر سطحی از موفقیت، متوقف شده و دست از تلاش بکشد. اما آگاهی از اینکه هنوز هم راهی برای رشد و پیشرفت وجود دارد، همان چیزی است که باعث شده این شرکت، به یک برند تجاری بزرگ در بازی‌های تلفن همراه تبدیل شود. داستان انگری بردز نشان می‌دهد که در سخت‌ترین شرایط هم می‌توان امید داشت و موفق شد.