چرا اتفاقات بد، برای همیشه در ذهن ما می‌مانند؟ چون ما به لحظات بد زندگی خود چسبیده‌ایم. از اتفاقات بد دوران کودکی گرفته تا مسائل کاری و احساسی در بزرگسالی مثل قضاوت شدن‌ها، عدم موفقیت و شکست‌، همگی در ذهن ما باقی مانده‌اند. حافظه منفی مانند اختاپوسی غول پیکر است که محکم خود را به زمان حال ما چسبانده است. آیا تفکر مثبت هم می‌تواند تا این حد در زندگی ما تاثیرگذار باشد؟

مطالب علمی، مذاهب شرقی و حتی فیلم‌هایی در مورد تقابل خیر و شر مثل جنگ ستارگان، همگی ثابت می‌کنند که مبارزه با نیروهای منفی آسان نیست. تنها ذهن‌های قوی‌ با کمک گرفتن از تفکر مثبت، می‌توانند خود را برای نابودی تاریکی توسط نور، آماده کنند. از این رو نویسنده آزاد جف وربل (Jeff Vrabel) خود را به چالش تفکر مثبت دعوت کرده است. ما در این مقاله از استارتاپت، تاثیر ۳۰ روز تفکر مثبت بر زندگی جف وربل را از زبان خودش بیان می‌کنیم.

تفکر مثبت در زندگی

توانایی ذهنی من

من جف وربل هستم و خود را به چالش تفکر مثبت کشیده‌ام تا این روش را یاد بگیرم. برای این‌ منظور یک ماه به طور پیوسته به گفتگوی مثبت با خود و تلاش برای داشتن تفکر مثبت، پرداختم تا ببینم چگونه خلق‌ و خوی من را بهبود می‌بخشد. برای پاسخ به این سوال که آیا می‌توانم ذهن خود را با تمرکز بر افکار خوب و مثبت تقویت کنم، نظری ندارم. اما یک چیز را در شروع کار می‌دانم؛ که اگر زمانی برای آزمایش قدرت تفکر مثبت وجود داشته باشد، این همان زمان است.

ایده استفاده از تفکرات مثبت و اظهار شایستگی، یک ایده ثابت شده است. دیوید سارور (David Sarwer) روانشناس و مدیر مرکز تحقیقات چاقی در دانشگاه تمپل (Temple University)، درمان بیماران را با آیینه شروع می‌کند. او به بیماران آموزش می‌دهد تا در آیینه با خودشان صحبت کنند و قبل از شروع رژیم‌های فیزیکی، از عبارات تشویق کننده برای خود استفاده کنند.

با این حال، اولین چیزی که من در مورد تفکر مثبت یاد گرفتم، این است که کلمه مثبت، یک دروغ خیلی بزرگ است. گرگوری جانتز (Gregory Jantz) استاد و نویسنده ۳۵ کتاب در زمینه بهبود شخصیت، در این باره می‌گوید:

تفکر مثبت واقعا چیست؟ من می‌توانم به خودم دروغ بگویم، هرچه که بخواهم. اما این در واقع انکار حقیقت است. تفکر مثبت نادیده گرفتن حقایق نیست.»

گرگوری جانتز

استفاده از افکار منفی به نفع رفتارهای خود

خوب است که افکار منفی داشته باشیم، اما باید مراقب این تفکرات بوده و از آن‌ها به نفع رفتارهای خود استفاده کنیم. کورتنی جانسون (Courtney Johnson) دکترای روانشناسی بالینی دانشگاه ایندیاناپولیس (Indiana University Health in Indianapolis) می‌گوید:

تفکر مثبت و استفاده از افکار منفی

اگر هدف شما این است که دائما احساس مثبتی داشته باشید، کاملا در اشتباه هستید؛ چون هیچ‌کس همیشه، چنین حسی ندارد. فرهنگ ما معتقد است که باید همیشه خوشحال باشیم، اما احساسات منفی هم معنایی دارند و چیزهای مهمی به ما می‌گویند. گاهی اوقات بعضی چیزها و کارها، واقعا زشت هستند. پس خوب است که افکار منفی داشته باشیم، اما شما باید مراقبشان باشیم و از آن‌ها به نفع رفتارهای خود استفاده کنیم.

کورتنی جانسون

خبر خوب این است که طبق نظر جانسون، استفاده از افکار منفی در جهت مثبت، یک مهارت است که می‌توان آن ‌را به دست آورد.

قدردانی، اولین قدم برای تفکر مثبت

این یکی از آن مواردی است که از لحاظ تئوری، آسان به نظر می‌رسد؛ اما در عمل فوق العاده دشوار است. بنابراین من از گرگوری جانتز می‌پرسم که مرحله اول چیست؟

قطعا قدردانی است. اگر مرحله اول را با قدردانی آغاز کنید، کار خود را با یک چارچوب مثبت آغاز کرده‌اید.

گرگوری جانتز

قدردانی باعث تقویت حس فروتنی در افراد می‌شود. همچنین واکنش به محرک‌های منفی از راه‌های مثبت و سازنده را آموزش می‌دهد.

اگر دوستتان در مقابل تماس‌های تلفنی شما، تماسی نمی‌گیرد، می‌توانید به ۲ روش پاسخ این رفتار او را بدهید. اول این که به خود بگویید، شاید فراموش کرده یا شاید هم مشغول بوده و واکنش احساسی قوی نشان ندهید. دوم این که فکر کنید، او حتما من را دوست ندارد و دیگر با دوست خود صحبت نکنید.

کورتنی جانسون

اگر کسی در ترافیک از شما سبقت بگیرید، می‌توانید با خشم پاسخ او را بدهید یا این که بگویید، حتما این مرد روز سختی داشته است. مسائل را شخصی نکنید. اگر من در یک چارچوب مثبت با تفکر مثبت زندگی می‌کنم، پس نباید شخصی‌سازی کنم.

گرگوری جانتز
قدردانی، اولین قدم برای تفکر مثبت

من هرگز در ترافیک سبقت نگرفته‌ام و تا به حال در مورد این‌که رانندگان دیگر، روز خود را چطور گذرانده‌اند، حتی فکر هم نکرده‌ام. اما طبق این نظریه علمی، تصمیم گرفتم که هر روز صبح خود را با قدردانی شروع کنم. وقتی ساعت ۶ صبح از خواب بیدار می‌شوم، تلاش می‌کنم تا برای مسائل بزرگ و کوچک زندگی خود مثل شغل، آب و هوا، فرزندم و … احساس خوشبختی و شادی ‌کنم.

تفکر مثبت با افزایش طول عمر، قوی‌تر شدن سیستم ایمنی بدن، کاهش میزان افسردگی و خطر ابتلا به بیماری‌های قلبی عروقی همراه است. اما این مزایا تنها زمانی به دست می‌آیند که تمام وقت آن ‌را انجام دهید و تفکر مثبت جزئی از زندگی شما به حساب بیاید. این موضوع مانند ورزش ۳ بار در هفته یا افتادن اتفاقات گاه ‌و بیگاه نیست. در واقع تفکر مثبت یک فرآیند پایان ناپذیر شامل مراحل زیر است:

  • دچار شدن به افکار منفی
  • دور انداختن بی‌ وقفه آن‌ها در زباله‌دان ذهن
  • جایگزینی افکار منفی با تفکرات سالم‌تر

مثلا کسی که درد مزمنی دارد، ممکن است هر روز با احساس وحشتناکی از خواب بیدار شود. و به خود بگوید:

من درد دارم. این زندگی من است و از آن بیزارم.

اما همه این‌ها تفکرات ذهن او هستند. توانایی ایجاد انعطاف‌پذیری در ذهن، بسیار مفید است. او با قدردانی از خدا و دعا کردن، می‌تواند به آرامش برسد.

خوشحالی، قدم بعدی در تفکر مثبت

بهترین شکل انجام این مورد، اجرای آن در یک گروه است. بنابر این من به همسرم، بچه‌ها و تعدادی از همکارانم می‌گویم که برنامه من برای یک ماه، خوشحال بودن و شاد زیستن است. هرچند ممکن است برای آن‌ها مسخره به نظر برسد اما به هرحال باعث می‌شود تا هنگام کار، اصلاحات ذهنی داشته باشم. مثلا زمانی که همسرم پیام می‌دهد تا در مورد رفتار بچه‌ها بپرسد، باید مثبت فکر کنم. پس به جای این که بگویم آن‌ها خیلی شلوغ هستند و اذیتم می‌کنند، لحن صحبت خود را عوض می‌کنم.

آن‌ها سرشار از انرژی و لذت جوانی هستند.

اپلیکیشن خوشحال‌سازی (Happify) که ۴ سال پیش کار خود را آغاز کرد، یک برنامه کاربردی است. این برنامه از “تحقیقات در زمینه علم شادی” برای طراحی فعالیت‌ها و رشد ذهنی شما استفاده می کند. اپلیکیشن خوشحال‌سازی، بیش از ۳ میلیون کاربر دارد که ۱۸۰۰ آهنگ خاص را دنبال می‌کنند. این برنامه همه چیز را از استرس شغلی گرفته تا استرس ارتباطی برای مدیریت افکار منفی، پوشش می‌دهد و در میان کاربران محبوب‌ترین است. گزارش‌ها نشان می‌دهد که ۸۶ درصد از کاربران خوشحال‌سازی بعد از ۲ ماه، شادتر می‌شوند. من Happify و اپلیکیشن‌های مشابه آن مانند Headspace، ThinkUp را برای کمک به خود نصب کردم. اکثر آن‌ها به شدت با نیازهای اجتماعی هماهنگ هستند. امکان ارسال تصاویر و به اشتراک گذاری امتیاز با دوستان، وجود دارد. من همچنین برنامه‌های یادآوری خودم را توسط این اپلیکیشن زمان‌بندی می‌کنم. همچنین به من یادآوری می‌کند که برای چند لحظه هر کاری که مشغول انجام آن هستم را متوقف کنم و قدردان هر چیزی باشم که در پیش رویم قرار دارد، مثلاً لیوان قهوه، خانواده‌ام و…

سخت نگرفتن به خود برای رسیدن به موفقیت

سخت نگرفتن به خود و فکر مثبت

اما من نگران فشار تحمیلی برای شاد بودن هستم و این کار، هدف را خراب می‌کند. آیا این حالت من تصنعی نیست؟ من نگران این موضوع هستم که ۳۰ روز برای تأثیر روی یک تغییر معنادار و اساسی، خیلی کوتاه است. اما سایر افراد معتقدند که زمان مناسب و نسبتا زیادی برای شکل‌گیری یک عادت است.

شما می‌توانید به خودتان کمک کنید تا در عرض ۵ دقیقه بهتر شوید؛ به شرطی که تمرینات قدردانی را هر روز انجام دهید.

کورتنی جانسون

اتفاق دیگری که افتاد، این است که از تمام کارهایی که همیشه به من یادآوری می‌کنند تا شاد باشم، خسته شدم. به همین منظور تصمیم گرفتم تا دویدن را امتحان کنم. از خانه خارج شدم، به موسیقی بسیار بلند گوش دادم، آفتاب را روی صورت خود احساس کردم، به آرامش فکری رسیدم و با احساس طراوت و تازگی برگشتم. به جرأت می‌توانم بگویم بعد از مدت‌ها کاری را انجام دادم که واقعا باعث خوشحالی من شد و این خوب است. وقتی این موضوع را برای جانسون تعریف کردم، خندید و گفت:

تقویت، تقویت است. اگر هدف شما این است که همیشه احساس خوبی داشته باشید، خیلی خوب است؛ موفق باشید چون هیچ‌کس هم متوجه آن نمی‌شود. اما اگر خودتان را برای رسیدن به این منظور تحت فشار قرار دهید، موفق نخواهید شد.

کورتنی جانسون

با توجه به این مطالب در می‌یابیم که شادی و خوشحالی در آینده نیست و آن‌ چه به دنبالش هستیم در مسیر این جاده قرار دارد. شادی، آن‌ چه که به صورت تصنعی در فیس‌بوک پیدا می‌کنید، نیست؛ ما نباید حتی آن را شادمانی بنامیم. بهتر است بدانید که آن چه ارزشمند است، وضعیت فعلی شما است. زندگی یک نردبان نیست، بلکه مثل یک ترن هوایی پر از پیچ‌ و خم، بالا و پایین و نوسانات روحی است. پس تنها چیزی که می‌توانید روی آن حساب کنید، تغییر است و این که شما می‌توانید بر احساسات خود تاثیر بگذارید.

هنگامی‌ که بذر قدردانی را می‌کارید، شما به فردی تبدیل می‌شوید که بیشتر روی دیگران تمرکز می‌کنید. به این ترتیب کمتر جذب مشکلات خود می‌شوید و خوش‌بین خواهید شد.

گرگوری جانتز

حال دریافتم که نگرش و تفکر مثبت به معنای چسباندن شادی به چهره ما نیست. بلکه به معنی راضی بودن از هر چیزی است که اتفاق می‌افتد و این من را خوشحال می‌کند.