در هنگام شروع یک کسب‎وکار، همه کارآفرینان می‌خواهند در صدر رقابت باشند و با استفاده از آخرین گرایش‌های موجود، استارتاپ خود را به روز نگه دارند. با این حال، پیش‌بینی تغییرات در دنیای پیچیده و دشوار برندسازی کار راحتی نیست. در این مقاله از استارتاپت با ما همراه باشید تا به معرفی پنج گرایش در برندسازی استارتاپ ها بپردازیم. در صورتی که در زمینه مارکتینگ استارتاپ خود به مشاوره نیاز داشتید می‌توانید روی تجربه تیم استارتاپت حساب کنید.

۱. تصویرگری برای ایجاد دل‌مشغولی

برندها دائم در حال جستجوی روش‌های جدید برای درگیر کردن مخاطب هستند. با نگاه به بسیاری از این روش‌ها متوجه می‌شویم هنر و تصویرگری در این عرصه نقش قابل توجهی ایفا می‌کند.

جنیفر هوم (Jenifer Home) تصویرگری است که برای شرکت Airbnb کار می‌کند. او خاطر نشان کرده برندها در حال پی بردن به اهمیت و قدرت تصویرگری هستند. جنیفر در پژوهش اخیر خود می‎نویسد: «شرکت‎ها در حال درک ارزش این موضوع هستند. آن ها متوجه می‌شوند که تصاویر می‎توانند مخاطب را آگاه کنند و به مذاقشان خوش بیایند.»

تصویرگری در برندسازی استارتاپ ها

این روزها، کسب‎وکارهای بیشتر و بیشتری در زمینه برندسازی استارتاپ ها به هنر روی می‌آورند. شرکت گوگل در فرآیندهای در حال پردازش خود از هنر تصویرگری استفاده می‎کند. فیس‎بوک هم در برندسازی خود به این کار مبادرت کرده است. این شرکت‎ها به واسطه هنر، با مخاطب اتصال پیدا می‎کنند. هدف از این کار افزایش کیفیت هویت شرکت و ارتباط آسان‎تر با مخاطب است.

استفاده از هنر می‎تواند به معنی به کار گرفتن انیمیشن در ویدیوهای بازاریابی، یا حتی  شراکت با هنرمندان، برای ایجاد محصولی جدید یا تصویرگری وب‌سایت باشد. در هر صورت، هنر روشی محبوب برای درگیر ساختن مخاطبان است. در واقع، در سال ۲۰۱۹، تصویرگری به معنی واقعی کلمه یک گرایش حتمی خواهد بود زیرا این قابلیت را دارد تا برندها را متمایز ساخته، به آن هویت دهد و در عین حال ارتباط مشتریان با برند را عمیق‌تر ساخته و شاید موجب وفاداری مشتریان هم شود. به همین دلیل است که تصویرسازی در برندسازی استارتاپ ها اهمیت پیدا کرده است.

۲. به حداکثر رسیدن گرایش مینیمالیستی

گرایش مینیمالیستی با گرایش هنر ارتباط مستقیم دارد. در حقیقت، رشد سریعی در روی آوردن به برندسازی استارتاپ ها به شکل مینیمالیستی اتفاق افتاده و به نظر می‌رسد این گرایش تا مدتی به حضور خود در این عرصه ادامه خواهد داد. وقتی کتاب‌های ماریا کندو (Maria Kondo) با استقبال زیادی روبه‌رو شد، برندها به این فکر افتادند که «آیا گرایش مینیمالیستی شادی‎آور است؟» همانطور که کندو قبل از ارائه محصول، به مشتریان خود مشاوره می‎دهد اول باید آشفتگی‌های موجود را سروسامان داد.

گرایش به مینیمالیسم معقول است چرا که از نظر بصری جذابیت دارد. استفاده از آن مخصوصا در مورد شرکت‌های B2B مفید واقع می‌شود چرا که با استفاده از ابزارهایی چون Intercom و Salesforce، فرآیندهای این شرکت‌ها ساده سازی می‌شود.

این گرایش در مورد کسب‌وکارهایی که با مشتری سروکار دارند (مانند کسب‌وکارهای بدون برند) نیز مبتکرانه محسوب می‌شود چون در این کارها تمرکز روی سهولت و ضرورت است. گرایش مینیمالیستی رویکرد بی‌پرده و بدون پوسته‌ای است که در آن برای درک بهتر فرآیندها و واسطه‌ها، از رنگ‎های تمیز و گرافیک ساده استفاده می‌شود.

۳. انعکاس تاثیر نسل جدید

یکی از نکاتی که در برندسازی استارتاپ ها باید به آن توجه کرد، سلیقه و نیازهای نسل جدید است. متولدین دوره جدید کم‌کم قدرت خرید و تصمیم‌گیری بیشتری به دست می‌آورند زیرا در حال ورود به دوره بزرگ‌سالی، جای گرفتن در فرصت‌های شغلی و کسب درآمد هستند. به همین دلیل هم، به طور مداوم شاهد این امر هستیم که در گرایش‌های برندسازی، به سلیقه متولدین این دوره هم توجه می‌شود.

با این که ادعاهای مبنی بر «از بین رفتن برخی از صنایع به خاطر متولدین دوره جدید» فرو نشسته، نمی‎توان انکار کرد که این گروه سنی در آینده صنایع زیادی را تحت تاثیر قرار خواهند داد.

تاثیر نسل جدید در برندسازی استارتاپ ها

موضوع دیگری که باید در مورد متولدین این دوره به خاطر سپرد این است که آن‌ها نسبت به نسل انفجار زاد و ولد (Baby boomers) سیاست‎مدارتر هستند و از فروشگاه‎هایی خرید می‎کنند که مورد تایید استانداردهای اخلاقی‎شان باشند. به همین ترتیب برندها کم‎کم به این گرایش روی آورده و استراتژی بازاریابی آن‌ها به سمت خواسته‎های متغیر جوانان معطوف می‎شود.

شرکت ژیلت (Gillette) در پایگاه کاربری خود به ارزیابی «تبلیغات متعصبانه‌اش در مورد مردان» پرداخت و واکنش‎های مختلفی دریافت کرد. برخی از مشتریان آگهی تبلیغاتی ژیلت را زیر سوال بردند و برخی دیگر، این شرکت (که در زمینه محصولات اصلاح صورت کار می‎کند) را برای جایگاه در حال ترقی و پررنگی که دارد تحسین کردند.

صرف نظر از نظرات متنوعی که درباره تبلیغات ارائه شد، این شرکت بار دیگر حضور خود در میدان رقابت را به دست آورد و این همان چیزی است که شرکت به شدت به آن نیاز دارد. آن هم وقتی که شرکت‌های کوچک‌‌تری مانند Dollar Shave Club و Harry سعی دارند به ستون‎های این صنعت تبدیل شوند.

آگهی تبلیغاتی شرکت ژیلت نمونه‌ای خوب از برندهایی است که سعی دارند نظر گروه‌‌های سنی جوان‌تر را به خود جلب کنند. ژیلت برای تفاوت قیمتی که در مورد تیغ اصلاح برای مردان و زنان قائل شده بود مورد انتقاد نسل امروزی قرار گرفت. بنابراین به نظر می‎رسد کمپین تبلیغات آن قصد دارد این تاثیر بد را از بین ببرد.

از سوی دیگر، شرکت Abercrombie & Fitch برای شمول نداشتن در سال ۲۰۱۳ مورد بی‎مهری نسل جدید قرار گرفت. نام تجاری و روند استخدام تبعیض‌آمیز در آن، باعث شد این شرکت جایگاه ایدئولوژیک خود را در آن سال از دست بدهد.

شرکت Planet Fitness باشگاهی است که با قیمت مقرون به صرفه و سیاست بدون تبعیض برای تمامی مناطق، ارزش‎های متولدین هزاره جدید را محترم شمرده است. به این ترتیب، سرعت رشد زیاد و موفقیت خوبی هم تاکنون به دست آورده است.

بسیاری از برندها به طور مشابه سعی دارند تمرکزشان را از نسل قبلی متوجه متولدین هزاره جدید کنند. چون قدرت خرید این گروه روز به روز افزایش پیدا می‎کند. و اعضای آن تاثیر زیادی روی گرایش برندسازی داشته و باعث شدند در کمپین برندسازی سیاست‎های بنیادین دچار تغییرات جدی شوند.

تمام این‎ها مقدمه‎ای برای حرکت در مسیر خشنود ساختن نسل جدید است. در سال ۲۰۱۹ شاهد صحبت‎های بیشتری درباره این نسل خواهیم بود. اعضای جوان این نسل در حال فارغ‎التحصیل شدن و ورود به دنیای کار هستند. این یعنی قدرت خرید آنها قرار است در بازار نوسان ایجاد کند.

نسل جدید در واقع در حال تغییر دادن عادات خرید هستند. اعضای این نسل از سلیقه متغیری برخوردارند (یعنی ثبات کمتر و ناآرامی بیشتری دارند) مخصوصا زمانی که پای مسائل اجتماعی در میان باشد.

استفاده از مسائل روز اجتماع برای اتصال یافتن به نسل جوان ضروری است و کم‎کم به یک استراتژی محبوب برندسازی استارتاپ ها تبدیل می‎شود. با این همه، برندها باید همواره سعی کنند تا با مخاطبان خود ارتباط برقرار کنند.

۴. استفاده از خلاقیت در نام دامنه‎های آنلاین

امروزه شاهد هستیم که کسب‎وکارهای بیشتر و بیشتری به دنیای آنلاین می‎پیوندند. برای کسب‎وکارهای جدید پیدا کردن یک نام دامنه دقیق و متناسب با آن کار دشواری است. در این جمله کلمه «متناسب» به این معنی است که URL شرکت دقیقا با نام شرکت یکی باشد. این امر همیشه ممکن نیست: برای مثال وقتی دراپ‎باکس (Dropbox) راه‎اندازی شد، آدرس وب‎سایت آن به این شکل بود: GetDropbox.com.

آدرسی که قبل از پسوند دات کام دارای یک نام ساده باشد هنوز هم در دنیای آنلاین حاکم مطلق است اما کمبود تطابق دقیق برای نام دامنه، بسیاری از کسب‎وکارها را مجبور ساخته تا در ایجاد نام دامنه و حضور در رسانه‎های اجتماعی دست به ابتکار بزنند.

در عین حال، انتخاب یک نام دامنه قوی، سرمایه‎گذاری مهمی به شمار می‎رود زیرا نشان می‎دهد که کسب‎وکار شما در دنیای آنلاین چگونه یافت می‌شود. بنابراین ارزش زحمتش را دارد. یک بودجه ۲۰۰۰ دلاری می‎تواند گزینه‎های خوبی برای برگزیدن نام‎های دامنه خلاقانه به شما معرفی کند. با این حال پیدا کردن یک کلمه انگلیسی واقعی با تناسب دقیق با نام شرکت می‎تواند به این معنی باشد که باید بودجه خاصی را برای خرید نام دامنه کنار بگذارید.

استفاده از عبارات به عنوان نام دامنه روش خوبی برای اجتناب از خرید نام دامنه است. این مورد برای استارتاپ‎های جدیدی که ترجیح می‎دهند چندین هزار دلار صرفه‎جویی کرده باشند نیز خوشایند است. علاوه بر این، گاهی نام دامنه مورد نظر شما هم‎اکنون در حال فعالیت است و برای شما این امکان وجود ندارد تا آن را برای شرکت خود انتخاب کنید. در چنین موقعیتی، استفاده از عبارات برای نام دامنه به شرکت‎ها اجازه می‎دهد تا در صنایع مختلف نام برندشان را در نام دامنه به کار ببرند.

در اینجا چند مثال خلاقانه برای استفاده از عبارات دامنه پیدا کرده و به شما معرفی می‎کنیم: شرکت Square با آدرس SquareUp.com و شرکت Trusted با آدرس UseTrusted.com . این نام‎های دامنه که از عبارات شکل گرفته‎اند روشی خلاقانه برای کسب‎وکارها هستند تا انجام یک عمل را به کاربر القاء کرده و یا به خاطر سپردن آن را برای کاربر ساده بسازند.

افزونه‎ها و TLDهای دیگری چون .co و .gg برای بازی‎ها، .io برای شرکت‎های فناوری و .ai برای شرکت‎های نرم‎افزاری مبتنی بر AI استفاده می‌شود، بهره گرفتن از این موارد بخشی از یک استراتژی جدید دامنه محسوب می‎شود. برای مثال شرکت Taco Bell از آدرس ta.co استفاده می‎کند، آدرسی کوتاه، جذاب و راحت.

از همین اصل برای نام کاربری شرکت در رسانه‎های اجتماعی نیز می‎توان استفاده کرد. ما اخیرا در مورد ۵۰ استارتاپ برتر به تحقیق پرداختیم تا ببینیم استفاده از نام دقیق برند در رسانه اجتماعی تا چه حد تعیین کننده است. نتیجه این بود که تنها ۲۰ درصد از موفق‎ترین استارتاپ‎های مورد مطالعه ما از نام دقیق برند خود در رسانه‎های اجتماعی استفاده می‎کردند و این نکته‌ای است که در برندسازی استارتاپ ها باید به آن توجه کنیم.

۵. پیدا کردن هویت شخصی به جای هویت سازمانی

شخصیت انسانی پرطرفدار است؛ شرکت کارآفرین (Entrepreneur) برای بیش از ۲۰,۰۰۰ استارتاپ، نام انتخاب کرده و تجربه به آن‌ها نشان داده که بسیاری از شرکت‌ها برای کسب‌وکارهای خود از نام‌های انسانی مانند اسکار و ادگار استفاده می‌کنند. این یک ریز-گرایش محسوب می‌شود و هدف از آن جذب نسل جدید است زیرا این گروه‌ها به شرکت‌ها اعتماد ندارند. آن‌ها ترجیح می‌دهند با انسان‌هایی که می‌شناسند ارتباط برقرار کنند.

برندهای زیادی از نام انسان اقتباس شده‌اند اما چه می‌شود اگر یک شرکت بتواند شخصیتی انسانی پیدا کند؟ این موضوع به مراتب جوان‌پسندتر، جذاب‌تر و جنجالی‌تر است.

با این حال، نباید به خاطر جالب بودن از این روش استفاده کرد. یک اسم می‌تواند با ارزش‌های مخاطبان کسب‌وکار شما توازن داشته باشد مانند Greenpeace، یا در میان رقبا باعث برجسته شدن شما شود درست مثل شرکت مبتکرانه اپل. بنابراین در برندسازی استارتاپ ها به این نکته بسیار توجه کنید . این نام می‌تواند به یک برند پایه تجاری تبدیل شود و باعث پیشرفت کسب‌وکار شما گردد.

جمع‌بندی

به طور کلی، برندها در تلاش هستند تا با مخاطب خود به واسطه روشی معنادار ارتباط برقرار کنند. هدف گرایش توجه به مخاطب برای رسیدن به موفقیت و برندسازی استارتاپ ها است.

اگر در سال جدید به دنبال به کار گرفتن استراتژی‌های جدید هستید، به این رویکردها در زمینه برندسازی استارتاپ ها هم توجه داشته باشید. یکی از کلیدهای بزرگ موفقیت، آگاهی از وقایع جهان است. به این ترتیب خواهید توانست آن را روی خودتان آزمایش کنید.

در عین حال، قاطع باشید. همیشه برندهایی وجود دارند که از گرایش‌های روز پیروی می‌کنند و همچنان پیروز میدان باقی مانده‌اند. صرف نظر از افت‌و‌خیزی که در این گرایش‌ها مشاهده می‌شود باید گفت هر چقدر برند شما از اعتبار بیشتری برخوردار باشد، در بازار امروز عملکرد بهتری نیز خواهد داشت.