به نظر شما چطور می‌توان به یک زندگی خوب دست یافت؟ یادگیری راه‌های هدف گذاری، مدیریت زمان، تسلط بر ویژگی‌های رهبری، برای این که به پاسخ درستی برسید، این مقاله استارتاپت را از زبان جیم ران که یکی از بزرگترین کارآفرینان و سخنرانان موفقیت و انگیزشی جهان است درباره‌ی اهمیت نظم در زندگی، مطالعه کنید.

ما هرروز با هزاران روش مختلف تلاش می‌کنیم تا با یادگیری نحوه‌ی انجام کارها در زندگی پیشرفت کنیم. زمان می‌گذاریم تا در کلاس درس حاضر شویم، کتاب‌های درسی را بخوانیم یا از طریق تجربه کردن به دانش دست پیدا کنیم. اما اگر داشتن علم و دانش ما را قدرتمند می‌کند، اگر دانش و اطلاعات ما، راهی برای رسیدن به موفقیت شغلی ما است، پس چرا به اهداف خود نمی‌رسیم؟ چرا با وجود تمام دانشی که داریم و تجربیاتی که به‌دست آورده‌ایم، همچنان سرگردان و بی هدف مانده‌ایم؟

اهمیت نظم در زندگی انسان

شاید پاسخ‌های زیادی برای این سوال وجود داشته باشد و شاید پاسخ شما متفاوت از دیگران باشد. با این حال پاسخ نهایی شاید این است که ما در به کار بردن دانش و اطلاعاتی که داریم، نظم نداریم.

اگر نتوانید از دانش خود استفاده کنید، میزان هوش شما هیچ اهمیتی ندارد. اگر هنوز در یک شغل کم درآمد گیر کرده‌اید، هیچ اهمیتی ندارد که از بهترین دانشگاه کشور فارغ‌التحصیل شده‌اید. اگر نتوانید چیزهایی که یاد گرفته‌اید را به کار ببرید، واقعا اهمیتی ندارد که در همه‌ی سمینارهای افراد بزرگ شرکت کرده باشید.

ما تمام زندگی خود را صرف جمع آوری می‌کنیم؛ دانش، مهارت، تجربیات اما…

ما باید دانش، مهارت و تجربیاتی که به دست آورده‌ایم را در عرصه‌ی کسب و کار و زندگی خود به کار ببریم. ما باید یاد بگیریم تا آنچه را آموخته‌ایم مورد استفاده قرار دهیم.

و هنگامی که دانش خود را به کار بردیم، باید نتایج روند خود را بررسی کنیم و به طور مداوم رویکرد خود را اصلاح کنیم. در واقع اینجاست که اهمیت نظم در زندگی کمی پررنگ می‌شود.

در نهایت با تلاش و بررسی و اصلاح و تلاش دوباره، طبیعتا دانش ما به نتایجی ارزشمند و قابل تحسین تبدیل خواهد شد و ما با لذت ناشی از نتیجه‌ی تلاش‌هایمان همچنان به بلندهمتی برای پیشرفت مداوم ادامه می‌دهیم. خیلی زود متوجه می‌شویم که وارد چرخه‌ی دستیابی به موفقیت شده‌ایم. شادی مضاعف ناشی از این تجربه، ما را به سمت یک زندگی موفق به جای زندگی پر از فاجعه و کسالت و متوسط بودن سوق می‌دهد.

اما برای اینکه این روند به کار ما بیاید، باید اول از همه در داشتن نظم فردی به طور مداوم مهارت پیدا کنیم. برای تسلط بر هدف گذاری، مدیریت زمان، رهبری و روابط صحیح باید نظم و انضباط فردی داشته باشیم. اگر نظم و انضباط را وارد زندگی روزمره‌ی خود نکنیم، نتایجی که از اهمیت نظم در زندگی جستجو می‌کنیم را نمی‌یابیم. برای اینکه بتوانیم زمان با ارزش خود را به درستی مدیریت کنیم باید به طور مستمر تلاش کنیم، در غیر این صورت همواره ناامید خواهیم شد. در این صورت زمان ما توسط دیگرانی که خواسته‌هایشان از خواسته‌های ما قوی‌تر هستند خورده خواهد شد.

برای غلبه بر صدای آزاردهنده‌ای که مدام در ذهن ما در حال غرزدن درباره‌ی ترس از شکست در کسب و کار، ترس از موفقیت، ترس از فقر و ترس از دل شکسته شدن است، باید نظم داشته باشیم. وقتی این صدای مضطرب درونی ما، احتمال شکست خوردنمان را بالا می‌برد،‌ داشتن نظم و انسجام باعث می‌شود تا به تلاش خود ادامه دهیم.

نظم و صداقت

ما برای اعتراف به اشتباهات خود و تشخیص دادن محدودیت‌هایمان به نظم نیاز داریم. در همه‌ی انسان‌ها یک صدای درونی وجود دارد. گاهی اوقات این صدای درونی به ما می‌گوید که ارزش‌ها یا دستاوردهای خود را بزرگتر از نتایج واقعی ببینیم. این باعث می‌شود تا ما با خودمان کاملا صادق نباشیم و جایگاه‌مان را فراتر از چیزی که هست ببینیم. برای اینکه با خودمان و دیگران صادق باشیم باید نظم و انسجام داشته باشیم.

از یک چیز خیالتان راحت باشد: هروقت هرگونه اغراق درباره‌ی حقیقت در ما شناسایی شود، تمام اعتبار ما از بین می‌رود. این باعث می‌شود که همیشه شک و تردیدی نسبت به گفته‌های ما به وجود بیاید. به محض اینکه یکی از همکاران متوجه شد که سعی داریم در بیان یک چیز اغراق کنیم، فکر می‌کنید چه اتفاقی می‌افتد؟ او فکر می‌کند که ما همیشه در حال اغراق کردن درباره‌ی خودمان هستیم و در نهایت ما دیگر همانند قبل مورد احترام قرار نمی‌گیریم. هرگز!

تمایل به اغراق، تحریف یا حتی رد حقیقت، بخش ذاتی در وجود همه‌ی ماست. این کار از وقتی ما بچه بودیم شروع شده است. وقتی می‌گفتیم: «من این کار را نکردم! من این کار را نکردم!» شاید اساسا ما کار بدی نکرده بودیم، اما در انجام آن کار دستی داشتیم. سپس این روند تا بزرگسالی ما ادامه پیدا کرد: وقتی برای فروش بیشتر یک محصول در فواید آن اغراق کردیم، برای تحت تاثیر قرار دادن دوستان قدیمی خود در بیان میزان دارایی‌های خود اغراق کردیم، برای تحت تاثیر قرار دادن رئیسمان درباره‌ی اینکه چقدر به انجام یک معامله‌ای نزدیک هستیم، اغراق کردیم. فقط نظم و انضباط دقیق و بسیار زیاد است که می‌تواند بر این تمایل ما به اغراق کردن غلبه کند.

اهمیت نظم در زندگی و کار

برای تغییر عادت باید نظم داشته باشید

تغییر عادت‌ها نیازمند داشتن نظم و انسجام است، زیرا زمانی که عادت‌ها شکل می‌گیرند، مثل یک کابل قوی عمل می‌کنند؛ یک غریزه‌ی تقریبا غیرقابل شکستن که تنها نظم و انسجام طولانی مدت می‌تواند آن را تغییر دهد. ما باید هر کدام از رشته‌های کابل عادت‌هایمان را به آرامی و با روش صحیح خود باز کنیم و این کار را ادامه دهیم تا وقتی که کابل‌هایی که ما را به اسارت درآورده بودند، چیزی جز رشته سیم‌های پراکنده نباشند. برای غلبه بر هر کدام از آن‌ها نیاز به استفاده مداوم نظم داریم.

برای برنامه‌ریزی هم نیازمند نظم هستیم. برای اجرای برنامه‌های خود به نظم نیاز داریم. برای اینکه به طور دقیق به برنامه‌های اجراشده‌ی خود نگاه کنیم و آن‌ها را بررسی کنیم به نظم و انسجام نیاز داریم و اگر نتایجی که به دست آوردیم برای ما مطلوب نبود، به نظم و انسجام نیاز داریم تا طرح خود یا روش اجرای آن را تغییر دهیم. وقتی دچار ظن و گمان‌های متفاوتی می‌شویم، ما به انضباط نیاز داریم تا استوار و ثابت قدم بمانیم.

هنگامی که غرور و تکبر به ما می‌گوید که ما تنها کسی هستیم که پاسخ‌ها را در دست دارد، نیاز به نظم داریم تا بتوانیم نظرات و عقاید دیگران را ارزیابی کنیم.

ما با داشتن نظم و انسجام مداوم در تمام حوزه‌های زندگی خود می‌توانیم معجزات بی‌نظیری را پیدا کنیم و امکانات و فرصت‌های منحصر به فردی را کشف کنیم. اهمیت نظم در زندگی آنقدر زیاد است که تنها در مدت کمی به تاثیر آن پی خواهید برد.