زمانی که بخواهید دایره لغات خود را در مورد کارآفرینی وسیع و به روز سازید یا جهشی در جهان کارآفرینی بزنید، باید با تمام اصطلاحات معمول کارآفرینی و همچنین اصطلاحات استفاده شده توسط همکاران خود آشنا شوید.

۱. Acquisition (اکتساب، مالکیت)

داشتن مالکیت یک کسب‌وکار دیگر. اغلب در رابطه با ادغام کلمه مانند mergers و acquisitions یا M&As مورد استفاده قرار می‌گیرد.

۲. Advertising (تبلیغات)

فعالیت جذب توجه عمومی به یک محصول یا کسب‌وکار مانند اعلامیه‌ها، تبلیغات رادیویی یا رسانه‌های الکترونیکی. تبلیغات را نباید با بازاریابی یا روابط عمومی اشتباه گرفت.

یادگرفتن اصطلاحات معمول کار آفرینی

۳. Angel Investors (فرشته سرمایه‌گذار یا سرمایه‌گذاری توانگر)

افرادی که ریسک‌های سرمایه‌گذاری‌های کارآفرینی را پشت سر می‌گذارند، معمولا به عنوان یک پل برای انتقال از مرحله خودکفای مالی به سطح کسب‌و‌کار استفاده می‌شود که هر دو به سرمایه‌گذاری مخاطره آمیز نیاز دارند. سطح سرمایه در هر جای دنیا از ۵۰،۰۰۰ تا ۲ میلیون دلار است.

۴. Appraisal (ارزیابی)

برآورد رسمی ارزش چیزی در بازار آزاد. همچنین توضیح می‌دهد که برآورد و نتیجه‌گیری ارزش، چگونه صورت می‌گیرد. این یکی از اصطلاحات معمول کارآفرینی است.

۵. Barter (معامله پایاپای)

تبادل مستقیم کالا و یا خدمات بین کسب‌و‌کار.

۶. Business Incubator (مرکز رشد کسب‌و‌کار)

فضای کاری، مربی‌گری و خدمات پشتیبانی برای کارآفرینان و کسب‌ وکار در مرحله اول را فراهم می‌کند.

۷. Business Valuation (ارزیابی کسب‌وکار)

برآورد ارزش یک نهاد تجاری و دارایی‌های آن.

۸. Consumer Direct Marketing (بازاریابی مستقیم مصرف‌کننده)

یک فرم بازاریابی شبکه که در آن توزیع‌کنندگان، همان مصرف‌کنندگان هستند، یعنی آنها باید محصول را برای استفاده شخصی خود نیز خریداری کنند. این اصطلاحات معمول کارآفرینی کاربرد زیادی دارد.

۹.Copyright  (حق نشر)

حق نشر نوعی محافظت از آثار علمی، ادبی و هنری منتشر شده یا منتشر نشده است که به صورت مادی و معنوی ثبت شده‌اند.

۱۰.Corporation  (شرکت)

بدنه‌ای که به او یک شخصیت داده شده و به عنوان یک نهاد قانونی مجزا، حقوق، امتیازات و بدهی‌هایش مشخص شده است. اولین مزیت یک شرکت، این است که سرمایه‌گذاران آن هیچ گونه مسئولیتی در قبال هر نوع ضرر و زیانی که شرکت ممکن است تجربه کند را ندارند.

۱۱. Downline

در یک تجارت چند سطحی، گروهی از افراد به عنوان زیرمجموعه‌ یک شخص هستند و آن شخص بر اساس فروش زیرمجموعه‌هایش، حقوق دریافت می‌کند.

۱۲. Due diligence (دقت بررسی)

روند تحقیق برای به دست آوردن اطلاعات موثر و دقیق از تمام اسناد مادی و سایر اطلاعاتی که ممکن است بر نتیجه معامله تأثیر بگذارد.اصطلاحات معمول کارآفرینی در رشد کسب و کار شما موثر اند.

۱۳.Entrepreneur  (کارآفرین)

فردی که سازماندهی می‌کند، اقداماتی انجام می‌دهد و ضرر و زیان یک کسب‌و‌کار تجاری را قبول می‌کند.

اصطلاحات معمول کارآفرینی در دنیا

۱۴.General Partnership  (مشارکت عمومی)

یک ساختار سازمانی که در آن هر شریک در اداره، سود و ضرر عملیات شرکت می‌کند.

۱۵. Home Based Business (کسب وکار خانگی)

یک کسب‌و‌کار مبتنی بر خانه، کسب‌و‌کاری است که دفتر اصلی آن، منزل شخصی کارفرما است. کسب‌ و‌کار می‌تواند هر اندازه یا هر نوعی باشد، چرا که محل کار، خانه‌ خود فرد است.

۱۶. Independent Contractor (پیمانکار مستقل)

کسی که تجارت مستقل، کسب‌ و‌کار یا حرفه‌ای را انجام می‌دهد و در آن خدمات خود را به مردم ارائه می‌کند. شخصی که با این نوع از پیمانکاران قرارداد می‌بندد، تنها حق دخالت و کنترل نتیجه‌ کار را دارد و نمی‌تواند در شیوه‌ یا وسایل به کار رفته برای انجام کار دخالتی کند.

۱۷. Intrapreneur (کارآفرین درون سازمانی)

کارآفرینانی که در محیط‌های کاری بزرگ سرمایه‌گذاری می‌کنند.

۱۸. Joint Venture (سرمایه‌گذاری مشترک)

یک نهاد حقوقی که توسط دو یا چند شرکت ایجاد شده و کار آن پیاده‌سازی یک شرکت تجاری خاص است که هر دو طرف در سود و زیان شریک باشند. این نوع از سرمایه‌گذاری با اتحاد استراتژیک متفاوت است، زیرا یک نهاد قانونی خاص ایجاد شده است.

۱۹. Limited Liability Company (شرکت سهامی محدود)

یک نهاد قانونی که نیازی نیست مالیات بپردازد و سود دریافتی را به صاحبان آن نمی‌دهد، بلکه از دارایی‌های شخصی در برابر بدهی‌های تجاری محافظت می‌کند.

۲۰. Limited Partnership (مشارکت محدود)

یک توافق تجاری است که در آن عملیات روزمره توسط یک یا چند شریک عمومی کنترل می‌شود و توسط شرکای محدود که به طور قانونی مسئولیت زیان را بر اساس میزان سرمایه‌گذاری خود بر عهده دارند، تامین مالی می‌شود.

۲۱. Line of Credit (خط اعتبار)

شبیه به یک وام تجاری است، با این تفاوت که وام‌گیرنده تنها به اندازه‌ مبلغی که در واقع استفاده کرده ‌است، بهره را پرداخت می‌کند.

۲۲. Marketing (بازاریابی)

روند تحقیق، تبلیغ، فروش و توزیع یک محصول یا خدمت است. بازاریابی، طیف گسترده‌ای از اقدامات شامل تبلیغات، ارتقاء، قیمت‌گذاری و بسته‌بندی کلی کالاها و خدمات را پوشش می‌دهد.

۲۳. Merger (ادغام)

پیوستن دو شرکت که قبلا جدا از هم کار می‌کردند. یک ادغام واقعی در معنای حقوقی آن، زمانی رخ می دهد که هر دو کسب‌و‌کار، دارایی‌ها و بدهی‌های خود را در یک نهاد تازه تاسیس قرار دهند.

۲۴. Multi-Level Marketing (بازاریابی چند سطحی)

هر کسب‌و‌کاری که در آن فرد، درآمد خود را نه تنها از فروش خود، بلکه از فروش افرادی که زیرمجموعه‌ او هستند و افراد بالقوه‌ای که زیرمجموعه‌ زیرمجموعه‌های او هستند، به دست می‌آورد.

۲۵. Network Marketing (بازاریابی شبکه‌ای)

تجارتی که در آن یک شبکه توزیع‌کننده برای ساخت کسب‌و‌کار مورد نیاز است. معمولا این شرکت‌ها نیز MLM هستند (مورد قبلی).

۲۶. Networking

ایجاد و توسعه‌ روابط تجاری، افزایش دانش خود، گسترش پایه کسب‌و‌کار یا خدمت به جامعه. همچنین برای توصیف سیستم‌های کامپیوتری مرتبط با یکدیگر استفاده می‌شود.

۲۷. Outsourcing (برون‌سپاری)

خرید خدمات عملی استاندارد از یک شرکت دیگر. خدمات خارج از خدمت معمولا شامل حسابداری، حقوق و دستمزد، فناوری اطلاعات، تبلیغات و … است.

۲۸. Partnership (شراکت)

یک فرم کسب‌و‌کار که در آن دو یا چند نفر به دنبال شغلی دائمی و سودمند هستند. مشارکت به لحاظ قانونی به عنوان یک گروه از افراد در نظر گرفته می‌شود، نه به عنوان یک نهاد واحد و هر یک از شرکا، سهم خود از سود را به طور جداگانه در بازپرداخت مالیات فردی، اعمال می‌کند.

اصطلاحات معمول کارآفرینی که باید بدانید

۲۹. Patent (ثبت اختراع)

یک حق مالکیت به مخترع داده می‌شود تا پس از اخذ مجوز، دیگران را از حق ساخت، استفاده، ارائه برای فروش یا فروش اختراع محروم کند.

۳۰. Planning (برنامه‌ریزی)

یک روش تفصیلی است که برای پیشبرد یک کسب‌و‌کار، طرح‌ریزی شده است.

۳۱. Public Relations (روابط عمومی)

تبلیغ یک تصویر خاص برای یک کسب‌و‌کار. اغلب با تبلیغات اشتباه گرفته می‌شود که در واقع تبلیغات برای استفاده در بخش خاصی از تلاش‌های روابط عمومی است.

۳۲. Sales (حراج‌ها)

تبادل محصول یا خدمات برای پول. همچنین به حرفه یا بخشی از شرکت که این فعالیت را انجام می‌دهد نیز گفته می‌شود.

۳۳. Score (نمره)

خدمات مدیران بازنشسته؛ آنها مشاوره‌هایی برای کسب‌و‌کارهای کوچک ارائه می‌دهند. به سایت www.score.org مراجعه کنید. منظور از «کوچک» در عبارت کسب‌و‌کار کوچک دقیقا چیست؟ در واقع تعریف رسمی برای کسب‌و‌کارهای کوچک وجود دارد، اما از صنعتی به صنعت دیگر متفاوت است.

۳۴. Small Business Administration (اداره‌ کسب‌و‌کارهای کوچک)

آژانس دولتی ایالات متحده که به «ارائه خدمات مبتنی بر مشتری، ارائه‌ برنامه‌های کامل خدمات و اطلاعات دقیق و به موقع به جامعه کارآفرین» متعهد شده است.

۳۵. Sole Proprietorship (مالکیت یگانه)

به شرکتی گفته می‌شود که متعلق به یک شخص است و توسط او اداره می‌شود.

۳۶. Strategic Alliance (اتحاد استراتژیک)

یک رابطه‌ مداوم بین دو کسب‌و‌کار که تلاش خود را برای یک هدف خاص با هم ادغام می‌کنند.

۳۷.Trademark  (علامت تجاری)

یک فرم حفاظت قانونی برای کلمات، نام‌ها، نمادها، صدا‌ها یا رنگ‌هایی است که کالا و خدمات خاصی را معرفی می‌کنند. علائم تجاری، بر خلاف اختراعات، می‌توانند تا زمانی که در کسب‌و‌کار مورد استفاده قرار می‌گیرند، تمدید شوند.

۳۸. Venture Capital

فرم تامین مالی برای یک شرکت که در آن، شرکت مالکیت جزئی و کنترل کسب‌و‌کار را در ازای سرمايه در طی یک دوره زمانی محدود، معمولا ۳-۵ سال واگذار می‌کند. سرمایه‌گذاری معمولا از ۵۰۰۰۰۰ تا ۵۰۰۰۰۰۰ دلار متغیر است، هرچند گاهی اوقات سرمایه‌گذاری‌های VC تا ۵۰ هزار دلار یا بالغ بر ۲۰ میلیون دلار وجود دارد.