زمانی که صحبت از فرسودگی شغلی در دنیای کسب و کار به میان می‌آید، به راحتی می‌توان دریافت که خیلی چیز‌ها تغییر کرده و شرایط، دیگر مثل گذشته نیست و حتی بدتر شده است. این موضوع فقط مختص کشورهای ثروتمند نیست، بلکه شرایط کاری در سرتاسر دنیا سیر نزولی داشته است. میانگین بیکاری و عدم اشتغال جهانی، بعد از بحران اقتصادی سال ۲۰۰۸، روند نزولی داشته است.

از طرفی آمار شغل‌های جدیدی که به کمک ابداعات تکنولوژی به وجود آمده‌اند؛ از شغل‌های قدیمی که خودکار و اتوماتیک شده‌اند، بیشتر است. هنوز هم در برخی کشورها، کسب و کارهای کهنه و سنتی وجود دارند که بیگاری کشیدن از کارمندان و کارگران، تنها گوشه‌ای از مشکلات آن‌ها است؛ البته آن‌ها از نظر اقتصادی هم شرایط خوبی ندارند. اما جالب است بدانید که امروزه، بهترین دوره برای استخدام شدن و پیدا کردن کار مفید و مورد علاقه خود است!

ما در این مطلب از استارتاپت، دلیل اصلی فرسودگی شغلی و تاثیر آن بر روند فعالیت نیروی انسانی را، بررسی می‌کنیم.

روش جلوگیری از فرسودگی شغلی

رهبران، فرسودگی شغلی را جدی بگیرند

در دنیایی که حالا همه چیز صنعتی شده است، بسیاری از کارمندان خواهان شغلی با ثبات هستند که درآمد خوبی داشته باشد؛ شغلی که دیگر به رسمیت شناختن در آن اهمیتی ندارد و مهم نیست استخدام شوند یا نه، ثبات و درآمد خوب برای آن‌ها کافی است. مردم معنی و هدف می‌خواهند، به گونه‌ای که احساس وظیفه کنند و از همه مهم‌تر، آن‌ها زمانی به بالاترین بهره‌وری می‌رسند که شغل مورد نظر، تمام و کمال مناسب شخصیت آن‌ها باشد. انعطاف‌ پذیری، پاداش عادلانه، وظایف تحرک آمیز و شاید از همه مهم‌تر، جایی که بتوانند خودی نشان دهند و در کنار دیگران بهترین باشند، از جمله خواسته‌های کسب و کارهای امروزی هستند. در دنیای امروزی و شرکت‌های بزرگ، کارفرمایان بزرگ می‌دانند که آن‌ها باید به خوبی پذیرای این خواسته‌های قابل توجه باشند تا بتوانند در رقابت نبرد جذب استعداد‌ها پیروز شوند.

فرسودگی شغلی کارمندان با مدیریت بد

اما با این حال، دنیای کسب و کار امروزی یک مشکل اساسی و کمتر اشاره شده دارد که روز به روز در حال گسترش است: فرسودگی شغلی! این موضوع ربطی به کشور خاصی ندارد و حتی این مشکل در کشورهای بزرگ و صنعتی نیز دیده می‌شود. برای مثال به تنهایی در ایالات متحده آمریکا، استرس حاکم در محیط‌های کاری باعث ضرر اقتصادی حدودا ۳۰۰ میلیارد دلاری در سال به دلیل غیبت‌ها، کاهش چشمگیر بهره‌وری، و حتی خرج‌های درمانی و حقوقی شده است.

بدون جای هیچ تعجبی، تحقیق پشت تحقیق نشان داده است که استرس و فرسودگی شغلی بزرگ‌ترین دلیل کنار کشیدن از کار، تصادفات، مشکلات، مصدومیت‌ها و حتی سو مصرف مواد مخدر شده است. این موضوع ربطی به ریز و درشت بودن کمپانی‌ها ندارد، بلکه حتی شرکت‌های بالا رده نیز که درخواست و علاقه برای کار درون آن‌ها به شدت زیاد است، با چنین مشکلی دست و پنجه نرم می‌کنند. اما دلیل آن چیست؟ این مشکل به طور کلی، نتیجه عملکرد ضعیف یک چیز است: مدیریت و رهبری بد!

مدیریت بد، اولین دلیل استرس و فرسودگی شغلی کارمندان

پیشگیری از فرسودگی شغلی

از نظر تئوری، رهبران باید سپری در برابر هیولایی به نام استرس برای دنبال کنندگان و زیر دستان خود در دست داشته باشند، و فانوسی از آرامش در دست دیگر بگیرند و آن‌ها را در مسیر و شرایط سخت با امنیت کامل به جلو پیش ببرند. اما در واقعیت، بسیاری از رهبران و مدیران برعکس، شمشیری آتشین در دست دارند که به خودی خود یک ایجاد کننده‌ی استرس است.

این مشکل، فراتر از سطح عادی و متداول است. میلیون‌ها کارمند در سرتاسر دنیا از نتایج رهبری بد رنج می‌برند؛ رنج‌هایی نظیر فرسودگی شغلی، بیگانگی، کاهش روحیه، و حتی کاهش تندرستی فیزیکی، بخشی از مشکلاتی هستند که یک رهبر بد به بار می‌آورد. در حالی که مدیران از سو استفاده اخلاقی و جایگاهی برخوردار باشند، این موضوع کاملا در یک محیط کاری شایع است اما در همان زمان، برای بسیاری از مدیران، این بی‌کفایتی آن‌ها است که باعث تخریب تحریک کاری، تحقیر و استرس به تیم می‌شود. عدم داشتن تخصص فنی مدیریت، بی‌آگاهی از چگونگی دریافت و ارائه بازخورد، ناتوانی در درک پتانسیل‌ها، یا به طور کلی، عدم توانایی در ارزیابی عملکرد زیر دستان خود، تنها برخی از نشانه‌های بی‌کفایتی یک رهبر است.

اگر سازمان‌ها می‌خواهند تجربه کاری کارمندان خود را بهبود ببخشند، بهتر است ابتدا مدیریت خود را سر و سامان دهند. همین کار به تنهایی می‌تواند میزان استرس محیط یک کسب و کار را بیشتر از هر معیار دیگری کاهش دهند. به این منظور، ۴ موضوع حیاتی را باید در نظر داشته باشید:

۱. هیچ درمانی بهتر از پیشگیری نیست

فرسودگی شغلی با مدیر خسته‌کننده

ما در پیشبینی رفتار خود بسیار بهتر از تغییر آن عمل می‌کنیم و این موضوع کاملا در مشکلات رهبری کسب و کار نیز صدق می‌کند. در حالی که سازمان‌ها هزینه و زمان بسیار بیشتری را روی توسعه مدیریت به جای انتخاب درست صرف می‌کنند، باید روش خود را تغییر دهند. مطالعات نشان داده‌اند که عملکرد یک مدیر، از جمله تمایل آن‌ها به از بین بردن استرس کارمندان یا برعکس، ایجاد استرس در فضای کسب و کار، غالبا از طریق استفاده از ارزیابی‌های علمی و اطلاعات قابل شناسایی و پیش بینی است. بنابراین هیچ بهانه‌ای در استخدام رهبرانی که باعث ایجاد استرس، ترس و بیگانگی در تیم می‌شوند وجود ندارد و می‌توان شخصیت آن‌ها را در طول مصاحبه تشخیص داد. علاوه بر آن، هیچ راه ساده‌ای برای تربیت کردن رهبر وجود ندارد که تبدیل به شخصی رضایت‌بخش، عادل و با اهمیت شود اگر حداقل یکی از این ویژگی‌ها را به طور ذاتی در خود نداشته باشند.

به همین دلیل، سازمان‌ها باید زمان بسیار بیشتری را برای بررسی دقیق کاندید‌های رهبری و مدیریت خود قرار دهند. کمتر روی عملکرد گذشته آن‌ها متمرکز شوید و بیشتر روی پتانسیل‌های واقعی آن‌ها تمرکز کنید. آیا دارای تخصص مناسب هستند؟ آیا شخصی کنجکاو، باهوش و سریع آموز هستند؟ فراتر از این‌ها، آیا آن‌ها دارای هوش هیجانی،‌ یکدلی و کمال هستند. آیا زیر دستان خود را همکار و هم سطح خود می‌بینند یا یک سری برده؟ با استفاده از ارزیابی‌های علمی به منظور اندازه‌گیری این گونه صفات و ویژگی‌ها، می‌توانید به کمپانی خود برای جلوگیری از هر گونه مشکلات رهبری در آینده کمک کنید.

۲. به جای استخدام کارمندان عالی و سوپراستار، رهبران سمی را از سازمان خود دور بریزید

اهمیت عدم فرسودگی شغلی کارمندان

طبق آخرین مطالعه دانشگاه کسب و کار هاروارد، مشخص شده است که خارج کردن رهبران سمی و نادرست، چیزی حدود دو برابر پر منفعت‌تر از استخدام افرادی با عملکرد بالاتر است. رفتار سمی خیلی زودتر و وسیع‌تر از رفتارهای خوب و درست در بین اعضا و در محیط کسب و کار پخش می‌شود و زمانی که این رفتار سمی و بد از جایگاهی بالا وارد سازمان شود،‌ می‌تواند محیط و فرهنگ آن سازمان و کسب و کار را همانند یک ویروس آلوده کند.

سازمان‌ها می‌توانند این تله و آلودگی را نه تنها با تمرکز روی میزان قدرت رهبری، بلکه با ارزیابی رخنه‌ها و خدشه‌های احتمالی مدیران خود آن‌‌ها را شناسایی، و از پراکنده شدن این آلودگی جلوگیری کنند. تمایلات آلوده و بیش از حد نادرست آن‌ها چیست؟ آیا آن‌ها چهره‌ی تاریک و پنهانی دارند که جلوی شما نشان نمی‌دهند و تا روی خود را بر گردانید یکی از زیر دستان خود را شکنجه خواهند داد؟ رهبران در هنگام مصاحبه، شناسایی و استخدام این گونه مدیر‌ها باید آگاه باشند که شرکت‌ها و سازمان‌ها با وجود افرادی با استعداد متوسط رو به بالا اما با رفتاری مناسب و خوب، در جایگاه به مراتب بهتری نسبت به زمانی که افرادی با استعداد بسیار خوب اما رفتاری بد و سمی در شرکت وجود داشته باشد، قرار می‌گیرند.

۳. انعطاف پذیری می‌تواند تاثیر رهبری بد را پنهان کند

تاثیر رهبری بد در فرسودگی شغلی

یک سری از صلاحیت‌ها و ویژگی‌ها به شدت در فهرست تقاضای کمپانی‌ها قرار گرفته است که از بین آن‌ها می‌توان به انعطاف پذیری یا به اصطلاح بهتر، تاب آوری، اشاره کرد. چرا که شاید یک کارمند با ویژگی تاب آوری بالا قادر است به راحتی با مدیر بد کنار بیاید. در همان حال، رهبران بی کفایت می‌توانند بی کفایتی خود را با استخدام کارمندانی با تاب آوری زیاد و هوش هیجانی بسیار بالا به راحتی پنهان کنند. مسئله‌ی چنین کارمندانی این است که آن‌ها حتی با وجود مدیریت ضعیف و رفتارهای ناعادلانه از سوی رهبران، بر این باور هستند که در شرایطی درگیر کننده و پرچالش به سوی موفقیت قرار دارند و به کار خود ادامه می‌دهند.

سازمان‌ها از این رو نیاز دارند تا مطمئن شوند محیط کسب و کار آن‌ها بیش از حد شامل هوش هیجانی و ثبات عاطفی نشود. اگر در بین افرادی که استخدام کرده‌اید شادی و رضایتی مغایر با حقیقت و آنالیزها می‌بینید، سخت‌تر خواهد بود تا مشکل رهبری و مدیریت خود را شناسایی کنید. البته که به طور کلی این موضوع با سطح تندرستی محیط و افراد سازمان مرتبط است و به نظر، خبری از فرسودگی شغلی نیست، اما این موضوع باعث پوشاندن مشکلات اساسی رهبری خواهد شد که نیاز به بازسازی دارد. این کار درست شبیه به این است که نقد و بررسی آن مشتریانی را بخوانید که نسبت به سایرین ملایم‌تر، مثبت‌تر و دوستانه‌تر هستند؛ فقط به خاطر این که آن‌ها مودب هستند و سطح انتظار و استاندارد آن‌ها پایین است، دلیل نمی‌شود که شما کار خود را عالی انجام داده باشید.

۴. یک مدیر خسته کننده و حوصله سر بر، بهتر از یک مدیر آتشین است

اهمیت مدیریت قوی در فرسودگی شغلی

اگر چه مردم به دلایل مختلفی استرس می‌گیرند یا می‌ترسند، اما دلیل عمده و متداول این موضوع، عدم توانایی آن‌ها برای پیشبینی اتفاقاتی است که در آینده رخ می‌دهد. عدم قطعیت، تردید، بلاتکلیفی یا هر آن چه که آن را می‌نامید، یکی از متداول‌ترین دلایل هدایت مردم به سوی استرس است. این موضوع برای رهبران نیز صدق می‌کند، به همین دلیل مدیران و رهبران حوصله سر بر نسبت به مدیران شعله‌ور و آتشین، به مراتب دارای استرس کمتری هستند و ترس کمتری به تیم منتقل می‌کنند. رهبران عجیب، غیر عادی و سمی، زمانی که غیر قابل پیشبینی باشند و همانند یک بمب هر لحظه امکان انفجار آن‌ها ممکن باشد،‌ ترس وجود محیط کسب و کار را بر می‌دارد و به فرسودگی شغلی آن‌ها ختم می‌شود.

برای شروع، کمپانی‌ها می‌توانند تکیه و دلگرمی خود بر فعل و انفعالات زودگذر را کم‌تر کنند، مانند مصاحبه شغلی؛ چرا که نمی‌توان در یک مصاحبه چند دقیقه‌ای یا حتی چند ساعته به خوبی توانایی مدیریت و آثار آن را محک بزنید. به جای این کار، پیشینه و سابقه هر کاندید را بررسی کنید و ببینید در گذشته استایل مدیریت و شخصیتی آن‌ها چطور بوده است.

اگر کمپانی‌ها واقعا برای افزایش تندرستی و شادابی محیط کار علاقه نشان می دهند، باید وقت و هزینه کمتری روی مسائلی مانند طرح و ظاهر دفتر، تغذیه ارگانیک یا مسائل ظاهری و نه چندان مهم بگذارند و در عوض مطمئن شوند که کارمندان آن‌ها توسط رهبران سمی و متوسط آسیب نبینند. برای ایجاد محیط کسب و کاری خالی از هر گونه استرس، باید رهبرانی باکفایت استخدام کنید. پیدا کردن فرد مناسب شاید زمان بیشتری طول بکشد، اما در بلند مدت ارزش هزینه‌ای که کرده‌اید را خواهد داشت؛ چه برای شما، چه برای کارمندان و جلوگیری از فرسودگی شغلی و چه برای محیط کسب و کار.