در این مقاله از استارتاپت، شرکت های بزرگ دنیا را که در ابتدا شغل جانبی بودند معرفی می‌کنیم.

محبوبیت مشاغل جانبی غیرقابل انکار است. مهم نیست دلیل روی آوردن شما به شغل جانبی چیست (چالش شخصی، روشی برای داشتن درآمد قانونی یا گامی کوچک برای حضور در عرصه بین‌المللی)، به هر حال این روزها همه افراد در کنار شغل تمام وقت خود، یک تلاش کارآفرینانه کوچک برای تعطیلات آخر هفته نیز دارند.

چرا که نه؟ امروزه از هر جایی این امکان وجود دارد که یک کسب‌وکار شخصی را اداره کرد. تنها چیزهایی که لازم دارید قوه رویاپردازی و یک گوشی هوشمند متصل به داده‎های مورد نظر است. به این ترتیب می‎توان یک ایده را به طلای خالص تبدیل کرد.

شاید روی آوردن به یک شغل جانبی در نظر شما پرتاب تیری در تاریکی باشد اما بارها پیش آمده که سازمان‎های کوچک شخصی توانستند در مقیاس‎های عظیم وارد دنیای رقابت شوند. گاهی موفقیت نتیجه ورود به بازار در زمان مناسب است. گاهی هم محصول ساعت‎ها سخت‌کوشی است و اغلب کمی شانس هم در این میان نقش دارد.

اگر به برخی از بزرگ‎ترین و بهترین شرکت‎های حال حاضر نگاهی بیندازید متوجه می‌شوید شروع کارشان برای این بوده که مالک می‎خواسته چیز جدیدی را امتحان کند، مشکلی ناخوشایند را حل کند و یا اینکه کاری برای سرگرم شدن داشته باشند.

۱. شرکت اپل (Apple)

شرکت اپل یکی از شرکت های بزرگ دنیا است. داستان این شرکت افسانه‎ای است. یک استارتاپ فولکلور فناوری محور؛ دو دوست با دیپلم دبیرستان، انگیزه فراوان و ساعت‎ها عرق ریختن کاری را آغاز کردند که دنیا را تغییر داد. در دهه ۱۹۷۰، استیو جابز با موهایی بلند و ژولیده و دوست مرموزش استیو وازنیک حین اوقات فراغت خود، در گاراژ خانواده جابز کارشان را شروع کردند تا یک کامپیوتر شخصی بسازند.

شرکت های بزرگ دنیا اپل

در آن زمان جابز در شرکت آتاری (Atari) و وازنیک در هولت پاکارد (Hewlett Pakard) مشغول به کار بودند. در سال ۱۹۹۶وقتی اپل را راه‎اندازی کردند هرگز حدس نمی‎زدند در پنج سال آینده این کسب‌وکار کوچک شخصی به یکی از داغ‎ترین شرکت‎های فناوری منطقه تبدیل می‌شود. محبوبیت و ارزش اپل در گذشت سال‎ها با نوسان‌هایی روبه‌رو شد. مخصوصا در دهه ۱۹۸۰که جابز آن را ترک کرد به امتیاز پایینی دست یافت.

جابز در سال ۱۹۹۷دوباره به این کار برگشت و ثابت کرد یکی از افراد کلیدی در شرکت اپل است: شرکت که درصد کمی از سهم بازار را داشت، پس از بازگشت جابز فناوری‎اش را وارد بازارهای سرتاسر جهان کرد.

در حال حاضر، این شرکت در حوزه تکنولوژی و علوم انسانی شهرت زیادی دارد و ارزش آن حدود ۷۵۰میلیارد دلار تخمین زده می‌شود.

۲. شرکت آندر آرمور (Under Armour)

یکی دیگر از شرکت های بزرگ دنیا است. نیاز و ضرورت، مادر اختراع است. تاسیس آندر آرمور بر همین پایه ارتقاء پیدا کرد: ضرورت.

شرکت های بزرگ دنیا آندر آرمور

در اواسط دهه ۱۹۹۰کوین پلنک (Kevin Plank) یکی از بازیکنان تیم فوتبال دانشگاه مریلند (Maryland) بود. او در طول تمرین و در روزهایی که باید در باشگاه حاضر می‌شد، همواره از پوشیدن پیراهن‌های سنگین و عرق زیر آن در عذاب بود و از این وضعیت به تنگ آمده بود. در سال ۱۹۹۶، پلنک یک زیرپیراهنی برای خودش ساخت که حتی در طول سخت‌ترین تمرینات و فعالیت‌ها خشک می‌ماند. این ترفند به قدری خوب کار کرد که او را به فکر انداخت محصولش را تولید کند و آن را به سایر ورزشکاران بفروشد. در یک حرکت او توانست یک “فشار” را به شغلی جانبی برای خود تبدیل کند. سال بعد، او با ماشین در ساحل شرقی رانندگی می‌کرد و پیراهن‎هایش را می‌فروخت.

خیلی زود این فروش انفرادی به فروش تیمی مبدل شد. در عرض دو سال، آندر آرمور به پایگاه پلنک انتقال یافت و کارش را به صورت قانونی در یک انبار شروع کرد. امروزه، UA (آندر آرمور) یکی از شناخته شده‌ترین برندها است و در سال، درآمدی حدود ۴ میلیارد دلار دارد.

۳. شرکت هاوز (Houzz)

شرکت محبوب دکوراسیون منزل هاوز یکی از شرکت های بزرگ دنیا است که پر از ایده‎های طراحی داخلی و خارجی برای خانه است. وب‌سایت هاوز دارای خانه متخصصان دکوراسیون، فروم کاربران و یک پرتال فروش است. بنابراین تعجب می‌کنید اگر ببینید این وبسایت عظیم چه شروع ساده‎ای داشته است.

در سال ۲۰۰۹، موسسان هاوز، تیمی متشکل از یک زن و شوهر به نام‎های آلن کوهن (Alon Cohen) و آدی تاتارکو (Adi Tatarko) با پروژه بهبود فضای درونی خانه خودشان در کشمکش بودند. آنها وب‎سایت کوچکی درست کردند تا در آن از دیگران نظر بخواهند و به دنبال پیمانکار بگردند و این شروع کار بود. سال بعد، این ایده‌ی جانبی کوچک به یک شرکت پرچمدار تبدیل گشته و نرم‎افزار آیپد آن نیز ارائه شد.

فقط چند سال بعد بود که هاوز در سطح بین‌المللی ابراز وجود می‌کرد. سال ۲۰۱۶، این شرکت در هر ماه بیش از ۴۰ میلیون کاربر منحصربفرد را از سرتاسر جهان به خود جذب می‌کرد. در اواسط سال ۲۰۱۷ارزش هاوز به رقم قابل توجه ۴ میلیارد دلار رسید.

۴. شرکت اتسی (Etsy)

اگر به اجناس بی‌نظیر، مجذوب کننده، خلاقانه یا دست‌ساز علاقه دارید احتمالا از مشاهده محصولات فروشگاه اتسی خوشتان خواهد آمد. این شرکت در سال ۲۰۰۵ به منظور ایجاد بازاری برای کارهای هنری فردی راه‌اندازی شد تا محصولات دست‌ساز و بی‌مانند را هم خریده و هم به فروش برساند. چند سال بعد این شرکت در سال، میلیون‎ها فروش را در اختیار داشت. در آوریل سال ۲۰۱۶این رقم به صد میلیون دلار فروش رسید.

در سال‌های اخیر، به دلیل وجود مشکلاتی در بخش مدیریت، شرکت اتسی فراز و نشیب‌هایی را تجربه کرده است. اما هنوز هم برند با ارزشی است که ده‎ها میلیون خریدار و فروشنده دارد و یکی از شرکت های بزرگ دنیا است.

۵. شرکت گروپون (Groupon)

اگر تا به حال به محل یک کسب‌وکار رفته و از آن‌ها درخواست تخفیف گروهی کرده باشید؛ می‌توان گفت به خوبی مفهوم پشت تاسیس شرکت مولتی میلیاردی گروپون را درک کرده‌اید. در ابتدا بنیانگذار این شرکت که یکی از شرکت های بزرگ دنیا است، یعنی اندرو میسن (Andrew Mason) در تلاش برای پیدا کردن راهی بود تا بتواند قرار داد یک تلفن همراه را لغو کند. روش او برای انجام این کار بسط پیدا کرد و امروزه میلیون‎ها نفر در آن با کمک هم در مورد هر موضوعی می‎توانند صرفه‎جویی کنند.

در سال ۲۰۰۶، با این که کار نسبتا کوچکی بود، میسن یک ابزار وب به نام The Point ایجاد کرد. این ابزار به کاربران اجازه می‎داد در گروه‌های مختلف به هم بپیوندند تا به هدف خاصی برسند. میسن در این زمینه به موفقیتی نسبی دست پیدا کرد اما در آن زمان این کار در سطح جهانی نبود. کم‌کم میسن متوجه شد هدف خاص مورد بحث، اغلب اوقات درباره صرفه‌جویی در پول است. به این ترتیب در سال ۲۰۰۸ابزار The Point به گروپون تغییر یافت. شرکتی که روی ارائه تخفیف‌های گروهی برای مواردی مانند غذا، سرگرمی، خدمات و … تمرکز داشت. در ادمه تاریخ این شرکت شکل گرفت.

۶. شرکت هاب‌اسپات (HubSpot)

یکی دیگر از شرکت های بزرگ دنیا «هاب اسپات» است. هاب‌اسپات جایی برای تقویت ابزارهایی بازاریابی در حوزه SaaS است. این شرکت همچنین دارای یکی از بهترین و بزرگ‌ترین وبلاگ‎های بازاریابی و فروش می‌باشد. بنابراین تصورش سخت است که این نیروی عظیم در عرصه بازاریابی دیجیتال زاده‌ی کار دو دانشجوی MIT (موسسه فناوری ماساچوست) است که فقط سعی داشتند معلومات خود در زمینه بازاریابی را با دیگران به اشتراک بگذارند و از این راه درآمد کمی داشته باشند.

۲۰۰۶ موسسان هاب‌اسپات، برایان هالیگان (Brian Halligan) و درامش شاه (Dhramesh Shah) به عنوان پیمانکاران مستقل کار کرده و در مورد استراتژی‎های بازاریابی به استارتاپ‎ها کمک می‎کردند. شاه یک وبلاگ هم داشت که خوانندگان قابل توجهی را به خود جلب کرده بود، اما آنها فکر کردند می‌توانند کارهای بیشتری انجام دهند. هالیگان و شاه تلاششان را ادغام کردند و در سال ۲۰۰۶هاب‎اسپات تاسیس شد. پس از آن کارشان را با کمک به شرکت‎های کوچک آغاز کردند.

موفقیت‎های زود هنگام آنها راه را برایشان باز کرد تا به زودی شرکتشان رشد پیدا کرده و بزرگ شود. اکنون هاب‌اسپات یکی از معتبرترین شرکت‎ها در حوزه ارائه خدمات بازاریابی دیجیتال است. این شرکت در سال ۲۰۱۶ بیش از ۲۷۰ میلیون دلار درآمد داشت و به نظر می‎رسد همچنان راه ترقی را در پیش داشته باشد.

۷. اینستاگرام (Instagram)

شرکت های بزرگ دنیا اینستاگرام

 فکر کردن به این که یک اپلیکیشن بسیار محبوب به اشتراک گذاری عکس، فقط یک شغل جانبی بوده کار سختی است. اما شروع کار اینستاگرام در سال ۲۰۱۰ دقیقا به همین شکل بود. موسسان آن، کوین سیستروم (Kevin Systrom) و مایک کریگر (Mike Krieger) یک اپلیکیشن مکان‎یابی ایجاد کردند که شباهت بسیاری به اپلیکیشن Foursquare داشت با این تفاوت که این اپ با دوربین‎های گوشی‎های هوشمند سروکار داشت. آنها شرکت‌شان را تاسیس کردند و نام آن را بربن (Burbn) گذاشتند. کار آنها از میزی اجاره‎ای در یک اداره مشترک آغاز شد. بعداز ظهر و آخر هفته هم ساعت کاری آنها بود یعنی وقتی که از سر کار بازمی‌گشتند.

در ابتدا واقعا هیچ پیشرفتی نداشتند؛ Foursquare اپلیکیشن محبوبی بود و به اشتراک‌گذاری تصاویر موبایل تازگی داشت. خیلی زود، سیستروم و کریگر نام برنامه خود را به اینستاگرام تغییر دادند و تقریبا تمام تمرکزشان را به عکاسی با تلفن همراه معطوف کردند. به این ترتیب زمان اوج‎گیری فرا رسید و کم‌کم این شرکت به یکی از شرکت های بزرگ دنیا تبدیل شد.

دو سال بعد، قبل از این که اینستاگرام راهی برای سودآوری پیدا کند؛ فیس‌بوک این شرکت را با قیمت یک میلیارد دلار خرید. ارزش اینستاگرام از زمانی که بخشی از فیس‎بوک شد ۳۰۰ میلیارد دلار افزایش پیدا کرده است. در حال حاضر این اپلیکیشن یکی از محبوب‎ترین اپ‌های زمان حاضر محسوب می‌شود و ماهانه ۷۰۰ میلیون کاربر فعال دارد.

۸. شرکت یودمی (Udemy)

یکی از مثبت‎ترین استفاده‎هایی که می‎توان از ارتباطات داشت تحصیل است. موسسان یودمی یعنی ارن بالی (Eren Bali)، اوکتای کاگلار (Oktay Caglar) و جاگان بیانی (Gagan Biyani) در هنگام راه‎اندازی این پلتفرم در سال ۲۰۱۰ مطمئنا مقصود خاصی داشتند. در ابتدا این شرکت به چند دلیل، کوچک بود: اول این‌که آن‌ها نمی‎توانستند هیچ سرمایه‎ای برای تامین بودجه مالی وبسایت و دوره جدید آنلاین تهیه کنند. دوم این که، آن‌ها تقریبا در شروع کار هیچ دوره‌ای نداشتند. با وجود این، حتی با این که سرمایه‎گذاران در ابتدا علاقه‎ای به آن نشان ندادند، دانشجویان و دبیران می‎توانستند پتانسیل موجود برای آموزش آنلاین را ببینند.

یودمی خیلی زود در مسیر رشد قرار گرفت، در همان ماه‌های اول با ۲۰۰۰ دوره توانست ۱۰ هزار کاربر را به خود جذب کند. در نهایت سرمایه‎گذاران جذب شدند و این کسب‎وکار جانبی کوچک در مسیری قرار گرفت که آن را به یک خانه قدرتمند تحصیل و یکی از شرکت های بزرگ دنیا مبدل ساخت.

اکنون، یودمی بیش از ۵۵,۰۰۰ کلاس در موضوعات متنوع دارد از مهارت‌های کامپیوتری و زبان‎های خارجی گرفته تا تکنیک‎های پیشرفته آرایش و آمادگی برای آزمون مدرک حجامت (phlebotomy). این سایت بیش از ۱۰ میلیون کاربر دارد. همچنین یکی از سرمایه‌داران جهان در حوزه آموزش آنلاین بوده و از نظر هزینه نیز مقرون به صرفه محسوب می‎شود.

۹. آکادمی خان (Khan Academy)

در سال ۲۰۰۴، پیش از این که آکادمی خان تاسیس شود، سلمان خان برای یکی از اعضای خانواده‎اش از راه دور کلاس آموزشی برگزار می‎کرد. این کار خیلی خوب انجام گرفت و وقتی سایر اعضای خانواده به درس‎های خان علاقه نشان دادند این کلاس‎های ویدیویی برای عموم در دسترس قرار گرفت. خیلی زود افراد بیشتری، شامل افراد کاملا غریبه به تماشای توضیحات خان در ویدیوهای کوتاه نشستند. آن را مفید دیدند و برای دیدن ویدیوهای بیشتر درخواست دادند. در نهایت با افزایش محبوبیت درس‎های آنلاین خان، توجه او به تدریس تمام وقت آنلاین جلب شد.

خان وب‎سایتی ایجاد کرد که دارای دوره‎های آنلاین رایگان بود. این سایت به یک سازمان غیرانتفاعی (بدون سود) تبدیل شد. بودجه سایت از کمک‌های مالی تامین می‎شد و به این ترتیب با موفقیت روبه‌رو شد و کاربران زیادی را جذب کرد. در حال حاضر آکادمی خان بیش از 10 میلیون کاربر غیرتکراری در هر ماه دارد. علاوه بر آن، خان و کارکنان ارشدش حقوق خوبی هم دریافت می‌کنند در واقع حقوق آن‌ها با سایر مشاغل تخصصی و غیرانتفاعی برابری می‌کند. به این ترتیب یکی دیگر از شرکت های بزرگ دنیا شکل گرفت.