درک و شناخت یک رهبر خوب مقوله پیچیده‌ای است. دکتر تراویس بردبری (Dr. Travis Bradberry) نویسنده کتاب «هوش هیجانی ۲» (Emotional Intelligence 2.0) و برنده جایزه بهترین نویسندگی در زمینه فروش است. ما در این مقاله از استارتاپت، ویژگی‌های رهبر واقعی را از زبان او شرح می‌دهیم.

رهبر خوب کیست

چه عواملی در رهبری خوب، موثر هستند؟

چه عواملی باعث می‌شوند که شخصی رهبر یک گروه شود؟ این یک سوال ساده است و با این وجود، همچنان مورد بحث تعداد زیادی از بهترین متفکران در زمینه کسب و کار می‌باشد. من و همکارانم چندین کتاب در زمینه رهبری نوشته‌ایم، اما هنوز هم برای بیان تعریفی از رهبری، چند لحظه تامل می‌کنیم. بهتر است ابتدا، بحث را با مواردی که رهبری به حساب نمی‌آیند، آغاز کنیم.

۱. رهبری هیچ ارتباطی با سابقه خدمت یا موقعیت شخص در سلسله مراتب یک شرکت ندارد

صحبت‌های زیادی در مورد واگذاری رهبری یک شرکت به ارشد‌ترین و با سابقه‌ترین مدیران سازمان وجود دارد؛ اما این افراد فقط همین هستند، مدیران ارشد. با رسیدن به موقعیتی خاص و میزان معینی دستمزد، رهبری به طور خودکار اتفاق نمیفتد. امیدوارم شما با رسیدن به این مرحله کاری، موقعیت رهبری را به دست آورید؛ اما هیچ تضمینی وجود ندارد.

۲. رهبر خوب بودن ارتباطی به عناوین شغلی ندارد

رهبر خوب بودن ارتباطی به عناوین شغلی ندارد

این مورد هم مشابه نکته فوق است. این که از نظر شغلی عنوان C (رتبه عالی) دارید، شما را به طور خودکار «رهبر» نمی‌کند. ما همواره بر این واقعیت تاکید می‌کنیم که برای رهبری، نیاز به عنوان شغلی ندارید. شما حتی بدون داشتن سمت‍ شغلی هم می‌توانید در محیط کار، محله یا خانواده خود رهبر باشید.

۳. رهبری هیچ ارتباطی با خصوصیات شخصی ندارد

به واژه «رهبر» فکر کنید. اکثر افراد با شنیدن این کلمه، به یاد شخصی سلطه‌جو که قبول مسئولیت می‌کند و کاریزما دارد، میفتند. مردم اغلب یاد نمونه‌های تاریخی مانند ژنرال پیتون (General Patton) یا رئیس جمهور لینکلن (President Lincoln) می‌افتند. اما رهبری یک صفت شخصیتی به حساب نمی‌آید. برای تمرین رهبری موثر نیازی به برون‌گرا بودن یا شخصیت کاریزماتیک نیست و کسانی‌که کاریزما دارند، به طور خودکار یک رهبر خوب نمی‌شوند.

۴. رهبری مدیریت نیست

یکی از موضوعات مهم، این است که ۲ واژه رهبری و مدیریت، مترادف هم نیستند. آیا شما ۱۵ نفر کارمند دارید و در عین حال مسئولیت سود و زیان خود را بر عهده گرفته‌اید؟ آفرین، امیدوارم مدیر خوبی باشید؛ چون مدیریت خوب، لازمه کار است. مدیران نیاز به برنامه‌ریزی، سنجش، نظارت، هماهنگی، حل کردن، استخدام، تعدیل نیرو، اخراج و موضوعاتی از این قبیل دارند. آن‌ها بیشتر وقت خود را صرف مدیریت امور می‌کنند. اما رهبران، مردم را رهبری می‌کنند.

مجددا چه عواملی در رهبری خوب، موثر هستند؟

بیایید بررسی کنیم که عده‌ای از قابل احترام‌ترین متفکران کسب و کار در زمان ما، چه تعریفی از رهبری دارند و چه اشتباهاتی در تعاریف آن‌ها وجود دارد.

رهبر شخصی است که پیروانی داشته باشد و این تنها تعریف از رهبری است.

پیتر دراکر (Peter Drucker)

واقعا؟ این نمونه از تکرار مکررات به همان اندازه که ساده است، می‌تواند خطرناک باشد. یک کاپیتان جدید ارتش که فرماندهی ۲۰۰ سرباز را به عهده دارد، در نظر بگیرید. او هرگز اتاق خود را ترک نمی‌کند و حتی کلمه‌ای با هیچ زن و مردی در واحد خود، صحبت نمی‌کند. قوانین او از طریق یکی از زیردستان ابلاغ می‌شود و به طور پیش‌فرض، سربازان باید از دستورات «پیروی» کنند. اما آیا این کاپیتان، واقعا یک رهبر است؟ فرمانده بله اما رهبر خیر. با وجودی که پیتر دراکر متفکر برجسته‌ای است اما تعریف ساده‌ای از رهبری دارد.

رهبری ظرفیت تبدیل بینش و چشم‌انداز، به واقعیت است.

وارن بنیس (Warren Bennis)

با شروع هر فصل بهار، شما ایده و نگرش جدیدی نسبت به باغ خود و محصولات آن دارید. اقدامات زیادی انجام می‌دهید، هویج و گوجه فرنگی می‌کارید و صبر می‌کنید تا آن‌ها به ثمر برسند. آیا شما یک رهبر هستید؟ خیر، شما فقط یک باغبان هستید. به نظر می‌رسد که بنیس در تعریف خود از رهبری، «دیگران» را فراموش کرده است.

در قرن آینده، رهبران کسانی هستند که دیگران را توانمند می‌کنند و به آن‌ها آزادی عمل می‌دهند.

بیل گیتس (Bill Gates)

این تعریف شامل «دیگران» است و توانمندسازی، عمل خوب و مناسبی است. اما به چه هدف؟ ما بسیاری از «دیگران» را در زندگی خود دیده‌ایم که توانمند هستند و آزادی عمل دارند. از شورش افراد شرور گرفته تا کارگران گوگل که با سایر بخش‌های شرکت هم‌تراز نبوده و بیکار شدند. در واقع تعریف گیتس، فاقد هداف و بینش است.

رهبری تاثیر است، نه چیزی بیشتر و نه چیزی کمتر.

جان ماکسول (John Maxwell)

ما مینیمالیسم و کمینه‌گرایی را دوست داریم، اما این جمله بیش از حد کوتاه است. یک سارق با اسلحه بر قربانی خود «تاثیر» می‌گذارد. یک مدیر، قادر است تا اعضای تیم خود را اخراج کند، که این امر می‌تواند تاثیر زیادی روی زندگی آن‌ها داشته باشد. اما آیا این تاثیرها باعث می‌شوند که آن سارق یا مدیر، یک رهبر خوب باشد؟ تعریف ماکسول، منبع تاثیر را حذف می‌کند.

تعریف رهبر خوب

تعریف رهبری چیست؟

رهبری در واقع فرآیندی برای تاثیرگذاری اجتماعی است که تلاش‌های دیگران را برای دستیابی به موفقیت بیشتر، به حداکثر می‌رساند. به عناصر اصلی این تعریف توجه کنید:

  • رهبری از نفوذ اجتماعی نشات می‌گیرد، نه اقتدار یا قدرت.
  • رهبری به دیگران احتیاج دارد و این بدان معنی است که آن‌ها نیازی به «گزارشات مستقیم» ندارند.
  • هیچ صحبتی از خصوصیات شخصیتی، ویژگی‌ها و حتی عناوین نشده است. سبک‌های زیاد و مسیرهای زیادی برای رهبری موثر وجود دارد.
  • این تعریف شامل یک موفقیت بزرگ‌تر است، نه این‌ که بدون نتیجه مورد نظر، تاثیر بگذارد.

رهبری، نوعی نگرش در عمل است؛ پس منتظر عنوان نباشید. رهبر خوب بودن، موقعیتی نیست که به شما تقدیم شود، بلکه خودتان باید آن ‌را مطالبه کنید و برای رسیدن به آن تلاش کنید.