اکثر کارآفرینان ذهن پویا و خلاقی دارند و این ذهنیت به آن‌ها کمک می‌کند تا ایده‌های نو و خلاقانه داشته باشند. از طرفی این ایده‌ها باید به سرعت عملی شوند تا در صورت امکان، تغییرات مثبت در آن‌ها ایجاد شود. در واقع خلاقیت و سرعت عمل، ۲ عامل مهم در ذهنیت کارآفرینی محسوب می‌شوند.

دن لوور (Dan Lauer) بنیان‌گذار موسسه کارآفرینی، به اهمیت سرعت و خلاقیت در ذهنیت کارآفرینی معتقد است. ما در این مقاله از استارتاپت، مطالبی را از زبان او در این خصوص، آورده‌ایم.

اهمیت ذهنیت کارآفرینی در موفقیت

زود شکست بخورید و با سرعت، بیاموزید.

این شعاری است که ما طی دهه گذشته، بارها و بارها شنیده‌ایم؛ به خصوص از زمانی که فرهنگ استارتاپ، عمومی شد. اما بخشی از ذهن من، همیشه درگیر این موضوع بوده که چه تعداد از ما، واقعا آن‌ را جدی گرفته‌ایم؟ از آنجا که حرفه من کارآفرینی است، شکست و موفقیت‌های بزرگی را تجربه کردم؛ با اشتباهاتم مواجه شدم و تا آنجا که ممکن بود، سریع‌تر از آن‌ها رشد کردم. من حتی که قرار گرفتن در مسیر مشخص و گیر کردن در یک برنامه یکنواخت حرفه‌ای را تجربه کردم.

چند سال پیش، زمانی که شرکت من به سالگرد ۲۵ سالگی خود نزدیک می‌شد و فرزندانم در حال ورود به کالج بودند، از خود پرسیدم: آیا می‌توانیم آن شعار معروف را وارد حیطه آموزش عالی کنیم تا دانشجویانی با ذهنیت کارآفرینی تربیت نماییم؟ برای این منظور، من به محل تحصیل خود، دانشگاه میسوری-سنت لوئیس (The University of Missouri-St. Louis) رفتم. آنجا گفتگویی صورت گرفت که همه چیز را تغییر داد و به شکل گرفتن موسسه Accelerate  انجامید. در واقع Accelerate، یک ابتکار عمل دانشگاهی است که در آن دانشجویان از معلمانی که سال‌ها تجربه کارآفرینی دارند، آموزش می‌بینند تا سریع‌تر در حرفه خود، پیشرفت کنند.

دوره کسب و کارهای مرسوم و همیشگی، به پایان رسیده است

ذهنیت کارآفرینی و پایان ایده‌های مرسوم

وقتی به آموزش عالی در پوشش رسانه‌ها نگاه می‌کنیم، می‌توانیم یک موضوع مشترک را مشاهده کنیم: از هم پاشیده شده است. بدهی دانشجویی بسیار زیاد است و به نظر می‌رسد مدرک در نوع خودش و برای دانشجویان کم ارزش شده است، به نحوی ‌که شرکت‌ها به دنبال افرادی با تجربه ثابت شده و مهارت‌های کاربردی هستند. در حقیقت، یافته‌های مجمع جهانی اقتصاد نشان می‌دهد که تا سال ۲۰۲۰، حل مسئله، خلاقیت و مذاکره به بیشترین مهارت‌های مورد تقاضا توسط کارفرمایان تبدیل می‌شوند.

به طور خلاصه، آموزش عالی مستعد ساختارشکنی و خرق عادت است.

بنابراین، هنگامی‌که نزد رئیس دانشکده رفتم تا در مورد ایده خود برای UMSL Accelerate بحث كنم، می‌دانستم كه اگر هیچ‌ راه دیگری نباشد، باید عمل‌ محور بود. من می‌خواستم بیشتر از یادآوری و نشخوار نظریه‌ها، روی تسلط و استفاده از مهارت‌های نرم‌افزاری تمرکز کنم. این ‌کار برای سیستم فعلی، سنت‌شکنی محسوب می‌شد، اما زمان مناسب بود و تیم رهبری دانشگاه با آن موافق بودند.

هدف ما تنها ایجاد ذهنیت کارآفرینی نیست. در واقع، ما می‌دانیم که همه شروع به راه‌اندازی یک کسب‌وکار نخواهند کرد. همان طرز فکری که باعث می‌شود یک کارآفرین خوب ایجاد ‌کند، کارمند خوبی نیز می‌سازد. هدف نهایی آن‌ها هرچه باشد، خرد و تجربه واقعی دانشجویان است که با آموختن فکر کردن مانند یک کارآفرین، مهارت‌های لازم برای رسیدن به آن‌ را به دست می‌آورند.

پرورش کارآفرینان چگونه است؟

در اختیار داشتن ذهنیت کارآفرینی به این معنی نیست که شما باید رئیس خود باشید، بلکه به معنای استفاده از خلاقیت، تجربه و هوش هیجانی خود برای حل مشکلات، یادگیری سریع و پیشگام بودن در ایده‌های جدید است.

۱. ژرف‌نگر باشید

ذهنیت کارآفرینی با ژرف‌نگری

کارآفرینان در «جهش» ابتکار عمل، فوق‌العاده هستند: شناسایی یک مشکل و تلاش برای حل آن. به هرحال آن‌ها ارزش کاهش ریسک را نیز درک می‌کنند، زیرا اکثر آن‌ها کمبود وقت و هزینه دارند. بدین صورت، خواه قصد داشته باشید که کار خود را ترک کنید یا مصاحبه‌ای را برای موقعیتی انجام دهید که کمی دور از دسترس به نظر می‌رسد، باید با طرح‌ریزی و نقشه‌برداری از دیدگاه خود در برابر مجموعه‌ای از معیارهای قابل دستیابی، ریسک خود را کاهش دهید.

بنابراین از خود بپرسید: آیا می‌توانم هر هفته ۱۰ ساعت، خودم را استخدام کنم تا کار بزرگ بعدی خود را دنبال کنم؟ آیا می‌توانم ماهانه ۱۰۰ دلار برای توسعه مهارت‌های جدید، انجام تحقیق و اهداف خود اختصاص دهم؟ پای‌بندی به این فرآیند، نظم و انضباط، پاسخگویی و مهارت و منابع کافی را در اختیار شما قرار می‌دهد تا مزیت قابل ملاحظه‌ای را به شما ببخشد. همچنین به شما کمک می‌کند تا با سکون و بی‌تحرکی قدرتمندی که شما را در مسیر حداقل مقاومت قرار می‌دهد، مقابله کنید.

برای برخی افراد، این امر بدان معنی است که کار خود را شروع کنند یا جایگاه خود را بسازند، اما برای سایرین به معنی تعویض شرکت و در مجموع دستیابی به ارتقاء یا دنبال کردن شغل جدید است، حتی اگر کاملا به انجام این ‌کار اطمینان نداشته باشند. اگر در نظر دارید یک جهش اعتقادی داشته باشید، این سه نکته را در نظر بگیرید:

۲. ابتدا بیاموزید که بخزید، سپس راه بروید

من درک می‌کنم که آرزوی با سرعت دویدن به سمت هدف بسیار خوب است، اما بررسی دقیق یک واقعیت برای شما بسیار حیاتی می‌باشد. اگر چیز دیگری برای هماهنگ کردن نداشته باشید، نیازی نیست کار خود را ترک کنید، بنابراین ابتدا خزیدن را یاد بگیرید، سپس شروع به راه رفتن کنید.

من همیشه دانشجویانم را تشویق می‌كنم كه هرچه در توان دارند، راجع به ذهنیت کارآفرینی بیاموزند و سپس به كار خود ادامه دهند و از آن لذت ببرند. از دنیای واقعی تجربه کسب کنید، با افراد سخت‌گیر برخورد کنید، غرایز حرفه‌ای را توسعه داده و شبکه خود را بسازید. اهمیت تعامل با جامعه حرفه‌ای برای شما بسیار زیاد است. این یکی از قدرتمندترین دارایی‌های شما برای دیدن خط پایان در رسیدن به هدف بزرگ، پرمخاطره و جسورانه است تا بیشتر به ثمر بنشیند.

۳. هنگامی ‌که آماده هستید اجرا کنید

ذهنیت کارآفرینی و اجرای آن

هنگامی ‌که زمان مناسب است، شما یک شبکه مستحکم ایجاد کرده‌اید، مهارت‌های مهمی را توسعه داده‌اید، تحقیقات صحیح و غیره را انجام داده‌اید، در نهایت می‌توانید به سمت هدفی که مورد توجه شما است، حرکت کنید.

این همان فرمولی است که من توانستم با موفقیت، UMSL Accelerate را راه‌اندازی کنم. هنگامی ‌که من تصمیم گرفتم این یک ایده خوب است، با جستجو و کشف امکانات با کمک رئیس دانشگاه، به سمت آن خزیدم. سپس با استخدام خودم به عنوان مشاور نیمه وقت در دانشگاه، شروع به راه رفتن کردم. هنگامی ابتکار عمل به اندازه کافی برای من جذابیت داشت که در این زمینه به صورت تمام وقت کار کنم، به سمت تحقق بخشیدن به آن تلاش کردم و شروع به استخدام سایر اعضای دانشکده برای تکمیل کارکنان خود کردم.

کارآفرین بودن دیگر یک حرفه نیست، راهی برای بودن است. من گذار شغلی خودم را از کارآفرین به مربی شروع کردم تا بتوانم دانشجویان دارای ذهنیت کارآفرینی را وادار کنم که سریع‌تر حرکت کنند. شما نیز می‌توانید با استفاده از درس‌های کارآفرینی امروز تلاش برای شغل آینده خود را شروع کنید.