آیا تا به حال به رهبری موثر فکر کرده‌اید؟ آیا از ویژگی‌های رهبر خوب آگاهی دارید؟ ما در این مقاله از استارتاپت، قصد داریم شما را با ۴ درس رهبری جورج مارشال (George Marshall) ژنرال اصلی جنگ جهانی دوم، آشنا کنیم تا شما هم از خصوصیات رهبران قدرتمند، مطلع شوید.

رهبری در میدان جنگ و رهبری گروه در هیات مدیره، بیشتر از این ‌که با هم متفاوت باشند؛ به هم شبیه هستند. در هر ۲ حالت، به رهبرانی نیاز است تا برای دستیابی به اهداف تعیین شده، دقت و هوشیاری به خرج دهند.

اهمیت یادگیری درس رهبری

رهبران باید هنگام مواجهه با ناملایمات، خوش‌بین باشند. زمانی که فرمانده نیروی ویژه عملیات ضربت در افغانستان بودم، به همان اندازه که تیم‌های تحت سرپرستی‌ام به من متکی بودند، من هم به آن‌ها وابسته بودم. وفاداری به تیم و ماموریت جنگی، همه ما را در یک جهت، پیش می‌برد. اگرچه بعضی روزها، شرایط سخت‌تر از روزهای دیگر بود؛ اما تعهد و هدف مشترک ما، همیشه مانع از تفرقه‌افکنی می‌شد.

اکثر رهبران، الگوهای رفتاری عالی خود را از تصمیم‌گیرندگانی که پیش از آن‌ها سر کا بوده‌اند، یاد گرفتند. ژنرال اصلی جنگ جهانی دوم، جورج مارشال (George Marshall)، الهام‌بخش بسیاری از رهبران بزرگ‌ ارتش آمریكا در طول تاریخ بوده است. اصرار مارشال به سرسختی، مقاومت و دوراندیشی، او را به یکی از موثرترین رهبران جهان، تبدیل کرده است.

در این قسمت، ۴ درس رهبری ژنرال جورج مارشال را بررسی می‌کنیم تا راهنمای ما در داخل و خارج از ارتش باشد.

۱. خوش‌بین باشید

اولین درس رهبری خوش‌بینی است. البته این ویژگی ناشی از شرایط نیست؛ بلکه افراد با توجه به شرایط، باید خوش‌بینی را انتخاب کنند.

خوش‌بینی اولین درس رهبری

وقتی شرایط دشوار است، شما فرماندهی افسرده می‌شوید و به نظر می‌رسد که همه منتقد و بدبین هستند؛ اما در این شرایط، باید شاد و خوش‌بین باشید؛ به خصوص شما.

ژنرال جورج مارشال

دفعه بعد که تیم شما در شرایط سختی قرار گرفت، در مقابل مشکلات گیج‌گننده، خوش‌بینی زیادی نشان دهید و تاثیر آن ‌را ارزیابی کنید. شرط می‌بندم که شما از تاثیر فوق‌العاده‌ رهبری خوش‌بینانه و سرایت خوش‌بینی به اعضا تیم، تعجب خواهید کرد.

دولان (JD Dolan) مدیرعامل شرکت مشاوره رشد و نوآوری LDR در این باره می‌گوید:

در شرایط سخت، من اغلب به خود یادآور می‌شوم که ۹۹ درصد خوش‌بینی مثل امیدواری، انتخابی است. مدیرعاملی شرکت LDR در سال ۲۰۱۱، به خودی خود یک خطر بزرگ با چالش‌ها و فرصت‌های زیاد بود. ما وارد یک بازار اشباع و پیچیده شدیم و ریسک‌های بالا را پذیرفتیم تا از رقبای موفق و معتبر، متمایز شویم. شکی نیست که ما روزها و هفته‌هایی را گذراندیم که فکر می‌کردیم آیا شرکت می‌تواند پیشرفت کند یا خیر؟ اما ما همچنان مثبت و متحد ماندیم و به فرصت‌ها حمله کردیم.

دولان

حتی وقتی به طور طبیعی انرژی مثبت نمی‌گیرید، وانمود کنید که این طور است. احساسات خود را بشناسید، با خستگی شخصی یا استرس مبارزه کنید و عمدا خود را مشتاق و با انرژی نشان دهید. ممکن است این احساس، مصنوعی به نظر برسد، اما می‌تواند باعث شگفتی‌هایی برای روحیه تیمی و شخصی شود.

۲. انتقاد ساختگی نکنید

انتقاد دومین درس رهبری

رهبر بزرگ و توانا، نمایانگر فروتنی، مسئولیت‌پذیری و وفاداری است. او باید دائما با چالش‌های موجود درگیر شود و به صورت یکسان بازخورد صادقانه و انتقادی را به زیردستان و مافوق خود، ارائه دهد.

ما ۵ شریک با سهم مساوی هستیم که تیم رهبری شرکت را تشکیل می‌دهیم. وجود حتی ۲ رهبر با محدوده اختیارات مساوی در راس یک سازمان، غالبا پویایی چالش برانگیز را نشان می‌دهد. اما با داشتن ۵ مدیر با سهام مساوی، ما در بسیاری موضوعات استراتژیک از جمله استخدام، سرمایه‌گذاری و عملیات، تفاوت داریم. ما باور داریم که در کنار هم، قدرتمندتر هستیم، در صورتی‌ که اعتماد، مسئولیت‌پذیری و از همه مهم‌تر خلوص و صفا را حفظ کنیم. به این ترتیب، ما بحث درباره عقاید متفاوت خود را، پشت درهای بسته انجام می‌دهیم و سپس با «یک صدا» به تیم می‌پیوندیم.

دولان


رهبران خوب در هنگام بروز مناسبت‌ها از گفتگوهای دشوار، پا پس نمی‌کشند و از قدرت خود برای تحقیر دیگران استفاده نمی‌کنند. درست است که افراد باید بدانند که چه موقع عملکرد ضعیفی دارند اما آن‌ها تشویق مثبت را بیشتر ارج می‌نهند. این کار به عهده رهبران آن‌ها است که شرایط تشویق ‌را فراهم کنند و این، دومین درس رهبری است.

۳. هرگز تسلیم شکست نشوید

سلیم نشدن سومین درس رهبری

اکثر بازرگانان موفق، شکست را تجربه کرده‌اند و غالبا می‌توانند شکست‌هایی را که باعث دستیابی به موفقیت شده اند، بازگو کنند. وارن بافت (Warren Buffett)، بیل گیتس (Bill Gates) و استیو جابز (Steve Jobs)، کارآفرینان موفقی هستند که دچار لغزش شده‌اند. اگر این رهبران، تسلیم هر شکستی می‌شدند، هرگز به موفقیت باورنکردنی خود دست نمی‌یافتند.

در حالی ‌که بخش مشورتی تجارت شرکت ما نسبتا پایدار مانده است، تمرکز خدمات ما به مرور زمان در جهت اکتشاف و اجرا، قرار گرفته است. اوایل، ما با موفقیت از شناسایی یک بخش تجاری با حاشیه بالا در یک شرکت حمل‌ و نقل، سرمایه‌گذاری کردیم.

مانند هر سرمایه‌گذاری جدید، آزمون و خطای زیادی وجود داشت، به ویژه هنگامی‌ که صحبت از متعادل کردن اهداف یک تجارت مشورتی و سرمایه‌گذاری می‌شد. از این طریق، ما یاد گرفتیم که می‌خواهیم چه باشیم و چه نباشیم. این پروژه به ما یک هویت بخشید، هویتی که با وجود استرس نمی‌توانستیم به آن دست پیدا کنیم.

دولان


سومین درس رهبری زندگی ژنرال مارشال، به ما نشان می‌دهد که اگر در زمان تلاش، تسلیم شکست شویم؛ هرگز از پاداش‌ پیشرفت‌های بزرگ لذت نخواهیم برد. تنها سرسختی از طریق کارآزمایی باعث ایجاد مشاغل و پیشرفت‌های بزرگ می‌شود که همه ما، آن‌ را تحسین می‌کنیم.

۴. «با چرا رهبری کنید» تا دیگران را توانمند سازید

چهارمین درس رهبری

بهترین رهبران می‌دانند که موفقیت آن‌ها در گرو نگرشی است که به تیم‌هایی که هدایت می‌کنند، می‌دهند. ما باید به جای تلاش برای انجام همه امور توسط خودمان یا شاید بدتر از آن، مدیریت ذره‌بینی همه چیز، صفحه‌ای از کتاب ژنرال مارشال را سرلوحه خود قرار دهیم. توانمندسازی ممکن است اصطلاح رایج این دهه باشد، اما این پاداش، از طریق عملکردهای ناموفق و نتایج دشوار به دست آمده است.

«با چرا رهبری کنید» آخرین مورد درس رهبری است. در ارتش، این نوع ارتباطات اغلب تحت عنوان «هدف رهبر» یا «قصد فرمانده» مطرح می‌شوند. این امر کمک می‌کند تا هدف مورد نظر را بدون ارائه جهت‌گیری‌های خاص، برای چگونگی رسیدن به آنجا بیان کنید. اگر شما با توضیح «چرا» به جای «چه» رهبری کنید و تقریبا هرگز از «چگونه» استفاده نکنید، تیم شما مسئولیت این چالش را به دست می‌گیرد و متعهد به یافتن نتیجه خلاقانه می‌ماند.

اکثر رهبران هرگز فرصت رهبری در نبرد یا کشورهای در حال جنگ را نخواهند داشت، اما این بدان معنی نیست که ما نمی‌توانیم درس‌های زیادی را از کسانی‌که این فرصت را داشته‌اند؛ بیاموزیم. با پیروی از درس رهبری و الگوی ژنرال مارشال، می‌توانیم عملکرد بهتری برای خود و تیم خود داشته باشیم.