به جرات می‌توان گفت که داستان واتساپ برای افراد تازه کار و تازه وارد به دنیای کارآفرینی، می‌تواند پر از انگیزه و هیجان‌انگیز باشد. شکست و طرد شدن نباید به هیچ عنوان مانع موفقیت شما شوند و در عوض، مراحلی برای یادگیری و کسب تجربه هستند. بیایید در مورد تاریخ و داستان موفقیت اپلیکیشنی که در سال ۲۰۱۸ به عنوان دومین سایت محبوب شبکه‌های اجتماعی انتخاب شد، صحبت کنیم.

داستان واتساپ و بریان اکتون

بنیان‌گذاران داستان واتساپ

داستان واتساپ به سال ۲۰۰۹ برمی‌گردد. واتساپ در ۲۴ فوریه ۲۰۰۹ با عنوان شرکت WhatsApp در کالیفرنیا توسط جان کوم (Jan Koum) تاسیس شد. اما اجازه دهید قبل از پرداختن به داستان واتس آپ، کمی بیشتر در مورد سرگذشت پرفراز و نشیب این بنیان‌گذار جوان بدانیم.

جان کوم در ۲۴ فوریه سال ۱۹۷۶ متولد شد. جان در یک منطقه روستایی اطراف کیف اوکراین به دنیا آمد. این کارآفرین جوان در دوران اتحاد جماهیر شوروی زندگی می‌کرد، خانواده او یهودی بودند و زندگی در یک منطقه روستایی، قطعا کار آسانی نبود. او در خانه‌ای زندگی می‌کرد که برق نداشت و در کشور او، اکثر اوقات درجه حرارت زیر صفر درجه بود. آن‌ها حتی آب گرم هم نداشتند. والدین او از تلفن استفاده نمی‌کردند، زیرا تلفن‌ها اغلب توسط دولت مورد شنود قرار می‌گرفتند.

جان کوم «یک بچه کوچک سرکش» در یک روستا با شرایط سخت در خارج از کیف بود. او می‌گوید: «مدرسه ما آن‌قدر کهنه بود که حتی یک سرویس بهداشتی داخل آن نداشت.» «زمستان اوکراین را تصور کنید، منفی ۲۰ درجه سانتی گراد، جایی که بچه‌های کوچک برای استفاده از سرویس بهداشتی باید مسافت زیادی را از میان پارکینگ طی کنند تا از سرویس بهداشتی استفاده کنند. در آن زمان، جامعه بسیار بسته بود: شما می‌توانید تاریخ دهه ۱۹۸۰ را بخوانید، اما زندگی در آنجا تجربه دیگری بود.»

با بدتر شدن اوضاع، در تلاش برای پایان دادن به همه این مشکلات، آن‌ها تصمیم گرفتند به آمریکا نقل مکان كنند و جان کوم ۱۶ ساله به همراه مادر و مادربزرگش به امید یافتن آینده بهتر در سال ۱۹۹۲ به مانتین ویو (Mountain View) كالیفرنیا نقل مکان كردند. در شهر مانتین ویو، هنگام رسیدن آن‌ها چیزی انتظارشان را نمی‌کشید، اما کمک هزینه دولت به آن‌ها کمک کرد تا کوپن غذا و یک آپارتمان را دریافت کنند. جان به عنوان نظافت‌چی در یک سوپرمارکت و مادرش به عنوان پرستار بچه کار می‌کرد. پدرش به امید این که به زودی به خانواده‌اش بپیوندد، در اوکراین ماند.

در ۱۸ سالگی، جان می‌دانست که می‌خواهد برنامه‌نویسی را بیاموزد. ارزان‌ترین راه برای یادگیری، خرید برخی کتاب‌ها و مطالعه آن‌ها به تنهایی بود. به دلیل کمبود پول برای خرید کتاب‌ها، جان کوم آن‌ها را از یک فروشگاه کتاب‌های دست دوم تهیه می‌کرد و پس از پایان کار، آن‌ها را برمی‌گرداند. دو سال بعد، او اطلاعات کاملی در مورد شبکه‌سازی رایانه‌ای داشت و همه چیز آماده بود تا کار خود را شروع کند. این در شرایطی است که وی علاقه ناگهانی به برنامه‌نویسی پیدا کرد و در دانشگاه ایالتی سن خوزه ثبت‌نام کرد. در کنار آن، وی همچنین به عنوان آزمایش‌کننده امنیت در شرکت ارنست اند یانگ (Ernst & Young) شروع به کار کرد. پس از حدود ۶ ماه کار سخت، جان بزرگ‌ترین فرصت زندگی خود را هنگامی‌که برای کار در یاهو به عنوان مهندس زیرساخت انتخاب شد، به دست آورد. البته در آن زمان، او هنوز در دانشگاه ایالتی سن خوزه تحصیل می‌کرد. در مصاحبه کاری در یاهو، با دوستی مهربان به نام بریان اکتون (Brian Acton) ملاقات کرد و همین، زمینه آشنایی این دو را فراهم کرد.

بریان اکتون کیست؟

اکتون  در سال ۱۹۷۲ در میشیگان آمریکا متولد شد. او از دانشگاه استنفورد به عنوان دانشجوی علوم کامپیوتر فارغ‌التحصیل شد و کار خود را در سال ۱۹۹۲ شروع کرد. او سابقه کار در شرکت‌های بزرگی همچون اپل، یاهو و ادوبی را دارد.

مادر اکتون، یک شرکت حمل‌و‌نقل کالا را اداره می‌کرد و الهام‌بخش بریان در ایجاد یک کسب‌وکار برای خودش بود. اکتون کارمند شماره ۴۴ در یاهو بود و در حوزه تبلیغات نمایشی، خرید و مسافرت و سپس تبلیغات در مورد کلمات کلیدی، کار می‌کرد. در سال ۱۹۹۷ با جان کوم به خاطر شغل امنیت سیستم‌ها مصاحبه كرد. پس از این که اکتون و جان کوم در سال ۲۰۰۷، یاهو را ترک کردند، اکتون اولین سرمایه‌گذار واتساپ شد.

بریان اکتون، اکنون ثروت خالصی به ارزش ۵.۱ میلیارد دلار دارد. وی طبق گزارش فوربس (Forbes) در میان ۴۰۰ شخص ثروتمند، رتبه ۱۳۸ را دارد و در بین افراد میلیارد جهان، رتبه ۳۳۸ را به خود اختصاص داده است. همچنین وی رتبه ۱۲۰ را در بین افراد ثروتمند ایالات متحده آمریکا دارد.

و اما ادامه داستان واتساپ ….

در آن زمان، یاهو تازه شروع به رشد کرده و دقیقا مانند سایر استارتاپ‌ها بود و از آنجا که جان عاشق کارهایی بود که انجام می‌داد، برنامه‌نویسی را کنار گذاشت و دانشگاه سن خوزه را ترک کرد و به کار خود در یاهو ادامه داد.

پدر وی در سال ۱۹۹۷ در اوکراین درگذشت، مادرش نیز مدت طولانی نتوانست با سرطان دست‌وپنجه نرم کند و در سال ۲۰۰۰ از دنیا رفت. وی به طور ناگهانی تنها شد و در این زمان دوستش در ارنست اند یانگ و یاهو یعنی بریان اکتون با دعوت گاه‌وبی‌گاه جان به خانه خود، برای بازی فوتبال، التیمیت فریزبی (ultimate Frisbee) (یک نوع بازی با بشقاب پرنده) و به او کمک کرد که با احساس تنهایی خود مبارزه کرده و دوباره سرپا شود.

آن‌ها با هم بیش از نه سال در یاهو کار کردند! با کار کردن در این شرکت، دانش و تجربه زیادی به دست آوردند. آن‌ها دیدند که یاهو، فراز و نشیب‌های مختلفی را پشت سر گذاشت تا بتواند موفق شود. اگرچه جان از تبلیغات متنفر بود، اما همچنان در برخی از مهم‌ترین پروژه‌های یاهو مانند پلتفرم تبلیغاتی آن‌ها، پروژه پاناما در سال ۲۰۰۶، کار می‌کرد. او دوست دارد آن مرحله را «افسردگی» بنامد، در واقع می‌توان گفت که تبلیغات روی اعصاب او بودند!

ادامه داستان واتساپ

به هر حال، پس از گذشت ۹ سال، این ۲ دوست دیگر از کار کردن در یاهو خواشحال نبودند. کار برای ایجاد «تبلیغات بهتر»، مسیری که یاهو می‌خواست به سمت آن برود، چیزی نبود که جان و اکتون، علاقه‌ای به آن داشته باشند. در سپتامبر ۲۰۰۷، شغل خود را ترک کردند و این زمانی است که داستان واتساپ آغاز شد!

آن‌ها مطمئن نبودند که در آینده، چه کاری انجام خواهند داد. جان برای سال‌های آینده به ۴۰۰.۰۰۰ دلار پس‌انداز خود که از کار در شرکت یاهو به دست آورده بود، تکیه کرد. آن‌ها یک سال را در سفر به آمریکای جنوبی گذراندند تا به ذهن خود استراحت دهند. با این حال، هیچ ایده‌ای به ذهنشان خطور نکرد! اندکی پس از آن، هر دو متقاضی مشاغلی در فیس‌بوک شدند. مشاغلی که در صورت پذیرفته شدن در آن‌ها، احتمالا نمی‌توانستند کار روی داستان واتساپ را شروع کنند، اما رد شدند! برایان توسط شرکت توییتر نیز پذیرفته نشد.

مدتی بعد، در ژانویه سال ۲۰۰۹، جان یک گوشی آیفون خرید و فهمید که فروشگاه اپ استور (App Store) که تنها ۷ ماه از راه‌‌اندازی آن می‌گذشت، در حال راه‌اندازی طیف گسترده‌ای از اپلیکیشن‌های جدید بود و قصد داشت صنعت کاملا جدیدی به راه افتاده بیندازد. این امر، ایده‌ای درخشان را در ذهن او شکل داد. او شروع به فکر کردن در مورد ساخت یک اپلیکیشن کرد. کاملا حس می‌شد که وی برای دموکراتیک کردن ارتباطات مبتنی بر تلفن کار می‌کند. ایده اصلی در ساخت واتس ‌آپ، داشتن استاتوس‌هایی در کنار نام‌های افراد بود. جان کوم این اپلیکیشن را «WhatsApp» نام‌گذاری كرد تا مانند «whats up» که به معنی «چه خبر؟» است، به نظر برسد.

جان و بریان همچنان در تماس بودند و اغلب با هم التیمیت فریزبی بازی می‌کردند. در روز تولد جان کوم ، ۲۴ فوریه ۲۰۰۹ بود که او با شور و هیجان به میدان فریزبی دوید و به اکتون گفت که او یک شرکت ثبت کرده تا یک اپلیکیشن «status» تلفن را به نام واتساپ بسازد.

او به سرعت نزد دوستش الکس فیشمن (Alex Fishman) در غرب سن خوزه رفت تا ایده خود را توضیح دهد: نشان دادن به‌روزرسانی‌های استاتوس در كنار شماره تلفن افراد در فهرست مخاطبین! آن‌ها در حالی که چای خود را می‌نوشیدند، ساعت‌ها در مورد این ایده بحث کردند. سرانجام نتیجه‌گیری این بود که کل این ایده بدون یک توسعه‌دهنده آیفون امکان‌پذیر نیست. بدین ترتیب، الکس، جان را به یک توسعه‌دهنده روسی به نام ایگور سولومنیکوف (Igor Solomennikov) که او را در سایت فریلنسینگ RentACoder.com پیدا کرده بود، معرفی کرد.

اگرچه این ایده در مراحل بسیار ابتدایی قرار داشت، اما از ابتدای شروع داستان واتساپ آن‌ها ۳ قانون شفاف داشتند: سرویس آن‌ها قطعا تبلیغات انجام نمی‌دهد (تجربه‌ای که ناشی از تربیت آموزشی جان در شوروی بود)، تجربه رضایت‌بخشی داشته باشند و آخر این که به حریم خصوصی مشتریان خود توجه داشته باشند. همچنین محصول آن‌ها، هیچ پیامی را ذخیره نمی‌کند و همین تمرکز روی ارائه تجربه کاربری، قابلیت اعتماد را بدون هیچ حیله و کلکی حفظ می‌کند.

یک ماه بعد، جان کوم با استفاده از دمو کردن برنامه، متوجه اشکالات برنامه شد و آن‌ها را برطرف کرد. نسخه اول، در ماه می ۲۰۰۹، موفقیتی نداشت. جان کوم از آنجایی که نسخه اول واتس آپ، اغلب شکست می‌خورد یا در نقطه خاصی گیر میفتاد، می‌خواست از آن دست بکشد و تسلیم شود و حتی در جستجوی شغل جدیدی بود. با این حال، بریان اکتون او را متقاعد کرد كه چند ماه دیگر صبر كند. هیچ‌ کس، حتی دوستان جان هم از این برنامه استفاده نمی‌کردند تا این که در ژوئن سال ۲۰۰۹، اپل push notification را در iOS 3.0 معرفی کرد که به برنامه نویسان اجازه می‌داد هنگام استفاده از یک برنامه، کاربران خود را پینگ کنند (مطلع کنند). همین امر باعث شد تا جان کوم دوباره به داستان واتساپ به عنوان داستان یک برنامه پیام‌رسان کامل فکر کند كه می‌توانست از پوشه مخاطبین تلفن به عنوان «یک شبكه اجتماعی پیش ‌ساخته» و از شماره تلفن به جای ثبت‌نام استفاده كند.

داستان واتساپ در تابستان گذشته

او تابستان گذشته ۳ حساب کاربری اسکایپ ایجاد کرده بود، زیرا نمی‌توانست کلمه عبور و نام کاربری خود را به خاطر آورد و مصمم بود اپلیکیشنی بسازد که «فقط کار کند» و نیازی به حساب کاربری نداشته باشد. حال وقتی یک دوست وضعیت خود را تغییر می‌داد، همه دوستان دیگر مطلع می‌شدند. جان واتس‌ آپ را به همین صورت به روز کرد و هر بار که کسی وضعیت خود را تغییر می‌داد، همه افراد موجود در شبکه کاربری را پینگ می‌کرد و به طور ناگهانی این روند رو به رشد مورد استقبال قرار گرفت. دوستان روسی الکس، شروع به استفاده از آن کردند تا با استفاده از وضعیت‌های سفارشی خنده‌دار مانند «من دیر بیدار شدم» یا «من در راه هستم» وضعیت خود را به اطلاع دوستانشان برسانند. هرچند در ابتدا، آن‌ها این کار را کردند تا با اطرافیان شوخی کنند، اما جان کوم فهميد كه او یک برنامه پيام‌رساني آنی ايجاد كرده است. به زودی نسخه دوم با نام واتساپ ۲ هم منتشر شد. ویژگی پیام‌رسانی واتس‌ آپ در بین مخاطبین بسیار محبوب شد. واتس‌ آپ هنگامی‌که مولفه پیام‌رسانی در آن گنجانده شد، شاهد افزایش چشم‌گیر تعداد کاربر فعال تا ۲۵۰.۰۰۰ نفر بود. این نقطه عطفی در تاریخ موفقیت داستان واتساپ است.

در آن زمان، جان به کمک نیاز داشت و اکتون هنوز بی‌کار بود و در تلاش بود تا استارت‌آپ دیگری را برای خود تاسیس کند. جان کوم به نوعی او را متقاعد کرد و به او پیشنهاد داد كه کمک بنیان‌گذار وی باشد و برایان پذیرفت که به واتساپ بپیوندد. وی سرمایه اولیه را به میزان ۲۵۰.۰۰۰ دلار، به کمک چند تن از دوستانش در یاهو، وارد این کسب‌وکار کرد.  اکتون به عنوان کمک بنیان‌گذار شناخته شد و سهم خود را در این شرکت به دست آورد.

اکتون عنوان می‌کند که: «اپلیکیشن ما وقتی رایگان بود، بسیار سریع رشد کرد. روزانه ۱۰.۰۰۰ بار دانلود داشت.» «اما هنگامی ‌که دانلود را پولی کردیم، تعداد دانلود ما به ۱۰۰۰ عدد در روز کاهش یافت.» در پایان سال، پس از افزودن پیام‌های تصویری، آن‌ها با درخواست هزینه دانلود برای یک بار که بعدا به پرداخت سالانه تغییر یافت، جایگاه خود را پیدا کردند.

واتس ‌آپ پس از ماه‌ها کار به عنوان نسخه بتا، سرانجام در نوامبر ۲۰۰۹ در اپ استور راه‌اندازی شد. نسخه بلک بری این برنامه، دو ماه بعد وارد بازار شد.

داستان واتساپ از سرویس رایگان به سرویس در دسترس پولی تغییر یافت. این استراتژی توسط واتس ‌آپ برای جلوگیری از رشد خیلی سریع انجام شد. در دسامبر سال ۲۰۰۹، ویژگی جدید ارسال عکس به واتس ‌آپ در آیفون اضافه شد. این اقدام برای واتس ‌آپ، موفقیت‌آمیز بود و یکی از ۲۰ برنامه برتر اپ استور در اوایل سال ۲۰۱۱ شد.

در آوریل ۲۰۱۱، واتس‌ آپ در شرکت سکویا کپیتال (Sequoia Capital)، شریک و سرمایه‌گذار پیدا کرد. سکویا کپیتال در ازای ۱۵درصد سهام شرکت، ۸ میلیون دلار سرمایه‌گذاری کرده است. داستان واتساپ در این دوره به رشد خود ادامه داد. این شرکت تا پایان فوریه ۲۰۱۳ ،۲۰۰ میلیون کاربر فعال و ۵۰ نفر کارمند به دست آورده بود. سکویا کپیتال  ۵۰ میلیون دلار دیگر سرمایه‌گذاری اضافی انجام داد و واتس ‌آپ تا سال ۲۰۱۳، ۱.۵ میلیارد دلار ارزش‌گذاری شد.

مشکلات داستان واتساپ

مشکلات داستان واتساپ

واتس ‌آپ بیشترین انتقاد را به دلیل شارژ هزینه اشتراک ۱ دلاری برای کاربران خود دریافت کرده است. جان کوم در سال ۲۰۱۶ اعلام كرد كه دیگر هزینه اشتراک گرفته نخواهد شد.

انتقاد اصلی دیگری که به واتس ‌‌آپ وارد بود، میزان انتشار اخبار جعلی در این پلتفرم بود. واتس ‌آپ اعلام کرد که شروع به سخت‌گیری و برخورد شدید با اخبار جعلی در پلتفرم خود خواهد کرد.

واتس ‌آپ در ادامه به افزودن ویژگی‌های جدید در طی یک دوره زمانی مانند مولفه پیام‌رسانی، ارسال تصویر، اشتراک‌گذاری فیلم، ارسال پیام صوتی و برقراری مکالمه صوتی ادامه داد. این ویژگی‌ها در محبوبیت عظیم واتس ‌آپ سهیم هستند.

پیشنهاد خرید از طرف فیس ‌بوک

مارک زاکربرگ برای اولین بار در سال ۲۰۱۲ با جان تماس گرفته بود. آن‌ها یک سری جلسات برگزار کردند. یک ماه بعد، مارک رسما پیشنهاد داد و از جان خواست تا به هیئت مدیره فیس‌ بوک بپیوندد.

سرانجام، در ۱۹ فوریه ۲۰۱۴، فیس ‌بوک اعلام کرد که مالکیت واتس ‌آپ را با قیمت ۱۹ میلیارد دلار در دست دارد که این بزرگ‌ترین خرید یک شرکت تا آن زمان بود. فیس‌بوک به آن‌ها ۴ میلیارد دلار پول نقد، ۱۲ میلیارد دلار سهام فیس ‌بوک و ۳ میلیارد دلار اضافی نیز در واحدهای دارای سهام محدود پرداخت کرد، با این شرایط که واتس ‌آپ مستقل بماند و جان و بریان، آن را مدیریت کنند.

جان در سال ۲۰۱۴، با ارزش تقریبی بیش از ۷.۵ میلیارد دلار، توانست رتبه ۶۲ را در میان افراد ثروتمند آمریکا به خود اختصاص دهد. روی میز جان کوم كه در دفتر کار او قرار دارد، یک نوشته دستی وجود دارد که توسط بنیان‌گذار و سرمایه‌گذار اولیه وی، بریان اکتون  به امضا رسیده است: «بدون تبلیغ! بدون بازی! بدون کلک!»

راز موفقیت داستان واتساپ چه بود؟

بنیان‌گذاران واتساپ از همان آغاز، از انجام تبلیغات خودداری کردند که طبق اولین توئیت جان کوم، در تاریخ ۲۸ آگوست ۲۰۱۱، «هیچ چیز شخصی‌تر از برقراری ارتباط با دوستان و خانواده وجود ندارد و قطع این ارتباط با تبلیغات راه‌حل مناسبی نیست.» علاوه بر این، من در دنیایی بدون تبلیغات بزرگ شده‌ام. در اتحاد جماهیر شوروی کمونیست هیچ ‌یک از این‌ها وجود نداشت.

کسب درآمد چگونه امکان‌پذیر بود؟

داستان واتساپ بدون هیچ گونه تبلیغاتی روی این اپلیکیشن، میلیون‌ها دلار درآمد کسب می‌کند. آن‌ها از دو طریق درآمد کسب می‌کنند:

۱. آن‌ها هنگام نصب برای اولین بار، از کاربران آیفون هزینه می‌گیرند.

۲. از کاربران اندروید، سالی یک بار هزینه می‌گیرند.

این پول مستقیما به جیب آن‌ها می‌رود.

موسسین در حین کار با یاهو، ترفندهای کسب‌وکار را آموخته بودند و از این واقعیت نیز آگاه بودند که بیشتر کاربران دوست ندارند تبلیغات در حین استفاده از یک برنامه در حال چشمک زدن باشد.

واتس ‌آپ به تازگی چند نوآوری جدید از قبیل تماس صوتی، واتس ‌آپ وب و غیره را معرفی کرده است. واتس ‌آپ در حال حاضر در ۱۸۰ کشور جهان فعال است که حدود ۱.۵ میلیارد کاربر فعال در این پلتفرم تخمین زده می‌شوند.

بریان اکتون  در سال ۲۰۱۷، این شرکت را برای شروع یک سرمایه‌گذاری غیرانتفاعی ترک کرد و جان کوم نیز اظهار داشت که در سال ۲۰۱۸، این شرکت را ترک می‌کند. در حال حاضر، کریس دنیلز (Chris Daniels) مدیرعامل این شرکت است.