می‌خواهیم داستان فیسبوک و ماجراهای آن را از شروع اولین کدنویسی‌های زاکربرگ (Zuckerberg) تا زمان تحصیلش در هاروارد و رفتن به کنگره آمریکا را باهم بخوانیم. اگر شما هم به داستان فیسبوک و ماجراهای آن علاقه دارید، با ما در این مطلب از استارتاپت همراه باشید.

در ۴ فوریه ۲۰۱۹، فیسبوک تولد ۱۴ سالگی خود را جشن گرفت. فیسبوک (Facebook) که یکی از بزرگ‌ترین شرکت‌های دنیا به حساب می‌آید، مروزه به پای ثابت زندگی روزمره میلیون‌ها نفر در جهان تبدیل شده است. از طرفی انواع کسب و کارهای کوچک و بزرگ هم، جایگاه خود را در این شبکه اجتماعی پیدا کرده‌اند و از طریق آن، کسب درآمد می‌کنند.

حالا این سوال مطرح است که چگونه یک دانشجوی جوان آمریکایی از برنامه‌نویسی در اتاق خوابگاه خود به رئیس یکی از مهم‌ترین و تاثیرگذارترین شرکت‌های فناوری در تاریخ تبدیل شده است؟

زاکربرگ شروع می‌کند

مارک زاکربرگ (Mark Zuckerberg)، اولین قدم‌های مسیر پرفراز‌ونشیب خود را در سنین پایین برداشت. پدر زاکربرگ، ادوارد (Edward) که به اهمیت کد نویسی آگاه بود، به او برنامه‌نویسی رایآن‌های پایه آتاری را آموخت. طولی نکشید که مارک، مهارت‌های خود را نشان داد. هنگامی که او ۱۱ ساله بود، والدین او یک توسعه‌دهنده نرم‌افزار به نام دیوید نیومن را استخدام کردند تا به وی آموزش دهد. نیومن تا به امروز زاکربرگ را یک «اعجوبه» می‌نامد.

طی ۲ سال، زاکربرگ یک برنامه جالب عملی ایجاد کرد: زاک نت (ZuckNet). پدرش یک دندان‌پزشک بود و به دنبال راهی بود تا منشی پذیرش، نام بیمار بعدی که وارد می‌شد را فریاد نزند! زاک نت که مانند یک سیستم پیام‌رسانی فوری داخلی کار می‌کرد، دقیقا همین کار را انجام می‌داد.

زاکربرگ در حالی که به آکادمی فیلیپس اکستر (Phillips Exeter)، یک مدرسه شبانه‌روزی تیزهوشان می‌رفت، همچنان کارهای خلاقآن‌های انجام می‌داد. او با ساخت نرم‌افزار پخش رسآن‌های سیناپس (Synapse)، علاقه ۲ شرکت AOL و مایکروسافت را برای خرید آن به خود جلب کرد. این نرم‌افزار از طریق هوش مصنوعی و عادات کاربر به گوش دادن موسیقی، آهنگ‌های بعدی مورد علاقه او را حدس می‌زد. به هر حال، زاکربرگ پیشنهاد این شرکت‌ها را نپذیرفت. در نهایت، آن را کنار گذاشت و به هاروارد رفت. درست همینجا بود که داستان فیسبوک شکل گرفت. این گزینه‌ای است که زاکربرگ هرگز از انتخاب آن، پشیمان نشد!

هاروارد و Facemash

زاکربرگ پس از رد درخواست همکاری دوتا از بزرگ‌ترین شرکت‌های فناوری در جهان، در سال ۲۰۰۲ راهی دانشگاه هاروارد شد. مسلم است که او برنامه‌های بزرگ‌تری در سر داشت. او رشته روانشناسی را به عنوان رشته اصلی تحصیلی برگزید، اما کلاس‌های زیادی در زمینه علوم رایانه هم به همراه آن برداشت. در ابتدا، انتخاب رشته روانشناسی، عجیب به نظر می‌رسد. چرا برنامه‌نویسی یا چیزی شبیه به آن را به عنوان رشته اصلی انتخاب نکرد؟

اما وقتی به ماهیت داستان فیسبوک ، ماهیت ظاهرا «اعتیادآور» لایک‌ها، کامنت‌ها و سرک کشیدن در صفحه دیگران فکر کنید، قسمت روانشناسی قضیه برایتان شفاف‌تر می‌شود. فیسبوک شما را از درون خودتان بیرون می‌کشد و به فردی تبدیل می‌کند که جزئیات شخصی خود را به اشتراک بگذارید و به دنبال تعامل با افراد دیگر باشید. توانایی طراحی چیزی شبیه به این باید همراه با دانشی درباره ذهن بشر باشد.

زاکربرگ با اولین چالش و جنجال بزرگ خود در اکتبر سال ۲۰۰۳، توجهات زیادی را به سمت خود جلب کرد. او فیس مش (Facemash) را ساخت و منتشر کرد، وب‌سایتی که به دانشجویان هاروارد اجازه می‌داد چهره‌های جذاب را از بین عکس‌ها انتخاب کرده و آن‌ها را رتبه‌بندی کنند (مشابه سایتHot or Not  که در سال ۲۰۰۰ راه‌اندازی شده بود). از آنجا که او اجازه استفاده از عکس‌های دانشجویان را نگرفته بود، بسیاری از کار او راضی نبودند و شکایت کردند.

ظرف چند ساعت، ۲۲ هزار عکس در سایت مورد بازدید قرار گرفته بود، اما طی چند روز این سایت تعطیل شد. وی در مقابل هیئت مدیره هاروارد مورد بازخواست قرار گرفت. با خطر اخراج، هیئت مدیره سرانجام تصمیم گرفت که او را اخراج نکند. پس از عذرخواهی عمومی، او از این مرحله عبور کرد و پروژه بعدی خود را طرح‌ریزی نمود.

معرفی Thefacebook

طولی نکشید که نام شرکتی که در حال حاضر همه آن را می‌شناسند، بر سر زبآن‌ها افتاد. در فوریه ۲۰۰۴، فیسبوک (Thefacebook) منتشر شد. البته همان‌طور که می‌بینید نام این پلتفرم در ابتدا کمی متفاوت بود. این پلتفرم، یک پروفایل داشت که شما در آن می‌توانستید عکس بارگذاری کنید، علایق خود را به اشتراک بگذارید و با افراد دیگر ارتباط برقرار کنید. همچنین شبکه دوستان شما را نشان می‌داد.

در ابتدا، این سایت فقط برای افرادی که آدرس ایمیل دانشگاه هاروارد را داشتند، باز شد و در ماه اول ۵۰ درصد از دانشجویان دانشکده ثبت‌نام کرده بودند. اما یک مشکل بزرگ برای زاکربرگ به وجود آمد. او تحت پیگرد قانونی قرار گرفته بود.

زاکربرگ پیش از این با کامرون وینکلووس (Cameron Winklevoss)، تایلر وینکلووس (Tyler Winklevoss) و دیویا نارندرا (Divya Narendra) در یک پروژه مشابه کار می‌کرد. آن‌ها ادعا کرده بودند که زاکربرگ، ایده‌های آن‌ها را به سرقت برده و آن‌ها غرامت می‌خواستند.

آن‌ها سرانجام در سال ۲۰۰۸ به توافق رسیدند و هرکدام از این سه نفر ۲/۱ میلیون سهم در شرکت فیسبوک دریافت کردند. در زمان IPO (عرضه اولیه عمومی سهام)، این سهام ۳۰۰ میلیون دلار ارزش پیدا کرد، اما بعد از IPO بیشتر هم شد.

Thefacebook یک موفقیت فوری بود و همچنان به رشد خود ادامه داد. در اواخر سال ۲۰۰۴، تقریبا در تمام دانشگاه‌های ایالات متحده و کانادا، امکان عضویت فراهم شده بود و افراد، مصرانه تقاضای ثبت‌نام داشتند.

در ماه ژوئن همان سال، زاکربرگ هم دفتر شرکت را به پالو آلتو در کالیفرنیا منتقل کرد و سرمایه‌گذار مهمی را برای آن پیدا کرد. پیتر تیل (Peter Thiel)، بنیان‌گذار پی ‌پال، به هیئت مدیره پیوست و ۵۰۰.۰۰۰ دلار با خود به همراه آورد.

در ماه می ۲۰۰۵، TheFacebook پول بیشتری دریافت کرد. این بار سرمایه‌گذاری ۷/۱۲ میلیون دلاری از اکسل (Accel) و ۱ میلیون دلاری از ثروت شخصی سرمایه‌گذار، جیم برایر (Jim Breyer) انجام شد. در این شرایط، واقعا توجه مردم جلب شده بود.

در ماه آگوست، واژه «the» از نام فیسبوک حذف شد و این شرکت رسما داستان فیسبوک را شکل داد (خرید دامنه facebook.com ، ۲۰۰.۰۰۰ دلار هزینه داشت). ماه بعد، دانش‌آموزان دبیرستانی به همراه کارمندان مایکروسافت و اپل پذیرفته شدند. حال این شرکت آماده بود تا فراتر از پایگاه دانشجویی خود حرکت کند.

سپس در ماه نوامبر، زاکربرگ تصمیمات مهمی در مورد زندگی خودش گرفت. وی پس از یک ترم مرخصی از دانشگاه هاروارد، اعلام كرد كه هاروارد را کاملا ترک می‌کند و می‌خواهد کارمندان جدیدی را استخدام کند. پس از سرمایه‌گذاری قابل توجه و عضویت رو به رشد، زاکربرگ آماده بود تا به عنوان یک مدیرعامل و نه یک برنامه‌نویس، خودش را به طور کامل وقف شرکت کند.

نکات جالب داستان فیسبوک

داستان فیسبوک با رهبری تمام‌وقت زاکربرگ در راس خود، برنامه‌های توسعه خود را ادامه داد. در ماه دسامبر، دانشگاه‌های استرالیا و نیوزلند به همراه دبیرستآن‌های مکزیک، انگلیس و ایرلند هم در این سایت عضو شدند. این بدان معنا بود که در آن زمان ۲۵۰۰ دانشکده و ۲۵۰۰۰ دبیرستان به فیسبوک دسترسی داشتند.

دیری نگذشت که تا سپتامبر ۲۰۰۶، این پلتفرم برای همه باز شد (برای هر کسی که بیش از ۱۳ سال داشته باشد و دارای یک آدرس ایمیل معتبر باشد). اکنون فیسبوک کاملا جهانی شده بود. نگاهی به نرخ رشد عضویت فیسبوک برای شما هم خالی از لطف نخواهد بود:

دسامبر ۲۰۰۶: ۱۲ میلیون

آوریل ۲۰۰۷: ۲۰ میلیون

جولای ۲۰۰۷: ۳۰ میلیون

اکتبر ۲۰۰۷: ۵۰ میلیون

در ماه می ۲۰۰۷، فیسبوک، مارکت پلیس (Marketplace) خود را باز کرد که به کاربران امکان می‌داد برای فروش محصولات و خدمات خود به صورت طبقه‌بندی‌شده اقدام کنند. همچنین فیسبوک، پلتفرم توسعه‌دهنده برنامه‌های خود را راه‌اندازی کرد که راهی را برای توسعه‌دهندگان باز می‌کرد تا برنامه‌ها و بازی‌های مخصوص به خود را بسازند که بتوانند با فیسبوک ادغام شوند.

همچنین این پلتفرم نگاهی فراتر از پروفایل‌های شخصی داشت و به این فکر بود که چگونه مشاغل می‌توانند از این سایت استفاده کنند. در اواخر سال ۲۰۰۷، بیش از ۱۰۰.۰۰۰ شرکت ثبت‌نام کرده بودند که فیسبوک برای حمایت از این کار، صفحاتی را برای مشاغل راه‌اندازی کرد. آن‌ها از قبل در حال برنامه‌ریزی برای ایجاد درآمد از تبلیغات بودند تا در این پلتفرم حتی برای کوچک‌ترین مشاغل هم امکان تبلیغات فیسبوک فراهم باشد.

سپس در سال ۲۰۰۸ شاهد انتشار نسخه بزرگی از فیسبوک بودیم. در آوریل ۲۰۰۸ از چت فیسبوک رونمایی شد که این امکان را فراهم می‌کرد تا فورا با دوستان و خانواده‌مان ارتباط برقرار کنیم. در اصل، این مفهوم هیچ تفاوتی با زاک نت نداشت. همچنین گزینه‌هایی مثل افرادی که شاید بشناسید (People You May Know)، دیوار فیسبوک (Facebook Wall) و Facebook Connect در همان سال منتشر شد.

در همین حال تعداد کاربران به رشد خود ادامه می‌داد:

۲۰۰۸: ۱۰۰ میلیون

ژانویه ۲۰۰۹: ۱۵۰ میلیون

فوریه ۲۰۰۹: ۱۷۵ میلیون

آوریل ۲۰۰۹: ۲۰۰ میلیون

جولای ۲۰۰۹: ۲۵۰ میلیون

سپتامبر ۲۰۰۹: ۳۰۰ میلیون

همچنین در سال ۲۰۰۹، یکی از بازی‌های بزرگ داستان فیسبوک پا به عرصه گذاشت. فارم ‌ویل (Farmville) در ژوئن سال ۲۰۰۹ منتشر شد و با وجود این که از بازی به نام شهر مزرعه‌ای یا فارم تون (Farm Town) تقلب کرده و آن را جعل کرده بود، تبدیل به یک موفقیت بزرگ شد. در ماه آگوست، فیسبوک ۱۰ میلیون کاربر فعال روزانه داشت.

بزرگ‌ترین در جهان

سرانجام، در دسامبر ۲۰۰۹، فیسبوک به یک موفقیت بزرگ دست یافت. داستان فیسبوک با ۳۵۰ میلیون کاربر ثبت‌نام شده و ۱۳۲ میلیون کاربر ماهانه منحصربه‌فرد، به محبوب‌ترین داستآن‌ها در میان داستآن‌های پلتفرم‌های اجتماعی مختلف در جهان تبدیل شده بود. البته، این شرکت قصد نداشت در همین مرحله درجا بزند.

در سال بعد، تغییر و تحولات بیشتری دیده شد، مانند دوست داشتن (لایک) کامنت‌ها و پیشرفت در زمینه تگ کردن عکس‌ها. ماه جولای شاهد افزایش تعداد کاربران ثبت‌نام شده به ۵۰۰ میلیون نفر بود، در حالی که در پایان سال ارزش‌گذاری بزرگی انجام شد.

در ماه نوامبر سال ۲۰۱۰، فیسبوک با رقم هنگفت ۴۱ میلیارد دلار ارزش‌گذاری شد. در همین حال، این شرکت بعد از گوگل و آمازون، به سومین شرکت بزرگ وب در ایالات متحده تبدیل شد. همه این‌ها در کمتر از پنج سال بدون هیچ نشآن‌های از کند شدن پیشرفت، به دست آمده بود.

داستان فیسبوک در سال بعد وارد مرحله مهم دیگری شد. در ژوئن سال ۲۰۱۱، طبق تحقیقات انجام شده توسط شرکت دابل کلیک (DoubleClick)، فیسبوک به ۱ تریلیون بازدید صفحه رسیده بود و پس از آن، سایت نیلسن (Nielsen) اعلام کرد که این سایت، دومین سایت پربازدید در ایالات متحده است.

همچنین در ماه آگوست شاهد انتشار فیسبوک مسنجر به عنوان یک برنامه مستقل بودیم. این مسئله پس از آن صورت گرفت كه فیسبوک در ماه مارس، مالکیت شركت بلوگا (Beluga)، یك سرویس پیام‌رسان گروهی را به دست آورد.

اکنون فیسبوک به یک نام بزرگ، یک وب‌سایت در سطح جهانی و در راس انقلاب شبکه‌های اجتماعی تبدیل شده بود. البته برای کسی که تا چند سال قبل، تنها یک دانشجو بود، دستاورد خیلی بدی هم نیست!

خرید، خرید، خرید و فروش، فروش، فروش

اکنون به سال ۲۰۱۲ می‌رسیم که احتمالا یکی از مهم‌ترین سال‌های تاریخ نسبتا کوتاه داستان فیسبوک است.

در ماه آوریل، فیسبوک دستاورد بزرگی داشت: اینستاگرام. با صرف ۱ میلیارد دلار، مالکیت اینستاگرام را به دست آورد. این تنها یک ماه قبل از رویداد بزرگ این سال‌ها یعنی IPO بود.

ماه می آمد و سرانجام زاکربرگ آماده شد تا فیسبوک را به عرضه عمومی بگذارد. این شرکت با ۱۰۴ میلیارد دلار، ۳۸ دلار به ازای هر سهم ارزش داشت. وقتی همه چیز گفته و تمام شد، IPO ارزش آن را ۱۶۱ میلیون دلار بالا برد، اما مشکلی پیش روی آن‌ها‌ بود.

IPO با اتهاماتی مبنی بر رفتار نادرست عرضه‌کنندگان سهام و مسائل فنی، تحت تعقیب قرار گرفت، در حالی که فیسبوک، یک چهارم از ارزش سهام خود را در این روند از دست داد. همه تا پایان همان ماه! IPO توسط وال استریت ژورنال «یک شکست مفتضحانه» اعلام شد. تا ۶ ژوئن، سرمایه‌گذاران جمعا ۴۰ میلیارد دلار از دست داده بودند.

سپس بیش از ۴۰ دادخواست مربوط به IPO تشکیل شد. گفته می‌شد که افراد عرضه‌کننده سهام (مورگان استنلی (Morgan Stanley)، جی پی مورگان (JP Morgan) و گلدمن ساکس (Goldman Sachs)) شاید به طور نامناسب عمل کرده‌اند. گزارش‌هایی وجود دارد که آن‌ها مخفیانه برآورد درآمد را در میانه IPO کاهش داده‌اند، در حالی که گزارش‌هایی وجود دارد که فیسبوک به این افراد، اختیار چنین کاری را داده است.

از این گذشته، در تجارت و پرداخت سفارشات مشکلاتی وجود داشت، همچنین فیسبوک هم متهم شد که IPO خود را درست اجرا نکرده است.

البته با وجود این مشکلات، فیسبوک به کار خود ادامه داد. در ماه اکتبر، این پلتفرم ۱ میلیارد کاربر خود را ثبت کرد.

پیوستن به لیگ‌های بزرگ و غرق شدن در نفرت

در سال ۲۰۱۳، یک سال پس از IPO و علی‌رغم تمام دردسرهایی که به وجود آورد، فیسبوک به رتبه ۴۶۲ در فهرست Fortune 500 رسید. اکنون شک ‌و‌ تردیدی وجود نداشت که این شرکت، یک موسسه مهم است، به خصوص با افزایش سطح جهانی، اما اکنون محبوبیت آن باعث ایجاد مشکلاتی شده بود.

پلتفرمی که برای «همه» باز است، ایده‌ای خارق‌العاده می‌باشد. متاسفانه «همه» افرادی را وارد می‌کند که چیزی بیشتر از این دوست ندارند که از اینترنت سوء استفاده کنند. فیسبوک یک مشکل بزرگ سوءاستفاده و نفرت پراکنی داشت و به نظر می‌رسید که برای مقابله با آن مجهز نیست.

مبارزاتی از طرف گروه‌هایی مانند پروژه اوری دی سکسیسم (Everyday Sexism) و شکایت گسترده‌تر از پایگاه کاربران، باعث شد تا فیسبوک دست به کار شود. در یک پست وبلاگ، آن‌ها اعتراف کردند که به آن اندازه که دوست داشتند، نتوانستند در این زمینه موثر عمل کنند. برای امتحان و مقابله با انتشار آن‌ها، تغییراتی را اعلام كردند:

  • بررسی و به‌روزرسانی دستورالعمل‌های مورد استفاده برای ارزیابی گزارش‌های نفرت پراکنی.
  • به‌روزرسانی آموزش تیم‌های مسئول این ارزیابی‌ها.
  • افزایش مسئولیت‌پذیری برای سازندگان محتوای «بی‌رحمانه و بی‌ملاحظه»، به این معنی که آن‌ها باید هویت واقعی خود را آشکار کنند.
  • افزایش ارتباط با گروه‌هایی که قبلا علیه نفرت پراکنی کار کرده‌اند.

همان‌طور که خواهیم دید، این کارها برای برطرف کردن مشکل کافی نبود.

تولد ۱۰ سالگی داستان فیسبوک

فوریه ۲۰۱۴، سالگرد ده سالگی فیسبوک بود. تعداد باورنکردنی از کاربران از اتاق‌های خوابگاه هاروارد، به دست آمده بودند، اما بعد از آن چه شد؟

در آن زمان، تلفن‌های همراه هوشمند، رشد و توسعه پیدا کرده بودند. فیسبوک علاقه‌مند بود که پلتفرم خود را با نسخه تلفن همراه سازگار کند. این شرکت با صرف هزینه در سه ماه اول سال، شاهد ۱ میلیارد کاربری بود که با استفاده از دستگاه تلفن همراه وارد این پلتفرم شدند.

همچنین شاهد دستاورد عمده دیگری هستیم. در فوریه سال ۲۰۱۴، فیسبوک اعلام کرد که می‌خواهد واتس آپ (WhatsApp) را با قیمت باورنکردنی ۱۹ میلیارد دلار خریداری کند. در حالی که فیسبوک، دارای سیستم پیام‌رسانی بود، با این مالکیت به پایگاه جوان واتس آپ و کاربران خارج از کشور آن دسترسی پیدا می‌کرد.

در ماه بعد، خرید عمده دیگری انجام شد. این بار شرکت واقعیت مجازی اوکولوس وی آر (Oculus VR). زاکربرگ در پستی گفته است:

هدست اوکولوس وی آر، تجارب شخصی حتی مفیدتر، سرگرم‌کننده و شخصی را ممکن می‌سازد.

مارک زاکربرگ

فیسبوک در ماه آوریل همان سال، شاهد تغییر بزرگ دیگری بود. با وجود داشتن یک اپلیکیشن رقیب فنی، فیسبوک تصمیم گرفت مسنجر را از اپلیکیشن اصلی خود حذف کند و آن را به یک اپلیکیشن مستقل تبدیل نماید. این یعنی افراد مجبورند آن را جداگانه بارگیری کرده تا از آن استفاده کنند. از آوریل ۲۰۱۷، مسنجر ۲/۱ میلیارد کاربر فعال دارد.

البته همه چیز خوب نبود. در ژوئن ۲۰۱۴ فاش شد که فیسبوک در حال آزمایش روی کاربران خود بوده است. اساسا این پلتفرم برای تلاش برای تاثیرگذاری بر روحیه شما، محتوای خاصی را به شما نشان می‌دهد. بسیاری از این که مورد آزمایش بودند، خوشحال نشدند. پس از شکایت مردم، فیسبوک موافقت کرد که نحوه انجام آزمایش‌ها را تغییر دهد، اما به هر حال عذرخواهی نکرد.

در همین حال، سرمایه بازار فیسبوک در حال رشد بود و تا ماه سپتامبر به ۲۰۰ میلیارد دلار رسید و نشان می‌داد که این شرکت، همچنان از نظر مالی پیش می‌رود.

خب … در قسمت اول داستان فیسبوک از زمان شروع تا تولد ۱۰ سالگی فیسبوک را بررسی کردیم، ادامه مطلب را می‌توانید در قسمت دوم ماجرای موفقیت فیسبوک بخوانید. پس در قسمت بعدی با ما همراه باشید.