اگر بخواهیم به مفهوم کلمه تحلیل کسب و کار پی ببریم، در واقع به شناسایی نیاز‌های کسب و کار و پیدا کردن راه‌هایی برای حل مشکلات مختلف آن، گفته می‌شود. به زبان ساده‌تر، تحلیل کسب و کار مجموعه‌ تکنیک‌هایی است که به عنوان یک رابط، بین سهامداران عمل می‌کند تا آن‌ها را از شرایط کنونی تجارت، آگاه کند. تحلیل کسب و کار به کارفرمایان کمک می‌کند تا از ساختار تشکیلات، سیاست‌ها، خط مشی و عملیات‌ها آگاه شوند. همچنین با راه حل‌هایی که ارائه می‌دهد، تا کمک می‌کند تا یک تجارت، به هدف خود برسد.

تحلیل کسب و کار در واقع درک چگونگی عملکرد هر ارگان و تجارت، برای رسیدن به اهدافش است. این عنصر کلیدی تجارت، توانایی‌هایی را که یک شرکت برای تولید محصول خود نیاز دارد، تعیین می‌کند؛ همچنین با تهیه نقشه‌ جزییات، به دستیابی اهداف کمک می‌کند. در واقع تحلیل کسب و کار مشخص خواهد کرد که چگونه سهام‌داران و دیگر واحد‌های ارگان، با یکدیگر تعامل خواهند داشت.

ما در این مطلب از استارتاپت، نگاهی به چند مرحله اصلی تحلیل کسب و کار که هر تحلیلگر به آن‌ها نیاز دارد، می‌‌اندازیم.

با تحلیل کسب و کار پروژه را به هدف برسانید

با تحلیل کسب و کار خود، پروژه را به هدف برسانید

شما با استفاده از تحلیل کسب و کار می‌توانید یک دید کلی نسبت به وضعیت کنونی تجارت خود داشته باشید و در عین حال نیازهای آن را شناسایی کنید. در اکثر مواقع، عملیات تحلیل به منظور بیان راه‌ حل‌های مورد نیاز یک شرکت برای رسیدن به اهداف خود، صورت می‌گیرد.

این کار به عهده تحلیلگر کسب و کار است تا آمارها را تحلیل کند و آن‌ها را با اطلاعاتی که از گروه‌های مردمی که با شرکت تعامل دارند، به دست می‌آورد؛ ترکیب نماید. مشتریان، مدیران، کارمندان و متخصصان آی تی، معمولا افرادی هستند که این اطلاعات را برای تحلیلگر، فراهم می‌کنند. بهتر است بدانید که تحلیلگران حرفه‌ای، تنها روی موضوعات درخواستی سهام‌داران تمرکز ندارند؛ بلکه نیازهای آن را از دل آمار بیرون می‌کشند و گاهی روابط بین تیم‌ها و ارگان‌ها را برای رسیدن هرچه سریع‌تر به هدف، تسهیل می‌بشخند.

ما در ادامه این مطلب، ۸ مرحله تحلیل کسب و کار را که تحلیلگران دنبال می‌کنند، شرح می‌دهیم که هر یک از آن‌ها برای تحلیل انواع کسب و کار، بسیار اهمیت دارد.

۱. جهت دار شدن

مردم انتظار دارند که تحلیلگران در سریع‌ترین زمان ممکن، وارد پروژه‌ها شوند و روی آن‌ها تاثیرات مثبت بگذارند. اما در واقع یک تحلیلگر، زمانی وارد بازی می‌شود که پروژه در حال انجام است و برخی از مراحل را هم، پشت سر گذاشته است. از این رو بسیار مهم است که به تحلیلگر زمان دهید تا مسیر را پیدا کند. از آنجایی که تحلیلگران نیازها و مقاصد تجارت را شفاف می‌کنند؛ برای جمع آوری اطلاعات پایه، به زمان نیاز دارند.

تحلیل کسب و کار و جهت دار شدن

حال به ۴ مورد از وظایف مهم و اصلی یک تحلیلگر در این مرحله، اشاره می‌کنیم:

  • باید نقش خود را به عنوان یک تحلیلگر کسب و کار، مشخص کنند.
  • سهام‌داران ممتاز و اصلی را شناسایی نمایند.
  • از تاریخ پروژه در دست اقدام، آگاهی کامل داشته باشند.
  • به سیستم‌ها و پروسه‌های موجود در پروژه، آگاه باشند.

۲. شناسایی مقصد و هدف اصلی کسب و کار

بسیاری از تحلیلگران تازه‌کار هنگام شروع پروژه، ابتدا محدوده و حوزه کسب و کار را مشخص می‌کنند؛ اما این امر، باعث به وجود آمدن مشکلاتی می‌شود. در صورتی که اگر قبل از مشخص کردن حوزه و وسعت یک پروژه، ابتدا نیازهای آن شناسایی شود؛ تاثیرگذارتر است.

مسئولیت‌های تحلیلگر در این مرحله به شرح زیر است:

  • ابتدا انتظارات سهام‌داران ممتاز را کشف کند.
  • انتظارات متضاد را، با یکدیگر ادغام کند.
  • مطمئن شود که اهداف کسب و کار، شفاف و قابل دستیابی باشند.
  • اطمینان یابد که مقصد و هدف کسب و کار، جایگاهی را برای تعریف وسعت و حوزه خود، ایجاد کرده است.

۳. تعریف وسعت پروژه

بهتر است به عنوان یک تحلیلگر، شرح کامل و شفافی از وسعت کاری پروژه داشته باشید. از طرفی فراموش نکنید که در یک پروژه در حال جریان هستید و هیچ چیز در آن ثابت نیست؛ پس باید به تیم کمک کنید تا بدانند نیازهای پروژه چیست و در طول مسیر، چه احتیاجات دیگری پیدا خواهید کرد. به یاد داشته باشید که مشخص کردن وسعت و محدوده، نقشه نهایی و اجرایی نیست؛ بلکه صرفا برای درک هرچه بهتر پروسه‌های تحلیل کسب و کار است.

تحلیل کسب و کار و وسعت پروژه

در این مرحله، تحلیلگران کسب و کار باید این مسئولیت‌ها را اجرا کنند:

  • راه حلی برای یافتن وسعت تکنولوژی مورد نیاز پروژه، تعیین کنند.
  • یک بیانیه شفاف از وسعت کار تهیه کنند و آن را با سهام داران بررسی نمایند.
  • وضعیت کسب و کار را تایید کنند و به مرحله بعدی ببرند.

۴. خلق نقشه تحلیل کسب و کار

نقشه تحلیل کسب و کار می‌تواند پروسه تحلیل تجارت را به صورت شفاف، تعیین کند و به چند سوال ممکن در طول مسیر، پاسخ دهد. در این مرحله، انجام چند وظیفه حیاتی، اهمیت دارد:

  • بهترین نوع تحلیل کسب و کار را که به راحتی قابل انتقال است، انتخاب کنید.
  • فهرست مشخصی از تحلیل‌های قابل تحویل را برای کسب و کار خود، تعیین کنید. این تحلیل‌ها باید وسعت و محدوده کار را به خوبی تعیین کنند و سهام‌داران را به خوبی شناسایی کرده باشند.
  • بهترین بازه زمانی ممکن برای پایان تحلیل کسب و کار را انتخاب کنید.

۵. تعیین نیازها همراه با جزییات

وجود یک برنامه‌ جامع از اقلام مورد نیاز یک کسب و کار همراه با جزئیات آن، بسیار مهم است. برنامه‌ای که شامل جزئیات باشد، تیم اجرایی را نسبت به آن‌ها آگاه می‌کند. مهم‌ترین وظایف شما به عنوان یک تحلیلگر کسب و کار به شرح زیر است:

  • به جمع آوری اطلاعات بپردازید.
  • اطلاعات را تحلیل کنید و از آن‌ها به عنوان اولین تدوین، بهره ببرید.
  • آن‌ها را معتبر سازی کنید.
  • سوالات لازم را برای پر کردن جای خالی اطلاعات بپرسید.

۶. پشتیبانی از پیاده‌سازی تکنیک‌ها

تحلیل کسب و کار و پیاده سازی تکنیک ها

تیم اجرایی تکنیکی، نرم افزار و سخت افزار مورد نیاز پروژه‌های مختلف را می‌سازد، شخصی‌سازی می‌کند و در نهایت منتشر می‌نماید. نگام انجام کار تیم اجرایی، وظیفه شما به عنوان یک تحلیلگر، این است که:

  • به بررسی طراحی راه حل‌های نهایی بپردازید.
  • به روز کردن و بستن مجدد مستندات مرتبط با نیاز‌های پروژه که در طول راه، دائما تغییر می‌کنند.
  • با متخصصان تضمین کیفیت همکاری کنید و مطمئن شوید که آن‌ها، از اهمیت بالای نیازهای تکنیکی پروژه، آگاه هستند.
  • برای پاسخ به هر گونه سوال و کمک به حل مشکلات، آماده باشید.
  • هنگام ایجاد تغییرات در نیازهای پروژه، مدیریت لازم را داشته باشید.

۷. کمک به شرکت برای اجرای راه حل‌ها

گاهی اوقات یک کسب و کار، نمی‌تواند به درستی راه حل‌های ارائه شده از سوی تحلیلگر را عملی کند یا مورد استفاده قرار دهد. در چنین شرایطتی، رسیدن به هدف اصلی بسیار سخت است؛ از این رو تحلیلگر کسب و کار باید در تصمیم‌گیری‌ها دخیل باشد تا بتواند تیم را به هدف خود برساند. در این مرحله او باید کاملا مطمئن شود که تمامی اعضای تیم، آمادگی پذیرفتن تغییرات را دارند.

وظیفه شما برای به ثمر رساندن این مرحله به قرار زیر است:

تحلیل کسب و کار و اجرای راه حل
  • هنگام بروز هر گونه اتفاق غیر منتظره، یک مستند موقتی برای پروژه تهیه کنید تا تیم مسیر را گم نکند. در چنین شرایطی این مستند، باید کاملا مشخص کند که چه مواردی در پروسه کسب و کار تغییر کرده و چه تغییراتی برای مقابله با آن‌ها نیاز است.
  • باید کاربران نهایی (End Users) را آماده کنند و به آن‌ها از تمام پروسه‌ها و روند تغییرات، آگاهی کامل دهند.
  • برای برطرف کردن هر گونه مشکل در عملی کردن مستندات، با کاربران کسب و کار همکاری کامل داشته باشند.

۸. مطالعه ارزش‌های مراحل گذشته و آمادگی برای پروژه‌های بزرگ‌تر

در عملیات تحلیل کسب و کار، مراحل زیادی دخیل هستند:

  • درآمدهای کسب و کار و جزییات آن، مورد بحث قرار می‌گیرند.
  • مشکلات بزرگ و کوچک، حل می‌شوند.
  • روابط ساخته می‌شوند.
  • تغییرات مدیریت به وجود می‌آیند و تجارب تازه‌ای، کسب می‌شوند.

یک تحلیلگر با وجود پیچیدگی تمام این مراحل، باز هم نباید مسیر خود را گم کند. زمانی که تحلیل کسب و کار در این مرحله به پایان می‌رسد، انتظار می‌رود تا شرکت بتواند موقعیت‌های بیشتری برای خود، پیدا کند. دقیقا همین مرحله است که اجازه می‌دهد یک کسب و کار پیشرفت کند و به سوی انجام پروژه‌های بهتر و بزرگ‌تر برود. یک تحلیلگر موفق، می‌تواند مستنداتی از روند کلیه مراحل تهیه کند و تیم خود را برای انجام پروژه‌های بزرگ‌تر، هدایت نماید.