چه زمانی باید از ایده‌ای که جواب نمی‌دهد دست کشید؟ این یک سوال یک میلیون دلاری است که اکثر کارآفرینان با آن مواجه می‌شوند. اگر ایده‎ای در ذهن داشته و دوست دارید آن را عملی کنید، سخت می‎توانید تشخیص دهید و اعتراف کنید که این ایده جواب نمی‌دهد. شما چطور تشخیص می‌دهید که چه زمانی باید مسیر حرکت را تغییر داد؟ به طور کلی برای تجربه شکست موفق چه باید کرد؟

موقعیت‎های زیادی در زندگی حرفه‎ای پیش می‎آید که در آن ترک کردن و کنار گذاشتن یک ایده بد بهتر از ادامه مسیر بی‌ثمری است که شما را در آن قرار داده است. ما با توجه به تمام اشتباهات موجود در حوزه کسب‌وکار به این نتیجه رسیدیم که ایده‌ها را باید در ۳ مرحله تست کرد تا مطمئن شویم ارزش پیگیری را دارند. شکست مقدمه پیروزی است البته باید یاد بگیرید که چطور شکست موفق داشته باشید. این ارزیابی به شما و تیم‌تان کمک می‌کند تا تصمیم بگیرید مسیر خود را با یک ایده خاص ادامه دهید یا آن را کنار بگذارید.

۱. ایده‌ی بلند پروازانه

اگر می‌خواهید در اوج شکست موفق باشید، بهتر است ایده‌های بلند پروازانه داشته باشید. بسیاری از مردم به خودشان اجازه خیال‌پردازی نمی‌دهند یا در صورتی که رویایی دارند خیلی ساده آن را نادیده می‎گیرند.  برخی فکر می‎کنند رویاپردازی یک بازی برای جوانان است. این فکر اصلا درست نیست زیرا در آن پارامترهایی در نظر گرفته شده که هیچ ربطی به موضوع ندارند. وقتی در بزرگراه رانندگی می‎کنید مجبورید از قوانین و محدودیت سرعت پیروی کنید. در مورد رویاپردازی، هیچ محدودیت سرعت یا سنی وجود ندارد. تصورات شما آزاد هستند و منبعی نامحدود دارند.

ایده بلندپروازانه برای شکست موفق

رویادپردازی به شما هدف می‎دهد و این هدف جرقه‎ای است برای ابتکار و تمرکز! چیزی که شاید متوجه نشوید این است که رویاپردازی می‎تواند نوعی همدلی را نیز با خود به ارمغان بیاورد. شما می‎توانید از هر فرصتی برای رویاپردازی استفاده کنید.

وقتی خود را در موقعیت دیگران قرار می‌دهید گفتار و اعمال آینده‌تان را برنامه‌ریزی می‎کنید. از این روش حتی برای زندگی خانوادگی خود نیز بهره ببرید، مثلا می‎توانید قبل از تماس با خانواده، تصور کنید مخاطبتان در حال حاضر کجاست و در چه موقعیتی قرار دارد. این عمل ساده می‎تواند باعث ایجاد همدلی شود زیرا خودتان را در موقعیت مخاطب قرار داده و تصور می‎کنید چه احساسی دارد. به این ایده فراموش کردن خود و پر کردن آن گفته می‎شود. آیا شما از ظرفیت رویاپردازی خود نهایت استفاده را می‎کنید؟

۲. نمونه گیری کوچک

شاید مهمترین نکته برای تجربه شکست موفق «نمونه‌گیری کوچک» باشد. باید توجه داشته باشید که تنها پشتکار و رویاپردازی دلیل کافی برای دنبال کردن یک ایده نیست. انعطاف‌پذیری، استحکام و سرسختی از ویژگی‌های مهمی است که کارآفرینان باید در خود داشته باشند، اما نباید این موارد را با اشتیاق اشتباه بگیرید. برخی از افراد پس‎انداز خانواده‌شان را در راه به ثمر رساندن یک ایده نامناسب خرج کرده و آینده خانواده را به خطر می‌اندازند. قبل از این که یک ایده را عملی کنید باید این سوالات را از خود بپرسید:

نمونه گیری کوچک - شکست موفق
  • آیا ایده شما یک مشکل را حل می‌کند؟ باید بازار خود را بشناسید و ببینید ایده شما تا چه حد با آن تناسب دارد.
  • اگر این ایده جواب ندهد چه اتفاقی خواهد افتاد؟ در صورتی که امور طبق خواسته شما اتفاق نیفتد باید نتایج آن را هم در نظر بگیرید.
  • آیا می‎توانید ایده‎تان را توضیح دهید؟ شما به توانایی مدیریت احتیاج دارید زیرا قرار است چیزی را به مخاطب بفروشید که تا به حال سابقه نداشته است. باید بتوانید آنها را متقاعد کنید که به محصول و راه حل شما احتیاج دارند.

۳. شکست سریع

شکست متضاد موفقیت نیست، بلکه بخشی از موفقیت است. برخی از باهوش‌ترین افراد در حوزه کسب‎وکار این ویژگی را دارند که خیلی زود ایده‎های نامناسب را کنار می‎گذارند. به هیچ عنوان اجازه ندهید خودبینی به شما تسلط پیدا کند. به قول رایان هالیدی «خودبینی دشمن شما است.»

شکست موفق و سریع

وقتی رویاهای ما کاملا خودمحور باشد، تمرکزمان بیشتر روی پول و شهرتی خواهد بود که ایده‌ها می‎توانند برایمان به ارمغان بیاورند و کمتر درگیر این خواهیم شد که ایده ما قرار است چگونه به مردم کمک کند. وقتی خودبینی سکان را به دست بگیرد، این امکان وجود دارد که در پیشبرد ایده به مشکل بخوریم زیرا آنچه به دنبالش هستیم پاداش و درآمد است.

البته باید اعتماد به نفس داشته باشید. بازیکنان MLB بدون اعتماد به نفس، در مقابل ۵۰,۰۰۰ نفر نمی‎توانند در بازی بیسبال توپی را پرتاب کنند که سرعتش ۱۰۰ مایل در ساعت باشد. باید مراقب اعتماد به نفس خود باشید و از آن در موقعیت‌های خوب بهره ببرید تا حتی در هنگام شکست موفق باشید. همچنین دقت کنید شکست، اعتماد به نفس شما را به کل از بین نبرد.