توانایی شما در برقراری ارتباط، نقش تعیین‌ کننده‌ای در موفقیت شما دارد. ممکن است که در کار خود بسیار ماهر باشید، از دانش خوبی برخوردار باشید و سال‌ها تجربه‌ کسب کرده باشید، اما اگر در مقابل افرادی که می‌خواهند از مهارت شما استفاده کنند، نتوانید خود را نشان دهید و توانایی‌هایتان را به اثبات برسانید، مهارت، دانش و تجربه‌ شما هیچ وقت به کارتان نمی‌آید. با این همه، هنوز افرادی پیدا می‌شوند که در برقراری ارتباط با دیگران مشکل دارند. این گونه افراد همیشه مرتکب اشتباهات یکسان می‌شوند و هربار هم نمی‌توانند متوجه دلایل سستی ارتباطات خود شوند. گاهی این افراد مرتکب چند اشتباه بزرگ در برقراری ارتباط می‌شوند که ممکن است زندگی حرفه‌ای آن‌ها را به کلی از میان ببرد.

معرفی چند اشتباه بزرگ در برقراری ارتباط

معرفی چند اشتباه بزرگ در برقراری ارتباط

برخی از افراد با وجود آنکه از مشکلات خود در برقراری ارتباط آگاهی دارند، اما تصور می‌کنند که وقت گذاشتن برای یادگیری اصول ارتباطی، به نوعی تلف کردن وقت است. در این مقاله از استارتاپت، ۷ اشتباه بزرگ در برقراری ارتباط را که در کتاب «چگونه رو به جلو حرکت کنیم (How to Get Ahead)» به آن‌ها اشاره شده است، به شما معرفی می‌کنیم.

اشتباه اول: شرکت کردن در تمام گردهمایی‌های کاری

اولین اشتباه مخربی که برای تلاش در برقراری ارتباط ممکن است مرتکب آن شوید، این است که تصور کنید باید در همه‌ گردهمایی‌های ممکن شرکت کنید. برخی گردهمایی‌های کاری اغلب بدترین مکان‌ها برای برقراری ارتباط هستند. این گونه گردهمایی‌ها معمولا مملو از افرادی است که برای جذب مشتری یا پیداکردن شغل مناسب، به آنجا آمده اند.

شما باید به دنبال برقراری ارتباط با فردی باشید که بتواند یک فرصت مناسب در مسیر شغلی شما ایجاد کند و شما را در موفقیت حرفه‌ای خود، یاری دهد. فردی که دارای این شرایط باشد، معمولا مانند یک مدیرعامل، کارآفرین یا یک معاون بلندپایه قدرت تصمیم‌گیری گسترده‌ای دارد و از مسئولیت ‌پذیری زیادی برخوردار است. بنابراین کسی که چنین ویژگی‌هایی داشته باشد، در موقعیت‌های بسیاری صاحب مسئولیت است و در نتیجه زمان برای این فرد ارزشم زیادی دارد. فردی با این ویژگی‌ها، اغلب تصمیم‌های می‌گیرد که هر کدام می‌تواند هزینه‌ بالایی را دربرگیرد.

اشتباه بزرگ در برقراری ارتباط و  شرکت کردن در گردهمایی‌

مسلما چنین فردی در زمان‌هایی که مشغول کار نیست، ترجیح می‌دهد که به استراحت بپردازد و وقت خود را صرف خانواده، دوستان و تفریحات مورد علاقه‌ خود کند. پس افرادی که شما می‌خواهید با آن‌ها ارتباط برقرار کنید، معمولا به شرکت درگردهمایی‌هایی که بعد از ساعت کاری یا در آخرهفته برگزار می‌شود، علاقه ندارند.

بر این اساس، شما باید بیشتر دنبال گردهمایی‌هایی باشید که افراد مهم دوست دارند که به آن گردهمایی‌ها بروند. البته دسته‌ای از گردهمایی‌ها هستند که افراد مهم مجبور هستند که در آن‌ها شرکت کنند، معمولا شما به عنوان یک فرد تازه کار امکان شرکت در این گردهمایی‌ها را ندارید، پس نباید وقت خود را برای دنبال کردن این گونه گردهمایی‌ها تلف کنید.

خودتان را جای یک فرد مهم بگذارید، «اگر یک فرد تاثیرگذار بودید، بیشتر دوست داشتید که به کدام گردهمایی‌ها بروید؟» آیا این گونه افراد علاقه دارند به همایش‌هایی بروند که درباره حوزه‌ مورد علاقه‌ آن‌هاست؟ آیا ممکن است که این افراد به گردهمایی‌هایی بروند که هیچ نفع مالی برای آن‌ها ندارد؟ آیا دوست دارند به جاهایی بروند که از آن‌ها برای سخنرانی دعوت به عمل می‌آید؟

توجه کنید که در رویدادهایی مانند سمینارها که بیشتر بر اساس سخنرانی پایه‌گذاری شده‌اند، فرصت‌های بیشتری برای برقراری ارتباط ایجاد می‌شود.

منظور این نیست که نباید در هیچ گردهمایی شرکت کرد. اتفاقا شرکت در گردهمایی می‌تواند بسیار مفید باشد، اما از شرکت در گردهمایی‌هایی که هدفشان فقط برقراری ارتباط است، خودداری کنید. در عوض به سراغ گردهمایی‌هایی بروید که اهداف آموزشی، خیریه یا حتی تفریحی دارند. گردهمایی‌هایی که شما باید به دنبالشان بگردید بیشتر شکل سمینار، کنفرانس یا کارگاه آموزشی دارند.

اشتباه دوم: دید تجاری و معامله‌گری در برقراری روابط کاری

یک اشتباه بزرگ در برقراری ارتباط این است که به روابط خود مانند نوعی تجارت و معامله نگاه کنید. کسانی که فقط از جنبه‌ تجاری به روابط خود نگاه می‌کنند، معمولا در برقراری ارتباط دچار مشکل می‌شوند. این دیدگاه موجب می‌شود که طرف مقابل به شما بدبین شود و تصور کند که او را فقط به عنوان ابزاری برای رسیدن به اهداف خود می‌بینید.

افرادی که فقط جنبه تجاری روابط را در نظر می‌گیرند، معمولا از برقراری ارتباط‌های سالم و طولانی مدت عاجز هستند. پس باید با رویکردی ملایم به سوی فرصت‌های خود برای برقراری ارتباط بروید. دیگران را به عنوان ابزاری برای برآورده کردن خواسته‌های خود در نظر نگیرید. در عوض به دنبال برقراری ارتباط با افراد مشتاق و با انگیزه باشید. لازم نیست که با هدف و نیت قبلی به سراغ طرف مقابل خود بروید، بلکه به این فکر کنید که چگونه می‌توانید از رابطه‌ خود لذت ببرید.

اشتباه بزرگ در برقراری ارتباط  و دید تجاری

یک رابطه‌ ارزشمند، به شما فرصت می‌دهد که به واسطه‌ آشنایی که با طرف مقابل خود دارید، بتوانید همانند یک شبکه گسترده، با تعداد زیادی از افراد دیگر هم وارد رابطه شوید. تا وقتی که با دوستان خود مانند کالای مبادلاتی رفتار کنید، هیچکس تمایل ندارد که برای منافع شما کاری انجام دهد. اگر فقط در مواقع نیاز به سمت دوستان خود بروید، آن‌ها آهسته آهسته از دوستی با شما دلسرد خواهند شد.

اگر می‌خواهید که رابطه‌ شما، شکل تجارت و معامله به خود نگیرد، باید به طرف مقابل اجازه دهید که درباره‌ موضع خودش هم سخن بگوید. در یک رابطه سالم، افراد باید درباره‌ گذشته‌ و سوابق یکدیگر گفتگو کنند. از طرف مقابل خود بپرسید که چه چیزی آن‌ها به سوی این حرفه کشانده است؟ چه انتظاراتی از شغل خود دارند؟ و به واسطه این شغل تمایل دارند که به کجا برسند؟ شما به عنوان یک شریک خوب، باید از دیگران همان سوال‌هایی را بپرسید که خودتان دوست دارید آن سوالات از شما پرسیده شود. با طرف مقابل خود طوری رفتار کنید که احساس کند دلیل تمایل شما برای برقراری ارتباط، تنها جایگاه حرفه‌ای او نیست و شخصیت اوست که شما را جلب کرده است.

ناتانائیل برندن  (Nathaniel Branden) روانشناس معروف کانادایی، تحت عنوان بینش روانی به این موضوع اشاره می‌کند. او تاکید می‌کند که دیده شدن از جانب طرف مقابل، یکی از پایه‌های اساسی برای حفظ روابط دوستانه است.

اشتباه سوم: تمرکز روی افراد مهم و پر کار

در پایان هر کارگاه یا کنفراسی، شنوندگان برای پرسیدن سوال، عکس گرفتن یا حتی گرفتن کارت ویزیت، به سمت سخنران‌ها هجوم می‌آورند. در این گردهمایی‌ها معمولا افراد مهم دیگری هم وجود دارند که اغلب ممکن است مردم متوجه آن‌ها نشوند. این افراد مهم که توسط برگزارکنندگان مراسم دعوت شده‌اند، معمولا سوابق درخشانی در زمینه‌ موضوعات و مباحث گردهمایی دارند. اشتباه مخربی که در خصوص برقراری ارتباط با این افراد انجام می‌شود، این است که اغلب حضور این افراد توسط مردم نادیده گرفته می‌شود و همه‌ حضار به یکباره به سمت سخنران‌های مراسم رفته و در صف‌های طولانی گرد آن‌ها حلقه می‌زنند.

اشتباه بزرگ در برقراری ارتباط و تمرکز روی افراد مهم

این مهمانان ویژه، اغلب به واسطه‌ عنوان، جایگاه و حتی طرز لباس پوشیدن‌شان، به راحتی قابل شناسایی هستند. از وجود چنین افرادی غافل نشوید و به اشتباه فرصت برقراری ارتباط با آن‌ها را از دست ندهید. معمولا در چنین موقعیتی خیلی ساده می‌توانید با آن‌ها مکالمه کنید، چرا که در این گردهمایی آن‌ها هم مانند شما مهمان هستند. ارتباط داشتن با این افراد بسیار می‌تواند برای شما کارساز باشد.

تیم فریس (Tim Ferriss) نویسنده کتاب « یک هفته کار در ۴ ساعت» (4 Hour Workweek) به نکته مهمی درباره موفقیت کتاب خود اشاره می‌کند. او عنوان می‌کند که در زمانی که در بهبوهه‌ تلاش برای انتشار کتاب خود بوده است، برای صحبت با یک فرد تاثیر گذار، در کنفرانسی که آن فرد حضور داشته شرکت می‌کند. اما چون دور و بر این فرد تاثیر گذار شلوغ بوده است، فرصت نمی‌یابد که با او سخن بگوید. او می‌گوید که درست درحالی که تمام امید خود را از دست داده بوده است، با یکی از مهمترین افراد زندگی خود که از قضا در آن مراسم میهمان بوده، روبرو می‌شود. این فرد توصیه‌نامه‌ای در اختیار او قرار می‌دهد و  به موجب اعتبار بالای این  فرد، این نویسنده توانسته است کتاب خود را به درجه‌ بالایی از ارزش و اعتبار برساند.

بنابر این، در یک گردهمایی یا کنفرانس، نباید به سمت فردی که در آن مراسم بیشتر از همه در معرض دید است بروید. ممکن است افرادی در ردیف‌های جلوتر نشسته باشند که بتوانند کمک بیشتری به شما بکنند.

اشتباه چهارم: پرسیدن سوالات تکراری

وقتی که در یک رابطه، صحبت‌ها به سمت یک سری چارچوب ثابت و تکرار شونده کشیده ‌می‌شود، احساس ملال آوری و یکنواختی به هر دو طرف دست می‌دهد. اگر با سوالاتی مانند «اوضاع چطور است؟»، «شما در چه دانشگاه تحصیل کرده‌اید» یا «چه چیزی شما را به این جا کشانده است» سعی کنید که به نوعی رابطه‌ با طرف مقابل خود شکل دهید، آن‌ها ناگزیر هستند که به سمت یک سری چارچوب و فرمول ثابت بروند تا بتوانند به سوالات شما پاسخ دهند. آن‌ها از قبل می‌دانند که چگونه باید به این گونه سوالات پاسخ دهند، در نتیجه هیچ وقتی را صرف فکر کردن به سوال شما نمی‌کنند و بدون اینکه درگیر مکالمه شوند، به سرعت به شما پاسخ می‌دهند. بنابراین هرگز نباید مرتکب این اشتباه بزرگ در برقراری ارتباط با افراد دیگر شوید.

اشتباه بزرگ در برقراری ارتباط و پرسیدن سوالات تکراری

در برقراری ارتباط، باید روی این هدف گذاری کنید که در کوتاه‌ترین زمان ممکن، احساسات مثبت طرف مقابل خود را برانگیزید. اگر سوالی از طرف مقابل خود بپرسید که از پیش پاسخ آن را می‌داند، نمی‌توانید خود را در یاد و خاطر او تثبیت کنید. اگر می‌خواهید که در یاد طرف مقابل بمانید از قالب این جملات چارچوب زده بیرون بیایید. از چیزهایی سوال کنید که فکر می‌کنید کمتر ممکن است از طرف مقابل شما پرسیده شده باشد. به جای آنکه درباره‌ محل کار و دلیل آمدن آن‌ها به همایش بپرسید، درباره شخصیت‌شان از آن‌ها سوال کنید. بهتر است که درباره‌ زندگی بیرون از محل کار با همدیگر صحبت کنید یا بحث را به سمت جو محیطی که در آن مشغول مکالمه هستید، ببرید.

حقه‌ای که برای بیرون آمدن از چارچوب سوالات تکراری باید از آن استفاده کنید، این است که بدون هیچ ترس و وحشتی، سوالاتی بپرسید که دوست شما انتظار ندارد آن را بشنود. با لحنی سوالات خود را مطرح کنید که فرد تمایل پیدا کند درباره‌ خود با شما سخن بگوید، اما نباید آنقدر صمیمی رفتار کنید که او احساس کند که درباره‌ زندگی شخصی او اطلاعاتی دارید.

به این چند نمونه سوال که خارج از چارچوب‌های معمول هستند و در عین حال با یک رابطه‌ کاری معمولی تناسب دارند، توجه کنید. بهترین سوال‌ها، آن‌هایی هستند که اصالت دارند و با بحث شما مرتبط هستند. مثلا از طرف مقابل خود بپرسید:

بزرگترین هدف شما برای چند ماه آینده چیست؟

از طرفی اگر می‌خواهید سوالی بپرسید که بعد از طرف مقابل، خودتان هم بتوانید به آن پاسخ دهید، این گونه سوال کنید:

بزرگترین تصور غلطی که مردم ممکن است از کار شما داشته باشند، چیست؟

بعد از اینکه به این کار وارد شدید، بزرگترین چیزی که شما را شگفت زده کرد، چه بود؟

اشتباه پنجم: تحمیل عادت‌های اجتماعی خود به دیگران

بعد از اینکه مکالمه مختصری با طرف مقابل خود داشتید، سعی کنید که رابطه‌ خود را با او قوی‌تر کنید. یک اشتباه مخرب که افراد در برقراری ارتباط مرتکب می‌شوند، این است که برای محکم کردن روابط خود با دیگران، آن‌ها را  به سمت عادت‌ها اجتماعی خود مانند صرف نوشیدنی دعوت می‌کنند. این اشتباه زمانی زننده‌تر می‌شود که طرف مقابل شما، یک فرد مهم باشد و برای صرف نوشیدنی با شما وقت کافی را نداشته باشد.

شما باید نکات مثبتی را در خود به وجود بیاورید که حتی افرادی هم که در ظاهر تمایلی به برقراری ارتباط ندارند، به سمت شما بیایند. عادت‌های اجتماعی، آن چیزی نیست که بتواند دیگران را به خوبی به شما جذب کند. بنابر این چاره‌ای ندارید جز اینکه عادت‌های اجتماعی خود را کنار بگذارید. این عادت‌های اجتماعی می‌تواند پیاده‌روی، کنسرت رفتن، تنیس، پینتبال یا حتی مهمانی رفتن با افراد مشهور باشد. اگر طرف مقابل شما، به عادت‌های اجتماعی شما علاقه‌ای نداشته باشد، ممکن است تظاهر کند که به واسطه‌ این عادت‌ها، جذب شما شده است، در حالی که این احساس کاملا تصنعی است و ممکن است حتی از ادامه‎ی رابطه با شما منصرف شود.

اشتباه بزرگ در برقراری ارتباط  و تحمیل عادت‌

 بنابراین نباید با این اشتباه مخرب، شانس خود را در برقراری ارتباط از دست بدهید. به دنبال کارهایی بروید که هردوی شما از انجام آن لذت می‌برید، چراکه این گونه کارهاست که به محکم کردن رابطه شما کمک می‌کند.خوب است که به عنوان یک مثال، به یکی از دوستان خود اشاره کنم. او در یک شرکت مشاوره املاک  در شهر پیتسبورگ (Pittsburgh) مشغول به کار بود. در آن شرکت، او این مسئولیت را برعهده داشت که با کسانی که قصد دارند املاک خود را به فروش برسانند، ملاقات کند و با آن‌ها ارتباط برقرار نماید. وضعیت شهر پیتسبورگ، به گونه‌ای است که صاحبان املاک بیشتر افراد کارآفرین و تاجران بزرگ هستند که اکثر آن‌ها هم سن بالایی دارند. با این ویژگی‌ها، مسلما این افراد اغلب گرفتار هستند و علاقه‌ای ندارند که با کسی که آن‌ها را به صرف قهوه دعوت می‌کند، وقت بگذرانند. به همین دلیل بود که این دوست من، مدتی بود که با دعوت کردن این افراد به صرف قهوه، نمی‌توانست که با آن‌ها رابطه‌ خوبی برقرار کند. سرانجام یکی از این افراد، پیشنهاد او برای صرف قهوه را رد کرد و او را به یک باشگاه گلف دعوت نمود.

به این صورت بود که پس از مدت‌ها این دوست من، به اشتباه بزرگ خود در برقراری ارتباط پی‌برد و متوجه شد که باید خیلی قبل‌تر از اینها، عادت‌های اجتماعی مخصوص به خودش را رها می‌کرده و توجه می‌کرده است که یک فرد مسن که ثروت زیادی دارد، بیشتر به چه تفریحاتی علاقه‌مند است. پس از این ماجرا، او به یک باشگاه گلف ملحق شد و عادت‌های اجتماعی خود را تصحیح کرد.

بنابراین شما باید به دنبال عادت‌های اجتماعی باشید که طرف مقابل‌تان هم از آن لذت می‌برد. لازم نیست که این عادت‌ها مانند گلف بازی کردن، خیلی گران قیمت باشد. عادت‌های اجتماعی شما می‌تواند به سادگی پیاده‌روی، مهمانی رفتن یا بازدید از موزه‌ها باشد. تنها کافی است که خود را در جای طرف مقابل قرار دهید و مطمئن شوید که او هم از عادت‌های اجتماعی شما لذت می‌برد.

اشتباه ششم: پیگیری‌های بیش از حد و آزار دهنده

خود من، به شخصه به کارت‌های ویزیت اهمیتی نمی‌دهم. این اهمیت ندادن به خاطر آن نیست که نخواهم با دیگران ارتباط برقرار کنم. اگر زیاد به کارت‌ ویزیت طرف مقابل خود اهمیت دهید و آن را همه جا با خود داشته باشید، انگیزه پیدا می‌کنید که مرتبا با او تماس بگیرید و برای یک ملاقات دیگر قرار بگذارید. این موضوع از آن جهت اهمیت دارد که نباید پیگیری‌های شما باعث آزار دیدن طرف مقابل‌تان شود. شاید این موضوع مهمترین اشتباه بزرگ در برقراری ارتباط باشد.

اشتباه بزرگ در برقراری ارتباط و پیگیری‌های بیش از حد

وقتی که شما برای ادامه دادن رابطه‌ خود با یک فرد مهم، سعی می‌کنید که با او مرتبا قرار ملاقات داشته باشید، توجه کنید که این فرد با بسیاری از افراد دیگر که وضعیت‌شان مشابه شما است، باید ملاقات داشته باشد. اگر می‌خواهید که این فرد مهم، همیشه شما را در یاد داشته باشد، باید روش‌های برقراری ارتباط مناسب‌تری برای پیگیری در پیش بگیرید و با استفاده از آن‌ها خود را در یاد او تثبیت کنید. در هنگام مکالمه با این فرد مهم، توجه کنید که او درباره چه مباحثی سخن می‌گوید. این مباحث را در ذهن خود داشته باشید و زمانی که برای پیگیری کار خود به او ایمیل ارسال می‌کنید، سعی کنید که در متن ایمیل خود، به آن مباحث اشاره کنید و به این بهانه او را وادار کنید که شما را به یاد آورد. برای مثال اگر در جلسه‌ای که با این فرد مهم داشتید، او مکررا درباره‌ سیاست‌های مالی دولت صحبت می‌کرد، شما باید مقاله‌ای درباره‌ سیاست‌های مالی دولت در ضمیمه‌ ایمیل خود قرار دهید.

این موضوع به پیگیری‌هایی هم که در آینده‌ انجام خواهید داد، کمک شایانی خواهد کرد. برای مثال اگر این فرد مهم در زمان‌های دورتر، صندوق دریافت ایمیل خود را باز کند و با نام شما روبرو شود، اگر نتواند شما را به خاطر بیاورد، محتوای ایمیل‌های قبلی‌تان به سادگی او را متوجه شما می‌کند و احتمال اینکه به ایمیل شما پاسخ دهد، بیشتر می‌شود.

پس به این شیوه باید با استفاده از محتواهای مناسب در پیام‌های خود، رابطه خود را پیگیری کنید. محتوای پیام‌های شما باید فراتر از یک احوال‌پرسی ساده باشد، چرا که به واسطه این محتوا باید طرف مقابل را مجبور کنید تا شما را در خاطر خود نگه دارد.

اشتباه هفتم: ابراز خواسته‌های بزرگ در ملاقات اول

شاید تعجب کنید، اما برقرار کردن روابط کاری شباهت زیادی به قرارهای عاشقانه دارد. با این تفاوت که زمانی که می‌خواهید با یک نفر رابطه کاری برقرار کنید، به دنبال تشکیل خانواده نیستید، بلکه می‌خواهید او را برای مسائل کاری که در آینده با او خواهید داشت، مورد سنجش قرار دهید. برای برقرار کردن یک رابطه کاری، ابتدا باید نقاط مشترک خود را با طرف مقابل بیایبد. باید ببینید که آیا می‌توانید در همه‌ پروژه‌ها در کنار این فرد کار کنید؟ آیا او فردی است که شما همیشه انتظار داشتید در محل کار در کنار شما باشد؟ آیا کاری هست که بتوانید برای این فرد انجام دهید؟

اشتباه بزرگ در برقراری ارتباط و ابراز خواسته‌های بزرگ

دقیقا مانند یک رابطه عاشقانه، در برقرار کردن روابط کاری هم اگر خیلی زود خواسته‌های بزرگ خود را بروز دهید، شانس برقرار کردن ارتباط را از دست خواهید داد. همانطور که در قرار اول از فرد مورد نظر خود، درخواست ازدواج نمی‌کنید، از کسی که علاقه دارید که شریک کاری شما باشد، نباید در همان ملاقات اول درخواست کنید که از جایگاه اجتماعی‌اش در جهت منافع شما استفاده کند.

برای آنکه مطمئن باشید که طرف مقابل، به درخواست شما پاسخ مثبت می‌دهد، باید سعی کنید تا موقعیت مناسب را ایجاد کنید. اگر طرف مقابل خود را به خوبی نمی‌شناسید، باید ابتدا سعی کنید که رابطه میان خودتان را تقویت کنید و او را متوجه سازید که برای شخصیت او احترام قائل هستید. پس از انجام دادن این کارها می‌توانید درخواست خود را با او مطرح کنید. به محض اینکه آشنایی شما با او بیشتر شد، می‌توانید از او بخواهید که توصیه نامه‌ای در اختیار شما قرار دهد، شما را برای انجام پروژه‌ای به یک شرکت معتبر معرفی کند، شما را به تیم همکاران خود اضافه کند یا اینکه وقت بیشتری را برای گفتگو با شما صرف کند.

برای اینکه بتوانید به روش‌های برقراری ارتباط مسلط شوید، راهی طولانی در پیشرو دارید. مطمئن باشید که هرچه در کار خود بیشتر تجربه کسب کنید، از اینکه دچار اشتباه بزرگ در برقراری ارتباط با مردم شوید، بیشتر فاصله می‌گیرید.